بیش از یک ماه از تهاجم ناجوانمردانه آمریکایی‑صهیونیستی به میهن اسلامی میگذرد. حملاتی که مدارس، دانشگاهها، مراکز علمی، خوابگاههای دانشجویی و حتی مراکز درمانی را هدف قرار داد. در این میان، پرسشی جدی پیش روی جامعه است: چرا برخی چهرهها، استادان دانشگاه، حوزویان و دیگر اقشار با وجودداشتن طرفداران بسیار، هنوز موضعی نفیی یا اثباتی در برابر این تهاجم اتخاذ نکردهاند!؟
قرآن کریم در آیات متعدد و همچنین تفاسیر معتبر مانند المیزان، بهروشنی به تحلیل این پدیده پرداخته و انگیزهها و چگونگی مواجهه با آن را تبیین کرده است:
۱. انگیزههای مستند سکوت در برابر تهاجم (بر اساس تفسیر المیزان)
الف) محاسبه سود و زیان مادی و منافع دنیوی:
منابع تفسیری، انگیزه این افراد را چنین تحلیل میکنند که منطق آنان بر پایه «احساس» و منافع محسوس دنیوی است. آنان ثبات قدم در جنگ را تنها برای دو فایده میدانند: «ستایش مردم» و «راحت شدن از شر دشمن». اگر مطمئن نباشند که مردم قدر جهادشان را میدانند یا از نابودی دشمن احساس راحتی میکنند، انگیزهای برای مقاومت نمیبینند [المیزان، ج۴، ص۱۷۹]. امروز نیز برخی سلبریتیها و چهرههای تأثیرگذار که نگران کاهش محبوبیت یا از دستدادن جایگاه خود هستند، با محاسبهای اینچنینی، سکوت را به موضعگیری ترجیح میدهند.
ب) ترس از تمسخر و خوار شدن:
قرآن از گروهی خبر میدهد که برای توجیه سکوت و سازش خود، این عذر را میآورند که قیام برای حق در دنیای امروز باعث خوار شدن و مورد تمسخر قرارگرفتن میشود. آنان میگویند شرافت نفس اگر با گرسنگی و ذلت همراه باشد، به درد نمیخورد. این منطق «پیروان حس» است که بهجای ایمان، تابع محاسبات مادی و بیم از سرزنش دیگران هستند [ المیزان، ج۴، ص۱۷۹].
ج) ترس از مرگ و کشتهشدن:
در آیات مربوط به جنگ احد، قرآن از کسانی یاد میکند که به دلیل ترس از مرگ و کشتهشدن، از میدان نبرد گریختند یا از حضور در جبهههای حق سرباز زدند. این ترس چنان بر آنان چیره میشود که وعدههای الهی را فراموش میکنند و تنها به فکر حفظ جان خود هستند [المیزان، ج۴، ص۶۶۸‑۶۶۹].
د) تضعیف روحیه عمومی:
در مواقع سخت، هنگامی که لشکر انبوه دشمن رویاروی مؤمنان قرار میگیرد، برخی از منافقان و بیماردلان (ضعیفالایمان) شروع به سخنپراکنی و تضعیف روحیه میکنند و وعدههای خدا و رسول را فریب میخوانند [المیزان، ج۱۶، ص۴۲۸]. سکوت تأثیرگذاران امروز، خود مصداقی از تضعیف روحیه عمومی است؛ چراکه طرفداران آنان در انتظار شنیدن صدای حقیقت هستند.
ه) عذرتراشی و فرافکنی:
وقتی مصیبتی رخ میدهد، این افراد بهجای تحلیل واقعی، شروع به گفتن «اگر ما چنین نمیکردیم، چنان نمیشد» میکنند و مسئولیت را به گردن دیگران یا شرایط میاندازند [المیزان، ج۴، ص۹۱]. امروز نیز برخی با عذرهای واهی مانند «نمیشود اظهارنظر کرد»، «فضای مجازی امن نیست» یا «باید منتظر ماند» از موضعگیری شانه خالی میکنند.
و) دنیاطلبی و دلبستگی به اموال و خانواده:
قرآن کریم در توصیف برخی افراد که از جهاد بازمیمانند، میفرماید آنان چنان به اموال و خانوادههای خود دلبستهاند که حاضر نیستند هیچ خطری را برای حفظ آنها به جان بخرند. این دلبستگی دنیوی، بزرگترین مانع برای حضور در میدان دفاع از حق است [المیزان، ج۴، ص۱۵۲‑۱۵۳].
ز) پیروی از منافقان و تأثیرپذیری از فضای شبههافکنی:
گروهی از ضعفای مؤمنان تحت تأثیر القائات منافقان قرار میگیرند و بدون تحقیق، شبهات آنان را تکرار میکنند. این افراد به جای مراجعه به منابع اصیل ایمانی، گرفتار فضاسازی رسانهای دشمن میشوند [المیزان، ج۴، ص۲۲۱].
