پاسخ مختصر:
این باور که رهبر شهید انقلاب قطعاً پرچم را به دست امامزمان (عج) خواهد سپرد، یک «ادعا» نبود، بلکه یک «دعا» و آرزوی قلبی امت بود. خداوند به هیچکس چک سفید امضا نداده است و اصل «بَداء» (تغییر در تقدیرات الهی) امکان تحققنیافتن این آرزو را با حفظ حکمت الهی ممکن میسازد. آنچه وظیفه ماست، امیدواری مستمر به ظهور و زمینهسازی است، نه تطبیقسازی و توقیت که از آن نهی شدهایم. خون پاک رهبر شهید نیز خود میتواند زمینهساز تعجیل در ظهور باشد.
پاسخ تفصیلی و تحلیلی:
۱. تفاوت بنیادین میان «ادعا» و «دعا»
آنچه در میان مؤمنان رایج بود، اینگونه بیان میشد: «انشاءالله پرچم توسط حضرت آقا به دست امامزمان (عج) میرسد». این جمله:
– یک آرزوی قلبی و دعای خالصانه بود، نه یک خبر قطعی و ادعای حتمی.
– در طول تاریخ شیعه، مؤمنان همواره از باب «رجا» و امید به فضل الهی آرزو میکردند که در عصر ظهور زندگی کنند و زمینهساز آن باشند. شعار «خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی، از نهضت خمینی محافظت بفرما خامنهای رهبر به لطف خود نگهدار» نیز تجلی همین آرزوست.
-خداوند به هیچکس، حتی اولیای خود، چک سفید امضا نداده است که همه آرزوهایشان بیقیدوشرط محقق شود. ایمان یعنی «پا روی سنگ سفت علم و برهان گذاشتن و دست بهسوی امداد آسمان داشتن» است.
۲. نقد مستندات و پرهیز از تطبیقسازی
این باور که رهبر مشخصی پرچم را به دست امامزمان (عج) میسپارد، در هیچ منبع معتبر روایی نیامده و امام خمینی و رهبر شهید نیز آن را تأیید نکردهاند. منشأ آن صرفاً نقلقولهایی در برخی فایلهای صوتی است.
از مهمترین آموزههای اهلبیت (علیهمالسلام)، نهی از توقیت (زمانبندی برای ظهور) و تطبیقسازی است. امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ» (تعیینکنندگان زمان ظهور دروغ میگویند). علت این نهی، همان «ایمانسوزی» است که در متن به آن اشاره شد: وقتی تطبیقها و توقیتها بااراده الهی (بداء) تغییر کند، ایمان برخی سست میشود.
نمونه مشابه آن، باور برخی از نیروهای حزبالله درباره شهید سید حسن نصرالله بود که قطعی گرفته بودند با ایشان در بیتالمقدس نماز میخوانند. وقتی شهادت رقم خورد، حیرت و وحشت در دلها افتاد. این نتیجه تطبیقسازیهای بیپشتوانه است.
۳. نقش «بَداء» در تقدیرات الهی
عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَیْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ: «مَا عُبِدَ اَللَّهُ بِشَیْءٍ مِثْلِ اَلْبَدَاءِ» (الکافی، کتاب التوحید، باب البداء)؛ امام باقر یا امام صادق (علیهمالسلام) میفرمایند: «خداوند به هیچ چیز به اندازه بداء پرستش نمیشود». بداء به معنای تغییر در تقدیرات الهی بر اساس مصالح و حکمتهای متغیر است. حتی اگر کشفی کامل و تطبیقی بینقص درباره آینده صورتگرفته باشد، بداء میتواند آن را تغییر دهد؛ بنابراین:
– نباید ایمان خود را به تحقق پیشبینیهای بشری و یافتههای ذوقی (حتی اگر از سوی افراد صالح باشد) گره بزنیم.
– اعتماد به «وعدههای کلی الهی» مانند «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم» (محمد،۷)؛ اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند، برای امیدواری کافی است. نیازی به سروش غیبی و خبر قطعی از نتیجه نیست.
۴. شهادت رهبر و زمینهسازی برای ظهور
امروز نیز ما امیدواریم که خون پاک رهبر شهید، رئیسجمهور شهید و دیگر شهدای راه حق، زمینهساز تعجیل در ظهور حضرت حجت (عج) شود. این امید، یک «تقاضای کاذب» نیست، بلکه بر اساس وعده الهی است که خون شهیدان هدر نمیرود و سنت الهی بر نصرت مؤمنان است. علاوه بر این:
– دوره رجعت (بازگشت اولیای الهی در عصر ظهور) میتواند زمینه تحقق آرزوی قلبی ما باشد. چهبسا رهبران فقید و شهید انقلاب اسلامی و شهدا در آن دوران، توفیق همراهی و یاری امامزمان (عج) را پیدا کنند و پرچم پیروزی نهایی را به دست مبارک ایشان بسپارند.
– عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ : کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ اَلْحَقَّ فَلاَ یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلاَ یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلاَ یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لاَ یَدْفَعُونَهَا إِلاَّ إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلاَهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ (بحار الأنوار, جلد ۵۲, ص ۲۴۳) روایت امام باقر (علیهالسلام) که فرمودند: «گویی قومی را از مشرقزمین میبینم که حق خود را میطلبند… تا آنکه حکومت را جز به صاحبشان تحویل ندهند و کشتههایشان شهیدند» نیز نویدبخش همین معناست که تلاشها و شهادتها در نهایت به دست صاحبالزمان (عج) خواهد رسید، هرچند ممکن است خود ما آن لحظه را نبینیم.
مفهوم ظهور عدالتخواهان از مشرق، پایداری و مجاهدت در راه حق و واگذاری نهایی حکومت به صاحب اصلی آن استوار است. بر اساس این روایات، این جریان سرانجام به پیروزی میرسد و حق به آنان داده میشود، اما آن را نمیپذیرند تا اینکه حکومت را تنها به صاحب حقیقی آن بسپارند. در این مسیر، کشتهشدگان آنان، جایگاه شهادت دارند.
۵. پرهیز از تقاضای کاذب و ایمانسوزی
در متن به نکته مهمی اشاره شد: «ضربه مصائب ناگهانی، برخی از جبهه حق را نگران میکند و تقاضای امیدآفرینی بالا میگیرد. از هر چیزی برای خلق امید استفاده میشود؛ از ابجد و عدد تا تطبیق و توقیت… غافل از اینکه آن ریزش امید، خود محصول تطبیقها و توقیتهایی بود که این انگاره را در ذهن مؤمنان تثبیت کرده بود».
– ما نباید برای ایجاد امید زودگذر، دست به تطبیقسازیهای خطرناک بزنیم که ایمان مستمر جامعه را به خطر میاندازد.
– منطق عاشورایی «أوَلَسْنَا عَلَی الحق» (آیا ما بر حق نیستیم؟!) به ما میآموزد که مهم آن است که در جانب درست تاریخ باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم، نه اینکه حتماً قول و قراری از خداوند درباره نتیجه گرفته باشیم.
نتیجه:
شهادت رهبر والامقام ما، نهتنها ایمان ما را به وعدههای الهی سست نمیکند، بلکه ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که آنچه اهمیت دارد، استمرار راه، امید به فضل خدا و پرهیز از تطبیقسازیهای بیپشتوانه است. ما همچنان دعا میکنیم: «خدایا این خونهای بهناحق ریخته شده را زمینهساز ظهور حضرت حجت (عج) قرار بده» و امیدواریم که روزی پرچم انقلاب اسلامی به دست مبارک امامزمان (عج) برسد، چه توسط این رهبر شهید در دوران رجعت، چه توسط رهبران بعدی و چه با مجاهدت امت.