زندگی منتظرانه؛ دعا و میدان، دو بال غلبه بر استکبار

امروز جهان در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع تاریخی خود ایستاده است؛ تقابل آشکار جبهه حق و مقاومت با محوریت ایران، در برابر جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا. در چنین آوردگاهی، «انتظار» دیگر صرفاً یک مفهوم ذهنی یا احساسی نیست، بلکه سبک زندگی مجاهدانه و مسئولانه است. در این میان، دعا به‌عنوان مغز متفکر، و تجمعات خیابانی و حماسه اربعین به‌عنوان تجلی عینی دعا در میدان عمل، دو بال اصلی حرکت منتظران به شمار می‌روند. این جلوه‌های اجتماعی، زمینه‌ساز اتحاد مقدس امت اسلامی حول محور توحید و تجدید بیعت با نایب عام امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف و رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند.

دعا، برخلاف تصور برخی، به معنای گوشه‌نشینی و انفعال نیست؛ بلکه سلاح راهبردی و قرارگاه جنگ روانی و معنوی منتظران است. ملا مهدی نراقی در کتاب جامع‌السعادات (جلد ۳، صفحه ۱۶۰)، حقیقت دعا را از قالب تک‌بعدی خارج کرده و پیوند نظام‌مند لایه‌های وجودی انسان را در قالب سه مرتبه تبیین می‌کند:

۱. دُعاءٌ باللِّسانِ (مرتبه زبانی): لقلقه و جاری شدن الفاظ بر زبان که اولین سطح مواجهه با معبود و اعلام فقر است.

۲. دُعاءٌ بالْقَلْبِ (مرتبه قلبی): همسویی دل با زبان؛ جایی که اراده، خواسته‌ها و گرایش‌های باطنی انسان مستقیماً با حقیقت ولایت و اهداف الهی گره می‌خورد.

۳. دُعاءٌ بالْجَوارِحِ وَ الْأَعْمالِ (مرتبه عملی): عالی‌ترین سطح که در آن، تک‌تک رفتارهای فرد در میدان عمل، جلوه دعای او می‌شود.

بر این اساس، در سبک زندگی منتظران، تجمعات خیابانی، حضور در حماسه اربعین و ایستادگی در برابر مستکبران، مرتبه کمالی و عملی همان ادعیه مهدوی است. گوشه‌نشینی و انفعال جریان‌هایی چون حجتیه، توقف در مرتبه زبانی و سقوط در نفاق عملی است؛ چرا که دعای واقعی، لزوماً به حرکت اعضا و جوارح در مسیر حق ختم می‌شود. بدون دعا و حضور در صحنه، سبک زندگی منتظرانه در گرداب مادی‌گرایی غربی استحاله می‌شود و بدون اقدام عملی، دعا به لقلقه زبان فروکاسته خواهد شد.

۱. دعا در میدان نبرد

قرآن کریم، امداد الهی را به صراحت مشروط به ایستادگی و مجاهدت می‌داند: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (سوره محمد، آیه ۷)؛ «اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌سازد». در احادیث مهدوی نیز از قیام مردمی از مشرق‌زمین یاد شده است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «يَخْرُجُ نَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ» (بحارالأنوار، ج ۵۷، ص ۸۷ ؛ ابن‌ماجه، سنن، ج ۲، ص ۱۳۶۸، ح ۴۰۸۸)؛ «مردمی از مشرق قیام می‌کنند و زمینه حکومت حضرت مهدی علیه‌السلام را فراهم می‌سازند».

در شرایط کنونی، محور مقاومت از نگاه این تحلیل، مصداقی از این حرکت تاریخی است. در این منظومه فکری، دعا به معنای تزریق قدرت معنوی به پیکره جبهه مقاومت و تقویت اراده‌ای است که محاسبات صرفاً مادی دشمن را بر هم می‌زند و در پیام یکشنبه 5 مرداد رهبر معظم انقلاب اسلامی به حزب الله لبنان تجلی یافت.

نمونه روشن آن، جنگ بدر است. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله پیش از دعا، صفوف رزم را سامان دادند، زره پوشیدند و مجاهدان را تجهیز کردند. سپس دست به دعا برداشتند و امداد الهی نازل شد. بنابراین، دعا جایگزین جهاد نشد، بلکه روح و جهت الهی به آن بخشید.

دعا در نبرد امروز نیز همانند سامانه هدایت و هدف‌یابی (رادار) است؛ تجهیزات و توان رزمی، جسم میدان نبردند و دعا، روح و عقل راهبردی آن (رادار میدان نبرد).

۲. فریب بزرگ گوشه‌نشینی

در نقطه مقابل جبهه مقاومت، جریان‌هایی قرار دارند که انتظار را به انفعال و ترک مسئولیت اجتماعی تفسیر می‌کنند. برایند این تلقی، جهان باید خودبه‌خود از ظلم پر شود تا زمینه ظهور فراهم گردد؛ بنابراین هرگونه قیام و تلاش برای اصلاح جامعه، بی‌فایده یا نادرست تلقی می‌شود و دعا نیز تنها وظیفه منتظران معرفی می‌گردد.

