با عرض سلام و خسته نباشید موضوعی که مدتی هست که ذهن منو درگیر کرده وجود برده‌داری در دین اسلام هستش همونطور که خودتون هم استحضار دارید در آیات متعددی از قرآن ، مجاز بودن این کار بهش اشاره شده و حتی احکامش هم توضیح داده شده برای مثال آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور – ایات ۳ ، ۲۵ ، ۳۶ ، ۹۲ سوره نساء – آیه ۱۷۷ سوره بقره – آیه ۷۰ سوره نحل – و ایات ۵۰ و ۵۲ سوره احزابو همین طور احادیث متعددی که شاید بیان کردن همه انها روز ها زمان ببرهو همینطور که می‌دونین اسلام کتاب قرآن را آخرین کتاب از طرف خدا می‌دونه و میگه که مطالب اون تا ابد قابل استفاده و درست هستند و طبق دستورات اون باید عمل کرد و همچنین دستورات خدا در اون به صورت واضح بیان شده نمیشه گفت در حالی که عین متن قرآن داره یک چیزو میگه منظور اون چیز دیگری هست ممکنه تفاسیر سطح بالاتری وجود داشته باشه ولی خود متنو نمی‌شه انکار کرد وگرنه تمام دستورات دین می‌تونن انکار بشنو همچنین طبق اصل حجیت فعل معصوم ، هر کاری که توسط معصومین انجام بشه درست و حلال است و تمام معصومین از پیامبر (ص) تا امام حسن عسکری (ع) غلام و کنیز داشته اندتمام موارد بالا که خلاصه‌شونو من گفتم شبهات بسیار زیادی رو درست می‌کنندو خب خود وجود برده داری اشکالات اخلاقی زیادی وجود داره و عقل و منطق اصلاً حکم نمی‌کنه که این کار درستی باشه یکی از این اشکالات اخلاقی که اینجا می‌خوام بهش اشاره کنم اینه که اگه رابطه جنسی با یک خانم آزاد بدون رضایت وی صورت بگیره گناه بزرگی هست و حتی ممکنه باعث اعدام فرد گناهکار هم بشه ولی اگه اون فرد برده باشه دیگه این بار گناه محسوب نمی‌شه یا به صورت مکرر دیده شده که در دین اسلام و همچنین حتی شیعه زمانی که پدر و مادر یک کودک هردو برده باشند فرزند اون‌ها که تازه و بدون هیچ گناهی به دنیا آمده اون هم برده بوده استهمچنین این کار نوعی بی‌عدالتی محسوب میشه گاهی افرادی که مستقیماً با اسلام جنگی نداشتند هم به عنوان برده گرفته میشن مثل همسران کسانی که با مسلمانان جنگیدنند آزاد بودن و اختیار داشتن که از حقوق طبیعی انسان‌هاست اینکه یک نفر این حقوق از دست بده ظلم هست و داره این دو نعمت الهی ازش سلب میشه یا به شدت محدود میکنه به جای اینکه تقوای و ایمان فرد در نظر گرفته بشه حتی اگر اسلام به خوش رفتاری با آنها اشاره کرده باشه و یا حتی گاهی اوقات توصیه هم به آزاد کردن اون‌ها کرده باشه هیچ وقت این کارو حرام اعلام نکرده و خواسته و ناخواسته طبیعتاً فسادهای خیلی شدیدی در جامعه شکل می‌گیرهو خود ائمه که به عنوان الگوی تمام مردم تا روز قیامت شناخته می‌شن این کار انجام دادندر تحقیق‌های خودم پاسخ‌های زیادی رو شنیدم و دیدم ولی هیچ کدوم مرا قانع نکرده که با دلیل تعدادی از اونا ها رو میگم اولین پاسخ حذف تدریجی این موضوع و واقع‌گرایی درباره وضعیت اون زمان جامعه هستش خوب مشکل اصلی اینجاست که دستورات قرآن جاودانه هستند و مخصوص یک زمان خاصی نیستند مگر اینکه خود قرآن بگه این زمان خاص بگه ، برده‌داری در قرآن به زمان خاصی محدود نشده پس طبق نظر قرآن تا ابد مجازه خب این خودش این پاسخ کاملا رد میکنه همینطور فعل ائمه هم همین شرایطو داره آنها به عنوان الگوی مردم خودشون باید به عنوان اولین نفرها این کار انجام نمی‌دادند و به مرور زمان اونو ز بین می‌بردن از طرف دیگه اسلام در عمل هیچ وقت همچین کاری انجام نداد و نتونست تا مدت‌ها حتی بعد امامت امام زمان (عج) برده داری حذف کنهپاسخ دیگه ‌میتونه این باشه که اسلام با برده‌ها خیلی خوب رفتار کرده و باعث پرورش اونا شده ولی خب اینجا هم مشکل منطقی و عقلانی سلب دو نعمت مهم الهی رو داریم همچنین در خیلی از موارد هیچ حق قانونی برای نه گفتن جود نداشته برای برده‌ها مثل رابطه جنسی که اشاره شد همچنین هیچ ضمانتی برای جلوگیری از سوء استفاده وجود نداشته و اینکه بخواهیم جلوی سو استفاده رو بگیریم در عمل محال هست این کار اسلام خیلی بهتر از بقیه بوده ولی باز هم راه درست به نظر نمیاد پرورش واقعی و حقیقی باید با اختیار و آزادی انتقال پیدا کنه و صرف آموزش تعالیم به دیگران دلیل موجهی برای بدیل کردن اون‌ها به برده نیست پس این جواب هم ین کارو موجه نمی‌کن پاسخ دیگه اینه که در زمان حاضر به دلیل غیبت امام زمان (عج) این احکام منتفی هستنداینکه این کار به دلیل عدم حضور ایشان فعلا منتفی باشه درست است و مشکلی ندارد ولی این خود صورت مسئله را پاک میکند و به خود سوال جواب نمیدهدپاسخ دیگر می‌تونه تفاوت های زیاد جامعه فعلی با آن زمان باشه چ این تصمیم مقتضی آن زمان بودهماهیت این پاسخ همان پاسخ اول یعنی حذف تدریجی هست و خب مشکل هم همان است و پاسخ دقیق و منطقی نمیباشدباتوجه به تمام این مسائل درخواست دارم پاسخ خودتون برای من ارسال کنید و بفرمایید که از نظر علما شیعه چه توجیهی برای این وجود دارد شاید این موضوع در برابر زیبایی های دیگر اسلام کم اهمیت جلوه کند ولی در صورت وجود این مشکل الهی بودن دین زیر سوال خواهد رفت با توجه به اهمیت بسیار زیاد این موضوع برای من پیشاپیش از ارسال جواب دقیق تشکر میکنم

