بیگ-بنگ

بیگ‌بنگ؛ آیا انفجار بزرگ یعنی خدا وجود ندارد؟

امروزه نظریه «بیگ‌بنگ» یا «انفجار بزرگ» در مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها و فضای مجازی زیاد مطرح می‌شود. گاهی برخی افراد چنین القا می‌کنند که چون علم توانسته آغاز جهان را توضیح دهد، دیگر نیازی به خدا نیست. همین مسئله برای بسیاری از نوجوانان و جوانان به یک شبهه فکری تبدیل شده است.

اما آیا واقعا نظریه بیگ‌بنگ ثابت می‌کند خدا وجود ندارد؟

برای پاسخ، باید اول خود این نظریه را درست بشناسیم و سپس ببینیم آیا می‌توان از یک نظریه فیزیکی، نتیجه متافیزیکی و فلسفی گرفت یا نه.

 

پاسخ کوتاه

نظریه بیگ‌بنگ فقط توضیح می‌دهد جهان چگونه گسترش پیدا کرده است، نه این که چرا اصل جهان به وجود آمده است.

بنابراین از بیگ‌بنگ نمی‌توان نتیجه گرفت که خدا وجود ندارد. بسیاری از برداشت‌های الحادی، ناشی از اشتباه‌های فلسفی و خلط مفاهیم است، نه خودِ نظریه علمی.

 

پاسخ تفصیلی
۱. نظریه بیگ‌بنگ چه می‌گوید؟

نظریه «بیگ‌بنگ» می‌گوید جهان در گذشته بسیار کوچک، فشرده و فوق‌العاده داغ بوده و سپس شروع به انبساط کرده است. دانشمندانی مانند «ادوین هابل»، «ژرژ لومتر» و «جرج گاموف» در شکل‌گیری این نظریه نقش مهمی داشتند. امروزه دانشمندان با مشاهده دور شدن کهکشان‌ها و شواهد دیگر، معتقدند جهان هنوز هم در حال گسترش است.

اما یک نکته مهم اینجاست:

واژه «انفجار بزرگ» کمی گمراه‌کننده است. چون انفجار معمولی یعنی چیزی در یک فضای خالی منفجر شود؛ در حالی که در نظریه بیگ‌بنگ ادعا این است که خودِ فضا نیز همراه جهان آغاز شده است. یعنی قبل از بیگ‌بنگ، فضایی وجود نداشته که انفجار در آن رخ دهد. پس نظریه بیگ‌بنگ اصلا نمی‌گوید «جهان در فضای خالی منفجر شد».

۲. اشتباه اول؛ خلط «هیچ فیزیکی» با «هیچ فلسفی»

یکی از مهم‌ترین مغالطه‌ها در بحث بیگ‌بنگ، اشتباه گرفتن «هیچِ فیزیکی» با «هیچِ فلسفی» است. در فلسفه، «هیچ» یعنی عدم؛ مطلقا چیزی وجود نداشته باشد؛ نه ماده، نه انرژی، نه فضا، نه زمان و نه حتی قانون فیزیکی.

اما وقتی بعضی فیزیک‌دانان می‌گویند جهان از «هیچ» به وجود آمده، منظورشان معمولا «خلأ کوانتومی» است؛ یعنی حالتی که ماده معمولی وجود ندارد، اما قوانین فیزیک، انرژی و میدان‌های کوانتومی همچنان وجود دارند. پس این «هیچ»، در واقع «هیچ مطلق» نیست.

اشتباه برخی افراد این است که این خلأ فیزیکی را با «هیچ فلسفی» یکی می‌گیرند و بعد نتیجه می‌گیرند جهان بدون خالق به وجود آمده است.

۳. اشتباه دوم؛ خِلط «چگونگی» با «چرایی»

بزرگ‌ترین اشتباه فلسفی این است که بعضی افراد «چگونگی» را با «چرایی» اشتباه می‌گیرند. علم تجربی فقط توضیح می‌دهد پدیده‌ها «چگونه» رخ می‌دهند. مثلا زیست‌شناسی توضیح می‌دهد جنین چگونه رشد می‌کند، اما نمی‌گوید چرا اصلِ حیات وجود دارد.