این جریان، قدرتمندی شیعه قبل از ظهور را غصب حق امام می‌داند؛ هم‌زمان ضدانقلاب برانداز و آتئیست‌ها نیز با کلیدواژه «هزینه‌های بیهوده نظامی»، خواستار خلع سلاح ایران در برابر آمریکا هستند.

این جریان با تفکیک دین از سیاست، عملاً در مسیر استکبار حرکت می‌کند. امروزه مصادیق عینی این همسویی میان فرقه‌های انحرافی (مانند شیعه انگلیسی)، جبهه ضدانقلاب، و حتی جریان‌های آتئیسم (خداناباوری) کاملاً مشهود است.

قرآن کریم این منطق را با نقل گفت‌وگوی بنی‌اسرائیل با حضرت موسی علیه‌السلام نکوهش می‌کند: «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ» (سوره مائده، آیه ۲۴)؛ «تو و پروردگارت بروید و بجنگید؛ ما همین‌جا نشسته‌ایم».

این نگاه، دعا را از موتور حرکت به ابزاری برای گریز از مسئولیت تبدیل می‌کند؛ در حالی که در دعای افتتاح از خداوند درخواست می‌شود: «وَتَقْصِمُ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ» (مفاتیح‌الجنان، دعای افتتاح)؛ «و به وسیله او، پشت سرکشان و جباران کفر را در هم بشکنی». چگونه می‌توان چنین دعاهایی را بر زبان جاری ساخت، اما نسبت به مبارزه با ظلم و استکبار بی‌تفاوت بود!

از منظر این تحلیل، برخی جریان‌های منفعل، با تفکیک دین از سیاست، در عمل زمینه همگرایی با پروژه‌های دشمن را فراهم می‌کنند. در این چارچوب، تحقیر شهادت فرماندهان مقاومت، تضعیف قدرت بازدارندگی کشور و مخالفت با اقتدار دفاعی، هرچند با انگیزه‌ها و ادبیات متفاوت، در نهایت به سود جبهه استکبار تمام می‌شود.

رفتار کوفیانی که برای امام حسین علیه‌السلام نامه نوشتند، اما هنگام یاری، میدان را خالی کردند، نمونه‌ای تاریخی از همین دوگانگی است.

۳. اربعین؛ کارزار تجلی دعا

اربعین حسینی امروز به عنوان پیش‌ران بیداری آزادگان جهان، فراتر از یک آیین مذهبی، به یک «مانور تمدنی» و «هسته سخت مقاومت بین‌المللی» تبدیل شده است. این جاذبه بی‌نظیر، انسان‌های آزادی‌خواه را از سراسر جهان (با هر دین و نژادی) حول محور مظلومیت و عدالت‌خواهی سیدالشهدا جمع می‌کند تا تمرینی برای زیستن در جامعه مهدوی باشد. این حماسه عظیم و تجمعات مردمی امت اسلامی، امروز از نگاه این تحلیل، تجلی دعا در میدان عمل و یکی از مهم‌ترین بسترهای بیداری ملت‌ها به شمار می‌روند.

این اجتماع میلیونی، علاوه بر تقویت هویت دینی، بستری برای همگرایی آزادگان و مستضعفان جهان، تجدید بیعت با ولایت و اعلام برائت از مستکبران و انتقام خون شهیدان به ویژه رهبر مجاهد شهید به شمار می‌رود.

در مقابل، برخی جریان‌های منفعل تلاش می‌کنند این ظرفیت اجتماعی را به مراسمی صرفاً فردی و مناسکی (سکولاریسم مذهبی یا یک کارناوال توریستی-زیارتی صرف) تقلیل دهند؛ گویی اربعین باید از هرگونه پیام اجتماعی، سیاسی و تمدنی تهی شود و تنها در چارچوب یک آیین عبادی محدود بماند. در نگاه آنان، در اربعین باید فقط پیاده‌روی کرد، گریست و صلوات فرستاد؛ اما نباید هیچ شعاری علیه شمرهای زمانه (آمریکا و اسرائیل) سر داد! این استفاده ابزاری، تهی کردن اربعین از روح حماسیِ عاشوراست.

جمع‌بندی؛ تقابل دو مکتب در انتظار

دو قرائت از انتظار قرار دارد. نخست، «انتظار مجاهدانه» که دعا، اربعین و حضور اجتماعی را موتور حرکت، زمینه‌ساز بیداری جهانی، بستر تجدید بیعت با ولایت و ابزار مقابله با استکبار می‌داند. دوم، «انتظار عافیت‌طلبانه» که دعا را به جایگزینی برای مسئولیت اجتماعی، ابزاری برای توجیه سکوت و پوششی برای انفعال تبدیل می‌کند.

بر اساس این رویکرد، منتظر واقعی کسی است که ایمان، دعا، بصیرت و حضور در میدان را در کنار یکدیگر معنا کند؛ زیرا سبک زندگی منتظرانه، در متن مسئولیت اجتماعی و حضور در صحنه شکل می‌گیرد، نه در انزوا و

بی‌تفاوتی.

 

نویسنده: احمد منصوری ماتک

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *