سماع در تصوف؛ از وجد تا انحراف

«سماع» یکی از آیین‌های بحث‌برانگیز و پرمناقشه در تاریخ تصوف است. سماع در لغت به معنای «شنیدن صدای خوش» است، در اصطلاح صوفیه به محافلی گفته می‌شود که با شعرخوانی، آواز، ساز و حرکات موزون بدنی (پایکوبی و دست‌افشانی) برگزار می‌شود تا در سالک حال وجد و جذبه پدید آورد. صوفیان برای توجیه این رفتار، گاه آن را به غذا و دوا تشبیه کرده‌اند؛ یعنی عاملی برای رفع خستگی ریاضت‌ها و ایجاد نشاط روحی. اما همین مفهوم، همواره از دو سو محل نزاع بوده است: از یک سو میان خود صوفیان اختلافاتی دیده می‌شود، و از سوی دیگر میان آنان و فقها و عالمان دین مباحث جدی وجود داشته است. متاسفانه این روزها علی‌رغم مشاهده برخی از رفتارهای عجیب و غریب در میان برخی از اهل تصوف و برگزاری مجالس سماع به صورت مختلط و گاها بدون حجاب شرعی زنان، شاهد افراد و گروه‌هایی هستیم که با دستاویز ساختن (رقص سماع) به ترویج بی بند و باری و برگزاری مجالس رقص و آواز می‌پردازند.

چیستی سماع و سیر تحول آن

در میان متصوفه، سماع ابتدا محفلی ساده از شعرخوانی بود، اما به‌تدریج با افزودن دف و نی، رقص و فریاد و نعره، و حتی پاره‌کردن جامه و خرقه همراه شد. ابن جوزی در «تلبیس ابلیس» توصیف می‌کند که این طایفه هنگام شنیدن غنا به وجد می‌آیند، دست می‌زنند، فریاد می‌کشند و لباس‌های خود را به سوی نوازندگان پرتاب می‌کنند. برخی از بزرگان صوفیه، مانند هجویری و باخرزی، بخشی با عنوان «آداب السماع» در آثار خود آورده‌اند که نشان‌دهنده اهمیت آن در میان اهل تصوف است.

از نظر تاریخی، سماع در اوایل شکل‌گیری تصوف مطرح نبود و از نیمه دوم قرن سوم در ادبیات صوفیانه ظاهر شد. امروزه شکل‌های مختلفی از سماع را در میان طریقت‌های صوفیه شاهد هستیم. فرقه مولویه سماع را به شکلی نمادین و هنری اجرا می‌کند، در حالی که در برخی فرق قادریه، این آیین با اعمالی خشن و غیرمتعارف مانند فروکردن سیخ و خنجر در بدن همراه شده است.

آنچه مشخص است صوفیان در مواجهه با سماع یکدست نیستند و رویکردهای مختلفی دارند. گروهی که سماع را برترین عبادت و حتی بهترین عمل نزد خدا می‌دانند. برخی از آن‌ها کار را به جایی می‌رسانند که ســماع را جایگزینی برای عبادت روزانه مانند نماز معرفی می‌کنند. کسانی هم هستند که سماع را مستحب و قرب‌آور می‌دانند، اما به اندازه گروه اول افراطی نیستند. گروهی اندک نیز از طریقت‌های صوفیه به رد سماع پرداخته‌اند.

ارزیابی سماع

در ارزیابی و نقد و بررسی سماع چند مطلب قابل ذکر است:

اول اینکه:

از نگاه بسیاری از فقها و بزرگان دینی، این رفتارهای خانقاهی یک بدعت آشکار است. بدعت یعنی وارد کردن چیزی در دین که هیچ ریشه و مستندی در شریعت ندارد. در سراسر آیات قرآن کریم و سیره پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) هیچ سابقه‌ای وجود ندارد که ایشان یا اصحابشان جمع شوند، با انوع آهنگ‌ها سر تکان دهند و به رقص و وجد بپردازند.

دوم اینکه:

علمای شیعه با استناد به آیات و روایات، غنا، موسیقی و شنیدن آن‌ها را حرام می‌دانند. حر عاملی در «الاثنی عشریه» می‌گوید: «همان‌گونه که تحریم غنا و موسیقی شعار اهل بیت (ع) است، مباح بودن این رفتار نیز شعار صوفیه است.» ایشان در این کتاب، بر رقص و دست‌افشانی و عربده‌کشی صوفیان که آن را از برترین عبادات شمرده‌اند، خط بطلان کشیده است.

سوم اینکه:

متأسفانه در برخی از مجالس سماع، اختلاط زن و مرد، بی‌حجابی، و حتی ترک نماز رخ می‌دهد. این نکته نشان می‌دهد که سماع نه‌تنها یک عمل عبادی نیست، بلکه گاه به عامل جذب سطحی و انحراف از مسیر اصلی دین تبدیل می‌شود. متاسفانه در سال‌های گذشته، جلساتی با عنوان «سماع صوفیانه» در گوشه و کنار کشور شکل گرفته که در آن رقص و آواز، جایگزین ذکر و عبادت شده است. این محافل که گاه در رسانه‌ها تبلیغ می‌شوند و روزبه‌روز هم گسترده‌تر می‌شوند، نه‌تنها بستری برای ترویج تصوف فراهم کرده‌اند، بلکه زمینه‌ساز بی‌بندوباری نیز شده‌اند. در برخی از این جلسات، زنان بی‌حجاب به رقص و آواز مشغول می‌شوند و این برنامه‌ها با نام‌هایی فریبنده مانند «آموزش سماع» یا «کارگاه رقص» معرفی می‌گردند.

چهارم اینکه:

در میان صوفیان نیز کسانی هستند که سماع را نه‌تنها شایسته حضرت حق نمی‌دانند، بلکه آن را نشانه باقی‌ماندن در مرحله نفسانیات می‌شمارند. این نقد درونی، اعتبار مخالفت با سماع را دوچندان می‌کند؛ زیرا از زبان کسانی مطرح می‌شود که خود در سنت تصوف جایگاه بلندی دارند.

 

نویسنده: سید رضا موسوی

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *