حضرت روح الله در منشور روحانیت نوشتند: «دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شده اند!»
نفاق شاخ و دم ندارد. در پیشانی منافق هم چیزی نوشته نشده است که ما را راهنمایی کند تا در دامش نیفتیم!
نفاق زمانی جان را بیشتر میسوزاند که از طرف مدعی دین باشد و با این توجیه که: تقیه میکنیم!
انجمن حجتیهایها ادعای انتظار فرج را دارند و حکومت اسلامی و مشخصاً نظام جمهوری اسلامی را قبول نداشته و حتی علیه آن فعالیت دارند.
با وجود چنین تفکرات تندی که ریشه به تیشه نظام میزند، در معاشرت اولیّه با آنها ذرهای احساس غیر انقلابی بودن یا ضدّ انقلاب بودن نخواهید کرد؛ بلکه مژده میدهم که به دانستههایتان در مورد نظام و رهبری اضافه خواهد شد! زمانی انقلابی بودنشان اوج میگیرد که احساس خطر کنند یا بدانند شما معتقد به نظام هستید؛ آنگاه است که لب به سخن باز میکنند و اطلاعات انقلابیتان را افزایش میدهند.
حضور بعضی از مسئولین و اعضای انجمن حجتیه در سازمانها و نهادها باعث میشود تا بیشتر مراقب اعمال و رفتار خود باشند و سعی کنند خود را همسو با نظام نشان بدهند. برای مثال حضور رئیس شعبه انجمن حجتیه ارومیه در دانشگاه این شهر به عنوان عضو هیئت علمی و استاد، حضور یکی از مسئولین اصلیشان در اداره آب و فاضلاب ارومیه، حضور تعدادی از اعضای انجمن حجتیه در سازمان تبلیغات اسلامی این شهر، حضور برخی از آنها در آموزش و پرورش ارومیه و… همچنین ارتباط نزدیکشان با دفتر امام جمعه و رئیس سازمان تبلیغات ارومیه نشان دهنده این است که توانستهاند به خوبی خود را انقلابی جا بزنند!
چند سال پیش وقتی علیه انجمن حجتیه ارومیه همهمهای بپا شد و حساسیتها افزایش پیدا کرد و سئوال شد که چرا در انتخابات و راهپیماییها شرکت نمیکنید، مجبور شدند برای رفع اتهام از خود در میان انبوه پوسترهایشان در مورد امام زمان علیه السلام در فضای مجازی، عکسی هم از انتخابات و… بارگزاری کنند. پیشتر هیچ خبری از صحبت در مورد نظام و رهبر شهید در هیئت و جلساتشان نبود و حتی یک جمله هم برای رهبری دعا نمیکردند؛ بعد از افزایش حسّاسیّتها، بنرهای ایستاده در هیئت میگذاشتند که عکس امام عزیزمان و رهبر شهیدمان رحمهالله علیهما بر روی آنها بود.
یکی از اعضایشان که قرائتهای قرآن پیش از جلساتشان را انجام میدهد، برایم تعریف میکرد که آقا، از مصطفی اسماعیل تقلید میکند! قرائت قرآن آقا را تحلیل میکرد و توضیح میداد. این توضیحات دقیقاً در جایی انجام میگرفت که برادر مسئول هیئتشان در آنجا با تمسخر به آقا توهین کرده بود. آن شخص نامحترم گفته بود: «ما به بیت رهبری رفتهایم و دیدهایم که سر آقا خیلی بزرگ است!» و با دست نشان میداد…
دعوت از مسئولین شهری برای سخنرانی در هیئت، از امام جمعه گرفته تا رئیس سازمان تبلیغات به واسطه همین نفاقی است که دارند و توانستهاند بدین شکل نفوذ کرده و از امکانات نظام علیه آن سوءاستفاده کنند. با استفاده از این نفوذ وقتی که دانش آموزان کلاسهایشان در مورد مجموعه سئوال میکنند، جواب میدهند «ما که کار خلافی نمیکنیم. قرآن و احکام تدریس میکنیم.»!
قرآن و احکامی که هیچ نسبتی با اسلام ناب محمدی نداشته و نه تنها خود را نسبت به حکومت اسلامی مسئول نمیداند بلکه هر چه بتواند علیه آن اقدام میکند.
نویسنده: محمدحسین پیرپور
