سلام و تشکر از توجه جناب عالی
مسئله شما ابعاد گوناگون و متنوعی داشت که سعی شده بر اساس دیدگاه شهید مطهری پاسخ داده شود.
شهید مرتضی مطهری با واکاوی دقیق تاریخی و کلامی، ریشه تمام این چالشها را در یک «سوءتفاهم بنیادین» میدانند: گمان اینکه اسلام «مبدع» یا «تأییدکننده ذاتی» بردگی است. در حالی که تحلیل ایشان نشان میدهد اسلام «قانونگذار آزادی» است که با یک واقعیت جهانیِ ریشهدار (بردگی) به شیوهای حکیمانه و تدریجی برخورد کرده است.
۱. ماهیت احکام: مدیریت واقعیت، نه تأیید ذاتی
استاد مطهری تصریح میکنند که اسلام هرگز اصل بردگی را به عنوان یک نهاد اجتماعیِ مطلوب تشریع نکرده است. وجود آیات و احکام مربوط به بردگان، نه به معنای «تأیید ابدی»، بلکه به معنای «تنظیم روابط در یک واقعیت موجود» برای جلوگیری از هرجومرج و زمینهسازی برای لغو آن است.
ایشان میفرمایند: «اسلام در باب بردگی اولاً قانونی نیاورده است که بردگی را برای اجتماع لازم بداند… برنامهای که اسلام در مورد بردگان آورده است برنامه بردگی نیست بلکه برنامه آزادی است.» «مجموعه آثار، جلد ۲۹، صفحه ۵۱۹»
توضیح: جاودانگی قرآن به معنای ثبات «موضوعات» نیست. احکام بردگی ناظر به موضوعی (اسارت جنگی در آن عصر) بود که اسلام با بستن تمام راههای ورود (جز یک راه بسیار محدود) و گشودن تمام راههای خروج، ریشههای آن را خشکاند. سلب آزادی ذاتاً قبیح است، اما در آن بافت تاریخی، پذیرش اسارت به عنوان جایگزین «قتلعام اسرا»، راهکاری برای حفظ جان و زمینهسازی تربیتی بود.
۲. سیره معصومین و استراتژی حذف تدریجی
داشتن غلام و کنیز توسط پیامبر (ص) و ائمه (ع) به معنای تأیید ابدی نهاد بردگی نیست، بلکه عمل به قوانین جاری آن زمان در چارچوب محدودیتهای شدید اسلامی بود. اسلام راههای ورود به بردگی را از هفت راه متداول آن زمان به «یک راه» (اسارت در جنگ تحمیلی با شرایط خاص) تقلیل داد و راههای خروج (عتق) را بسیار گسترش داد.
شهید مطهری مینویسند: «اسلام با بردگی به آن معنا مخالف است که طرفدار اصل بردگی نیست… بردگی را معبر و راهرویی برای تربیت اسلامی میداند… افرادی که تربیت اسلامی ندارند از یک دروازه به شکل برده وارد شوند و از دروازۀ دیگر به شکل یک مسلمان کامل و آزاد بیرون بیایند.» «مجموعه آثار، جلد ۳۰، صفحه ۴۹۵»
توضیح: تربیت دینی در آن بستر، نه برای سلب آزادی، بلکه برای نجات انسانهایی بود که در غیر این صورت کشته میشدند. بهتر بودن رفتار اسلامی، مقدمهای برای پذیرش تدریجی آزادی و تغییر ذهنیت جامعه بود.
۳. چالشهای اخلاقی خاص: رضایت، کودکان و غیرنظامیان
در مورد روابط جنسی، شهید مطهری توضیح میدهند که اسلام برای کنیز حقوقی قائل شد که در دنیای آن روز بیسابقه بود؛ تفاوتهای فقهی ناشی از تفاوت در «عقد نکاح» و وضعیت حقوقی آن عصر بود، نه نفی کرامت انسانی. در مورد کودکان و غیرنظامیان، اسارت زنان و کودکان در جنگهای آن زمان، جایگزین «کشتار عمومی» بود که رسم رایج جهان محسوب میشد. اسلام با این کار جان آنها را حفظ کرد و راه آزادسازی را باز گذاشت.
۴. جمعبندی نهایی: پاسخ به انتظار تبیین عقلانی
تبیین نهایی شهید مطهری این است که مسئله بردهداری در اسلام یک «برنامه تدریجی برای لغو» بود، نه یک «حکم تأسیسی ابدی». امروزه با منتفی شدن موضوع (نبودن جنگهای آنچنانی و اسارت به آن شکل خاص)، حکم بردگی نیز خودبهخود منتفی است.
ایشان میفرمایند: «اینکه امروزه بردگی نیست، به خاطر این است که موضوع آن پیدا نمیشود، نه اینکه حکم آن نسخ شده باشد… اسلام نمیخواست با یک دستور ناگهانی، جامعه را دچار هرجومرج کند.» «مجموعه آثار، جلد ۲۹، صفحه ۵۲۱»
بنابراین، تعارضی با عدالت الهی وجود ندارد؛ چرا که حکمت الهی اقتضا میکند در مواجهه با پدیدههای پیچیده اجتماعی، راهکاری واقعبینانه ارائه شود که هم از فجایع بزرگتر جلوگیری کند و هم در نهایت به آزادی کامل بینجامد. اسلام این مسیر را با موفقیت طی کرد و امروزه هیچ فقیه شیعهای اجرای احکام بردگی را در دنیای مدرن جایز نمیداند.
موفق باشید