در روزگاری که شبکههای اجتماعی، پادکستها و رسانههای تصویری، شبهات الحادی را با ظاهری علمی و زبانی جذاب منتشر میکنند، بسیاری تصور میکنند الحاد پدیدهای مدرن و محصول عصر تکنولوژی است؛ در حالی که تاریخ اسلام نشان میدهد جریانهای الحادی و زنادقه، از قرون نخستین نیز فعال بودهاند. تفاوت اصلی در ابزارهاست، نه در اصل شبهات. همانگونه که امروز برخی با تکیه بر علمگرایی افراطی، مسئله شر، یا ناکارآمدی دینداران به نفی خدا میرسند، در عصر امام باقر علیهالسلام نیز زنادقه با انکار خالق، معاد و وحی، بنیانهای اعتقادی جامعه را هدف قرار میدادند.
اما نقطه درخشان تاریخ تشیع آن است که امام باقر علیهالسلام نه با هیجان و طرد صرف، بلکه با روشی عالمانه، عقلانی و آرام با این جریان مواجه شدند؛ روشی که امروز نیز میتواند الگوی مواجهه با الحاد رسانهای معاصر باشد.
امام باقر علیهالسلام در دورهای زندگی میکردند که پس از فتوحات اسلامی، اندیشههای یونانی، مادیگرایانه و التقاطی وارد جهان اسلام شده بود. زنادقه تلاش میکردند با طرح پرسشهای فلسفی، اصل توحید و معاد را زیر سؤال ببرند. بخشی از این جریانها، خدا را انکار میکردند؛ برخی دیگر گرچه به نوعی خالق معتقد بودند، اما وحی، نبوت و معاد را افسانه میدانستند. امام کاظم علیهالسلام در توصیف این جریان فرمودند: «الزندیق هو الراد علی الله و رسوله… و هم الملحدون عدلوا عن التوحید الی الالحاد»؛ زندیق کسی است که خدا و رسول او را انکار میکند و از توحید به الحاد منحرف میشود. (بحارالانوار، ج۱۰، ص۲۴۱)
امروز نیز همان الگوها با ادبیاتی جدید تکرار میشود. اگر دیروز زنادقه میگفتند جهان خودبهخود پدید آمده، امروز برخی با تفسیر نادرست نظریه تکامل یا کیهانشناسی، خدا را حذف میکنند. اگر گذشته منکران میگفتند مرگ پایان همه چیز است، امروز نیز الحاد مدرن، انسان را موجودی صرفاً زیستی معرفی میکند. حتی برخی شبهات اخلاقی معاصر مانند «اگر خدا هست چرا رنج و جنگ وجود دارد؟» صورت جدید همان پرسشهای قدیمی درباره عدل الهی است.
نکته مهم آن است که امام باقر علیهالسلام در برابر این شبهات، به جای تکفیر عجولانه یا خشونت کلامی، از سه راهبرد اساسی بهره گرفتند: استدلال عقلانی، آرامش در گفتگو، و پرهیز از جدال بیثمر.
یکی از برجستهترین نمونههای مواجهه عقلانی امام، گفتگوی ایشان با منکران خداست. در روایتی آمده است که امام باقر علیهالسلام خطاب به یکی از منکران فرمودند: اگر آنچه تو میگویی درست باشد، ما چیزی را از دست ندادهایم؛ اما اگر سخن ما درست باشد، تو همه چیز را از دست خواهی داد. سپس فرمودند: کدام وضعیت عاقلانهتر است؟ (متشابه القرآن و مختلفه، ج۱، ص۴۵)
این استدلال، نمونهای از مواجهه هوشمندانه و آرام با الحاد است؛ بدون توهین، تحقیر یا عصبانیت. امام تلاش میکردند ابتدا ذهن مخاطب را به تفکر وادارند، نه اینکه صرفاً او را محکوم کنند.
در مقابل، یکی از آسیبهای امروز آن است که گاهی در فضای مجازی، مواجهه با ملحدان به نزاعهای هیجانی و تمسخر متقابل تبدیل میشود. برخی دینداران بدون دانش کافی وارد مناظره میشوند و نتیجه آن، تقویت شبهات در ذهن مخاطبان خاموش است. در حالی که اهلبیت علیهمالسلام بارها نسبت به «مراء» و جدال بیثمر هشدار دادهاند. امام صادق علیهالسلام با نقل سیره پدرانشان تصریح میکنند که جدال مطلقاً ممنوع نیست، بلکه جدال غیرعلمی و غیراحسن نکوهش شده است: «جادلهم بالتی هی أحسن». (تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۶۹۷)
روش امام باقر علیهالسلام نشان میدهد که پاسخ به الحاد، فقط با احساسات دینی ممکن نیست؛ بلکه نیازمند تربیت فکری، سواد رسانهای و شناخت دقیق شبهات است. امروز بخشی از جریان الحادی، نه از مسیر فلسفه عمیق، بلکه از طریق کلیپهای کوتاه، طنزهای ضد دینی و روایتهای احساسی عمل میکند. بنابراین اگر پاسخهای دینی صرفاً خطابی و غیرعقلانی باشند، نسل جدید اقناع نخواهد شد.
از سوی دیگر، امام باقر علیهالسلام صرفاً به پاسخ دادن اکتفا نمیکردند، بلکه شاگردانی تربیت کردند که بتوانند در میدان اندیشه حضور فعال داشته باشند. شکلگیری نهضت علمی اهلبیت در عصر امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، در حقیقت پاسخی تمدنی به گسترش جریانهای الحادی و انحرافی بود. آنان فهمیده بودند که مقابله پایدار با الحاد، تنها با تولید فکر و تربیت انسان عالم ممکن است.
امروز نیز جامعه دینی برای مواجهه مؤثر با الحاد، بیش از هر چیز به بازسازی عقلانیت دینی، گفتگوی عالمانه، و پاسخهای اقناعی نیاز دارد. تجربه تاریخی نشان میدهد که توهین، برچسبزنی و خشم، نهتنها الحاد را کاهش نمیدهد، بلکه گاهی موجب قهر نسل جوان از دین میشود. روش امام باقر علیهالسلام به ما میآموزد که حقیقت، در فضای آرام استدلال و اخلاق بهتر شنیده میشود.
پینوشت
۱.ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، تحقیق: محمدتقی دانشپژوه، قم: انتشارات بیدار، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۴۵.
۲. بحرانی، سید هاشم، تفسیر نور الثقلین، قم: اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۶۹۷؛ ج۳، ص۱۹۸؛ ج۴، ص۲۸۲.
۳. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق، ج۱۰، ص۲۴۱؛ ج۲۷، ص۳۳۲ و ۳۳۸؛ ج۳۳، ص۵۴۰.
نویسنده: احمد منصوری ماتک