سلام و تشکر از توجه جناب عالی
مسئله شما ابعاد گوناگون و متنوعی داشت که سعی شده بر اساس دیدگاه شهید مطهری پاسخ داده شود.

شهید مرتضی مطهری با واکاوی دقیق تاریخی و کلامی، ریشه تمام این چالش‌ها را در یک «سوءتفاهم بنیادین» می‌دانند: گمان اینکه اسلام «مبدع» یا «تأییدکننده ذاتی» بردگی است. در حالی که تحلیل ایشان نشان می‌دهد اسلام «قانون‌گذار آزادی» است که با یک واقعیت جهانیِ ریشه‌دار (بردگی) به شیوه‌ای حکیمانه و تدریجی برخورد کرده است.

۱. ماهیت احکام: مدیریت واقعیت، نه تأیید ذاتی
استاد مطهری تصریح می‌کنند که اسلام هرگز اصل بردگی را به عنوان یک نهاد اجتماعیِ مطلوب تشریع نکرده است. وجود آیات و احکام مربوط به بردگان، نه به معنای «تأیید ابدی»، بلکه به معنای «تنظیم روابط در یک واقعیت موجود» برای جلوگیری از هرج‌ومرج و زمینه‌سازی برای لغو آن است.
ایشان می‌فرمایند: «اسلام در باب بردگی اولاً قانونی نیاورده است که بردگی را برای اجتماع لازم بداند… برنامه‌ای که اسلام در مورد بردگان آورده است برنامه بردگی نیست بلکه برنامه آزادی است.» «مجموعه آثار، جلد ۲۹، صفحه ۵۱۹»
توضیح: جاودانگی قرآن به معنای ثبات «موضوعات» نیست. احکام بردگی ناظر به موضوعی (اسارت جنگی در آن عصر) بود که اسلام با بستن تمام راه‌های ورود (جز یک راه بسیار محدود) و گشودن تمام راه‌های خروج، ریشه‌های آن را خشکاند. سلب آزادی ذاتاً قبیح است، اما در آن بافت تاریخی، پذیرش اسارت به عنوان جایگزین «قتل‌عام اسرا»، راهکاری برای حفظ جان و زمینه‌سازی تربیتی بود.