ح) محاسبه قدرت طرفین و ارزیابی نادرست از توانایی جبهه حق:
برخی افراد با نگاه مادی، تنها به کمیت و تجهیزات ظاهری طرفین نگاه میکنند و از قدرت الهی غافل میشوند. آنان تصور میکنند چون دشمن ظاهراً قدرتمندتر است، مقاومت بیفایده خواهد بود [المیزان، ج۴، ص۱۹۳‑۱۹۴].
۲. مقایسه با قوانین بین المللی در شرایط مشابه
بر اساس کنوانسیونهای ژنو و منشور لندن (۱۹۴۵)، شهروندان کشورهای درگیر جنگ موظف به حمایت از تمامیت ارضی و دفاع از کشور خود هستند. در جنگ جهانی دوم، کشورهای متفق غربی باوجود ادعای رعایت کنوانسیونهای ژنو، مرتکب نقضهای گستردهای شدند؛ از جمله بمباران شهروندان غیرنظامی در درسدن، توکیو، و استفاده از بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی.
بااینحال، در این کشورها:
– رسانهها و سلبریتیها معمولاً با راهاندازی پویشهای حمایت از نیروهای مسلح، نقش فعالی در تقویت روحیه عمومی ایفا میکنند.
– مخالفان و منتقدان معمولاً موضعگیری خود را بهنقد سیاستهای دولت محدود میکنند، اما کمتر پیش میآید که آشکارا از دفاع ملی فاصله بگیرند. در بسیاری از کشورهای غربی، «بیطرفی» در برابر تهاجم خارجی بهعنوان نوعی همدستی با دشمن تلقی میشود و میتواند عواقب حقوقی و اجتماعی داشته باشد.(۱)
۳. تفاوت رویکرد جمهوری اسلامی با سایر کشورها
آنچه نظام اسلامی را از دیگر کشورها متمایز میکند، تکیه بر بُعد ایمانی و الهی دفاع است. در سایر کشورها، دفاع از میهن عمدتاً بر اساس میهنپرستی و منافع ملی تعریف میشود، اما در اسلام دفاع از حریم مسلمین واجب شرعی است و ترک آن، گناه و عقوبت الهی را به دنبال دارد [المیزان، ج۴، ص۴۰]. افزون بر این:
الف. وظیفه شرعی در برابر واجب کفایی:
جهاد و دفاع در اسلام واجب کفایی است و اگر عدهای اقدام نکنند، همه مؤمنان در گناه شریک خواهند بود.
ب. حساسیت بیشتر نسبت به سکوت تأثیرگذاران:
باتوجهبه نقش رهبران فکری و سلبریتیها در هدایت افکار عمومی، سکوت آنان در اسلام از حساسیت بالاتری برخوردار است و میتواند مصداق «کتمان حق» یا «تضعیف جبهه مؤمنان» تلقی شود.
ج. واکنش قاطعانه حاکمیت:
برخلاف بسیاری از کشورهای غربی که در جنگ به منتقدان آزادی بیان میدهند، در نظام اسلامی بر اساس قرآن، حاکمیت موظف است با کسانی که در شرایط جنگ با سکوت یا سخن خود موجب تضعیف روحیه مؤمنان میشوند، برخورد قاطعانه کند [المیزان، ج۹، ص۱۴۶].
جمعبندی
بر اساس آموزههای قرآنی، سکوت در برابر تهاجم دشمن نه یک رفتار بیطرفانه، بلکه موضعی دارای انگیزههای مشخص است: محاسبه منافع مادی، ترس از تمسخر و مرگ، تضعیف روحیه عمومی، عذرتراشی، دنیاطلبی، پیروی از منافقان و ارزیابی نادرست از قدرت طرفین. قرآن بهروشنی وظیفه مردم مؤمن را در هنگام جنگ (اطاعت از رهبری، صبر و استقامت، توکل بر خدا و انفاق) و پس از جنگ (بازگشت به پیمانها، عبرتآموزی و بازسازی) تبیین کرده است.
مقایسه با قوانین سایر کشورها نشان میدهد اگرچه در نظامهای غربی نیز سکوت در برابر تهاجم معمولاً با واکنش اجتماعی منفی همراه است، اما نظام اسلامی باتکیهبر بُعد ایمانی و الهی دفاع، حساسیت بیشتری نسبت به این مسئله دارد و بر اساس قرآن، وظیفه مؤمنان را فراتر از الزامات ملی و میهنی، بهعنوان تکلیفی شرعی تعریف کرده است. کسانی که امروز باوجود طرفداران بسیار، سکوت کردهاند، باید بدانند که تاریخ، سکوت در برابر ظلم را بهعنوان همدستی با ظالم ثبت خواهد کرد و پاسخگویی در برابر خداوند و ملت ایران را در پی خواهد داشت.
منبع:
https://en.wikipedia.org/wiki/Allied_war_crimes_during_World_War_II
https://en.wikipedia.org/wiki/United_States_war_crimes
https://en.wikipedia.org/wiki/Strategic_bombing_during_World_War_II
نویسنده: احمد منصوری ماتک