بیگ‌بنگ هم فقط توضیح می‌دهد جهان چگونه از حالت اولیه به وضعیت کنونی رسیده است؛ اما پاسخ نمی‌دهد:

چرا اصلا جهان وجود دارد؟

چرا قوانین طبیعت وجود دارند؟

چرا جهان منظم و قابل فهم است؟

پس وقتی کسی می‌گوید «چون علم فرایند جهان را توضیح داده، پس خدا وجود ندارد»، در واقع از پاسخِ «چگونه»، نتیجه‌ای درباره «چرا» گرفته است؛ و این یک مغالطه است.

۴. اشتباه سوم؛ ادعای «خلق از هیچ» در حالی که قوانین فیزیک فرض گرفته می‌شوند

استیون هاوکینگ در کتاب «طرح بزرگ» می‌گوید جهان می‌تواند خودش را از «هیچ» به وجود آورد. اما منتقدان فلسفه علم می‌گویند این سخن دقیق نیست.

چرا؟ چون هاوکینگ هنگام توضیح پیدایش جهان، از مفاهیمی مانند «گرانش»، «فضای کوانتومی» و «قوانین فیزیک» استفاده می‌کند.

اما وقتی قانون فیزیک و فضای کوانتومی وجود دارند، دیگر «هیچ مطلق» وجود ندارد.

پس سؤال اصلی همچنان باقی می‌ماند:

خودِ این قوانین از کجا آمده‌اند؟

چرا اصلا قانون فیزیکی وجود دارد؟

چرا جهان قابلیت پیدایش دارد؟

بنابراین حتی اگر نظریه بیگ‌بنگ درست باشد، باز هم نیاز به تبیین فلسفی و متافیزیکی از بین نمی‌رود.

۵. آیا بیگ‌بنگ با قرآن ناسازگار است؟

خیر. برخی آیات قرآن حتی با اصل گسترش جهان سازگار به نظر می‌رسند.

قرآن می‌فرماید:

«آیا کسانی که کافر شدند ندیدند که آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آن‌ها را از هم جدا کردیم؟» (سوره انبیاء، آیه ۳۰)

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:

«و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را گسترش می‌دهیم.» (سوره ذاریات، آیه ۴۷)

البته نباید با عجله هر نظریه علمی را اعجاز قطعی قرآن بدانیم، اما روشن است که نظریه بیگ‌بنگ الزاما مخالف خدا و دین نیست.

 

جمع‌بندی

نظریه بیگ‌بنگ فقط درباره «چگونگی گسترش جهان» سخن می‌گوید، نه درباره «علت نهایی هستی».

مغالطه اصلی برخی ملحدان این است که از یک نظریه فیزیکی، نتیجه فلسفی و متافیزیکی می‌گیرند.

آن‌ها میان «هیچ فیزیکی» و «هیچ فلسفی» خلط می‌کنند و همچنین پاسخ به «چگونه» را به جای پاسخ به «چرا» قرار می‌دهند.

بنابراین حتی اگر نظریه بیگ‌بنگ درست باشد، باز هم نمی‌تواند وجود خدا را نفی کند؛ زیرا علم تجربی درباره فرایندها سخن می‌گوید، نه درباره علت نهایی هستی.

پس یک انسان می‌تواند هم نظریه بیگ‌بنگ را بپذیرد و هم به خدا ایمان داشته باشد.

 

منابع و پینوشت‌ها

۱. استیون هاوکینگ، طرح بزرگ
[The Grand Design by Stephen Hawking]

۲. آلن چالمرز، چیستی علم؟
[What Is This Thing Called Science?]

۳. پژوهش تطبیقی درباره آغاز آفرینش و کیهان‌شناسی
[Comparative Study of Cosmology and Creation]

 

نویسنده: احمد منصوری ماتک

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *