در سالهای اخیر که وجدان بشری در برابر نسلکشی مستمر در غزه به درد آمده و حتی نهادهای بینالمللی توان خود را برای توقف تجاوز رژیم صهیونیستی از دست دادهاند، پرسشی جدی پیش روی جوامع اسلامی قرار دارد: چرا رهبران فرقه اسماعیلیه، بهویژه آقاخانها، در برابر این همه جنایت سکوت اختیار کردهاند؟ این سکوت در حالی است که پیشینه تاریخی اسماعیلیان، بهویژه شاخه نزاری الموت، با مقاومت در برابر سلطهگران گره خورده است؛ اما امروز شاهد فاصلهای عمیق میان آن میراث مبارزهجویانه و رویه کنونی رهبران این گروه هستیم.
نکته تأملبرانگیزتر، همزمانی این سکوت با تعاملات گرم و مستمر رهبران اسماعیلیه با سران قدرتهای غربی است. در حالی که هزاران کودک و زن بیگناه در غزه قربانی بمبارانهای بیرحمانه میشوند، از سوی رهبران اسماعیلیه نه یک بیانیه محکم، نه یک پیام تسلیت و نه حتی یک محکومیت رسمی صادر نشده است. این در حالی است که شبکه توسعه آقاخان (AKDN) در زمینه خدمات اجتماعی و بشردوستانه در کشورهایی مانند هند، پاکستان و کشورهای آفریقایی بسیار فعال و پرصدا ظاهر میشود. این دوگانگی، پرسشهای جدی درباره اولویتهای واقعی این نهاد ایجاد میکند: آیا میتوان در هند مدرسه ساخت و بیمارستان تأسیس کرد، اما در برابر کشتار مسلمانان در غزه سکوت کرد و همچنان مدعی خدمت به جهان اسلام بود؟
منتقدان معتقدند این سکوت نه از سر بیطرفی، بلکه انتخاب آگاهانهای برای حفظ منافع نهادی و روابط با قدرتهای غربی است. رهبران اسماعیلیه همواره روابط نزدیکی با لندن و واشنگتن داشتهاند؛ همان قدرتهایی که در جنایات علیه مسلمانان نقش مستقیم یا غیرمستقیم دارند. از منظر اسلامی، سکوت در برابر ظلم خود نوعی همراهی با ظالم تلقی میشود. قرآن کریم به صراحت مسلمانان را از تمایل و تکیه بر ستمکاران بر حذر داشته است، و پیامبر اسلام (ص) فرمودهاند: «هر کس فریاد مسلمانی را بشنود و پاسخ ندهد، مسلمان نیست». در شرایطی که علمای شیعه در ایران، عراق و لبنان بارها جنایات اسرائیل را محکوم کردهاند، سکوت رهبران اسماعیلیه شکافی آشکار در همبستگی با امت اسلامی ایجاد کرده است.
