احمد کسروی، تاریخنگار، زبانشناس، حقوقدان ایرانی در عصر پهلوی اول بود. او که با نگارش آثاری چون تاریخ مشروطه ایران شناخته میشود. کسروی با قلمی صریح، برهنه و بیپروا، بسیاری از نحلهها و جریانهای فکری و سیاسی معاصر خود را به ترازوی نقد کشید.
یکی از مهمترین و جنجالیترین آثار کسروی در حوزه نقد فرقهای، کتاب «بهائیگری» منتشرشده در سال ۱۳۲۲ ش است. او در این اثر، با کالبدشکافی متون، تاریخچه و عملکرد سران این فرقه، کوشید ریشههای پیدایش این جریان از دل «شیخیگری» و «بابیگری» را تشریح کند. کسروی نقد بهائیت را نه یک نزاع صرفاً مذهبی، بلکه یک ضرورت ملی، عقلانی و فرهنگی میدانست تا جامعه ایرانی و تودههای ناآگاه از دام تبلیغات انحرافی ایمن بمانند.
کسروی در کتاب بهائیگری، بهائیت را نه یک «آیین الهی»، بلکه یک تشکل و تشکل سیاسی در خدمت منافع بیگانگان میدانست که برخلاف مصالح مملکت عمل میکند . مهمترین آراء و ادله او در این کتاب عبارتاند از:
- ضعف علمی و غلطهای فاحش ادبی در نصوص: کسروی با بررسی متون علیمحمد باب و میرزا حسینعلی بهاءالله نشان داد که نوشتههای آنان پر از غلطهای فاحش صرفی، نحوی و عبارات عامیانه و نامفهوم عربی است. او با تعجب یادآور میشد کسانی که ادعای وحی و حتی الوهیت دارند، از نگارش یک جمله صحیح عربی عاجز بودهاند.
- شعارهای پوچ و ادعاهای باطل: کسروی شعارهای همهپسند بهائیت نظیر «صلح عمومی» و «وحدت عالم انسانی» را ادعاهایی توخالی و ابزاری برای فریب مینامید . او متذکر میشد فرقهای که رهبرانش بر سر جانشینی به ترور، فحاشی و مسمومسازی یکدیگر دست زدهاند، چگونه میتواند منجی صلح در جهان باشد؟
- بیوطنی و تضعیف غیرت ملی: کسروی آموزههای بهائی را موجب تضعیف تعصّب مثبت ملی و ایجاد وابستگی سیاسی به قدرتهای خارجی میدید و هشدار میداد که این جریان، مردم را از مسائل واقعی و حیاتی کشور منحرف میسازد.
- شیوههای تبشیری و شکار عوام: او بهشدت از دستورات تبلیغی شوقی افندی به مبلغان برای نفوذ در روستاها و شهرهای کوچک گلهمند بود و آن را «بازی با باورهای مردم سادهلوح» میدانست. در مجموع، احمد کسروی در کتاب بهائیگری، این فرقه را ملغمهای از بدعت، خرافهگرایی و بستری برای نفوذ بیگانگان در ایران معرفی کرد. نگاه کسروی، نگاه یک تاریخنگار ناسیونالیست بود که وجود این تشکیلات را خطری جدی برای استقلال فکری و ملی ایران قلمداد میکرد.
نویسنده: امیرحسین کامل نواب
