در میان برخی مدعیان تصوف، همواره این توهم وجود داشته که پس از رسیدن به مقام «حقیقت»، دیگر نیازی به پایبندی به شریعت نیست. اما آنچه این گروه نادیده میگیرند، اعتراض صریح خود بزرگان تصوف است که ترک شریعت را نه نشانه قرب، که نشانه سقوط در وادی گمراهی و حتی کفر میدانند.
امام محمد غزالی، که خود از برجستهترین عارفان مسلمان است، در کیمیای سعادت درباره این دسته حکمی تند صادر میکند. او مینویسد کسانی که میگویند «عبادات کار دل دارد و به صورت نظر نیست» و نماز را ترک میکنند، «کافرند و خون ایشان به اجماع امت حلال است». (غزالی، محمد، کیمیای سعادت، نشر علمی و فرهنگی، تهران، 1364، ج 2، ص 308) غزالی به روشنی نشان میدهد که چنین طرز فکری نه تنها عرفانی نیست، بلکه با روح شریعت در تضاد کامل قرار دارد.
جالب آنکه مخالفت با این انحراف، تنها از سوی افرادی چون غزالی نیست، بلکه خود مشایخ بزرگ صوفیه نیز با صراحت تمام این عقیده را محکوم کردهاند. خواجه عبدالله انصاری از عارفان نامدار قرن پنجم، از یحیی بن معاذ نقل میکند که در پاسخ به ادعای «ما به جایی رسیدهایم که ما را نماز نباید کرد» فرمود: «به گور رسیدهاند، به سقر (جهنم) رسیدهاند.» (انصاری، خواجه عبدالله، طبقات الصوفیه، نشر فروغی، تهران، 1362، ص 101)
جنید بغدادی، که او را سیدالطائفه صوفیه میدانند، نیز درباره کسانی که مدعی «سقوط تکلیف» و وصول به حق بدون نیاز به عبادتند، پاسخی کوبنده دارد: «درست است واصل شدهاند، اما به جهنم.» (عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، تذکره الاولیاء، چاپ خاشع، تهران، 1393، ص 49)
این اقوال نشان میدهد که عرفان، بدون شریعت نه تنها پوچ و بیمعناست، بلکه به زعم مشایخ بزرگ، مسیری مستقیم به سوی گمراهی و عذاب اخروی است. و هرکه جز این گوید، به تعبیر جنید، اگر هم «واصل» شده باشد، مقصدی جز آتش ندارد.
نویسنده: سید رضا موسوی