۲. سیره معصومین و استراتژی حذف تدریجی
داشتن غلام و کنیز توسط پیامبر (ص) و ائمه (ع) به معنای تأیید ابدی نهاد بردگی نیست، بلکه عمل به قوانین جاری آن زمان در چارچوب محدودیت‌های شدید اسلامی بود. اسلام راه‌های ورود به بردگی را از هفت راه متداول آن زمان به «یک راه» (اسارت در جنگ تحمیلی با شرایط خاص) تقلیل داد و راه‌های خروج (عتق) را بسیار گسترش داد.
شهید مطهری می‌نویسند: «اسلام با بردگی به آن معنا مخالف است که طرفدار اصل بردگی نیست… بردگی را معبر و راهرویی برای تربیت اسلامی می‌داند… افرادی که تربیت اسلامی ندارند از یک دروازه به شکل برده وارد شوند و از دروازۀ دیگر به شکل یک مسلمان کامل و آزاد بیرون بیایند.» «مجموعه آثار، جلد ۳۰، صفحه ۴۹۵»
توضیح: تربیت دینی در آن بستر، نه برای سلب آزادی، بلکه برای نجات انسان‌هایی بود که در غیر این صورت کشته می‌شدند. بهتر بودن رفتار اسلامی، مقدمه‌ای برای پذیرش تدریجی آزادی و تغییر ذهنیت جامعه بود.

۳. چالش‌های اخلاقی خاص: رضایت، کودکان و غیرنظامیان
در مورد روابط جنسی، شهید مطهری توضیح می‌دهند که اسلام برای کنیز حقوقی قائل شد که در دنیای آن روز بی‌سابقه بود؛ تفاوت‌های فقهی ناشی از تفاوت در «عقد نکاح» و وضعیت حقوقی آن عصر بود، نه نفی کرامت انسانی. در مورد کودکان و غیرنظامیان، اسارت زنان و کودکان در جنگ‌های آن زمان، جایگزین «کشتار عمومی» بود که رسم رایج جهان محسوب می‌شد. اسلام با این کار جان آن‌ها را حفظ کرد و راه آزادسازی را باز گذاشت.

۴. جمع‌بندی نهایی: پاسخ به انتظار تبیین عقلانی
تبیین نهایی شهید مطهری این است که مسئله برده‌داری در اسلام یک «برنامه تدریجی برای لغو» بود، نه یک «حکم تأسیسی ابدی». امروزه با منتفی شدن موضوع (نبودن جنگ‌های آن‌چنانی و اسارت به آن شکل خاص)، حکم بردگی نیز خودبه‌خود منتفی است.
ایشان می‌فرمایند: «اینکه امروزه بردگی نیست، به خاطر این است که موضوع آن پیدا نمی‌شود، نه اینکه حکم آن نسخ شده باشد… اسلام نمی‌خواست با یک دستور ناگهانی، جامعه را دچار هرج‌ومرج کند.» «مجموعه آثار، جلد ۲۹، صفحه ۵۲۱»
بنابراین، تعارضی با عدالت الهی وجود ندارد؛ چرا که حکمت الهی اقتضا می‌کند در مواجهه با پدیده‌های پیچیده اجتماعی، راهکاری واقع‌بینانه ارائه شود که هم از فجایع بزرگ‌تر جلوگیری کند و هم در نهایت به آزادی کامل بینجامد. اسلام این مسیر را با موفقیت طی کرد و امروزه هیچ فقیه شیعه‌ای اجرای احکام بردگی را در دنیای مدرن جایز نمی‌داند.

موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین سئوالات و شبهات

با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!
می‌گفتید به قله نزدیک هستیم، قله را زدند!

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای