میدانِ جنگ امروز، میدانِی مرکب از تجهیزات پیشرفته نظامی، تحریم و روایتسازی، وعدههای دروغین و تهدیدهای فریبنده آمریکا است. دشمنی که بارها پیمان شکسته، از مذاکره جز سوءاستفاده هدفی ندارد و «آتشبس» را نه برای صلح که برای بازسازیِ قوای خویش میخواهد. ملت ایران اما با درایتِ تاریخی و حضورِ هوشمندانه خود در خیابان و صحنههای مقاومت، این معادله را بر هم زده است؛ مردمی که میدانند تسلیمِ فریبِ آتشبس، خسارتی بهمراتب سنگینتر از ادامه دفاع مقتدرانه دارد. ازاینرو، راهبردِ امروز ما روشن است: یا توقفِ حقیقیِ جنگ با تضمینِ طرفهای معتبر بینالمللی، یا تداومِ مقاومتِ جانانه تا شکستِ نهاییِ دشمن. هیچ گزینه سومی در کار نیست.
نبرد کنونی آمریکایی صهیونیستی علیه ملت ایران که ممکن است ماهها به درازا کشیده شود، نیازمند همراهی خستگیناپذیر همه اقشار است، چند دسته مسئولیت بر دوش ماست:
الف) مسئولان نظام موظفاند هزینههای جنگ را تا حد ممکن کاهش دهند و شرایط معیشتی و روانی مردم را جبران کنند. هرگونه غفلت از این بخش، تیشه زدن به ریشه اصلیترین سرمایه ملی یعنی اعتماد و همراهی مردم است. تسهیل زندگی، جبران آسیبها و دیدهشدن سختیها، نخستین گام برای حفظ پایداری در یک جنگ فرسایشی است.
اعلام موضع سریع، صریح و قاطع مسئولان نظام در برابر فریب رسانه رسانهای دشمن، ایستادگی پرشور و هدفمند مردم را در خیابان تضمین میکند.
ب) متولیان فرهنگی و رسانهای اما رسالتی فراتر دارند: باید با تبیین درست از ماهیت جنگ و تکرار چند اصل راهبردی، سطح تابآوری را در تمام لایههای جامعه – از رزمندگان تا حامیان پشتجبهه – ارتقا دهند.
این اصول عبارتاند از:
۱.مقاومت، یگانه راه پیشرفت؛
بدون مقاومت، آبادانی، امنیت و عزت ملی ممکن نیست.
۲.ما مدافعیم، نه متجاوز؛
هر دو جنگ اخیر با حمله آمریکا و اسرائیل آنهم در وسط مذاکره آغاز شده و دفاع مشروع، حق مسلم ماست.
۳.آمریکا اهل تعهد نیست؛
انواع مذاکره امتحان شده و هر دو جنگ در دل مذاکرات رخداده است. تجربه عینی نشان میدهد که تکیه بر گفتگو بدون پشتوانه قدرت، نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه طرف مقابل را جریتر میسازد.
۴.قدرت، زبان مشترک میدان؛
ادبیات نظام سلطه، ادبیات جنگل است: هر که قویتر باشد، حرفش شنیده میشود. بهویژه با جدیدترین اظهارات وزیر جنگ آمریکا شاهدیم که با آنکه در باتلاق بهدامافتادهاند اما قلدرمآبانه ادعا میکنند که مذاکره ما فقط با موشک است!
امروز تنها راه عقلانی آن است که کشور ایران چنان قدرتمند شود که زبان تهدید جای خود را به زبان موازنه دهد.
۵.امنیت پایدار فقط با مقاومت مقتدرانه؛
پایان جنگ در شرایط فعلی، به معنای تکرار آن در ماههای آینده است. همانگونه که در هفتههای اخیر، شکست آشکار آمریکا آنها را به راهاندازی راهبُرد رعب و حملات روانی کشانده، تداوم مقاومت میتواند سالها اقتدار و صلح را برای کشور تضمین کند.
۶.اهداف دشمن شکستخورده است؛
ترامپ کذاب و متوهم از ابتدا تسلیم بیقیدوشرط، تعیین رهبر آینده، برچیدن نظام سیاسی و نظامی و نابودی انرژی هستهای را هدف اعلام کرد؛ اما امروز نهتنها هیچیک محقق نشده، بلکه خود او مجبور به عدول از آنها شده است.
این واقعیت، بزرگترین سرمایه امیدآفرینی برای جامعه است که تا حصول نتیجه اطمینانبخش باید در حمایت از رهبر معظم، مسئولان نظام و نیروهای مسلح، محکم و مقاوم ایستادگی کرد و خیابان را خالی نکرد.
مردم ایران امروز با حضوری پرشور، هدفمند و خستگیناپذیر در خیابان، ثابت کردهاند که تابآوری نزد آنان نه یک شعار، بلکه یک راهبرد زیسته است. از خانوادهای که در برابر فشارهای اقتصادی صبوری میکند تا جوانی که در جبهههای پیشرفت علمی و امنیتی بیادعا کار میکند، همه بخشی از این پیکره عظیم مقاومتاند.
اما این حضور زمانی به اوج اثرگذاری میرسد که مسئولان نیز متناسب با آن عمل کنند: هم زمینههای مادی پایداری را فراهم آورند و هم با گفتمانی صادق و واقعبین، افق را چنان ترسیم کنند که هر ایرانی بداند طاقتِ امروز، مقدمه عزتِ ماندگار فرداست.
ما در جنگی تمامعیاریم؛ اما سلاح ما، همدلیِ هوشمندانه مردم و مسئولان، و راهبرد ما، همان سنت تغییرناپذیر الهی است: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ». بیاییم این تغییر را در افزایش طاقت و اراده جمعی، و نیز در مدیریت مؤمنانه و هوشمندانه امور به منصه ظهور برسانیم و رسانههای مزدور و دشمنان ایران عزیز و پاینده را ناامید گردانیم.
منبع: پایان جنگ و شاخصههای فتح بر اساس منطق قرآن کریم و فرمایشات رهبر شهید، محمدرضا عابدینی، ص ۱۴.(با اقتباس و تلخیص)
نویسنده: احمد منصوری ماتک
