باسلامدر مورد علی محمد باب که بهائیت رو ساخته توضیح بدین.

پاسخ اجمالی

علی محمد شیرازی که بعدها به سیدباب شهرت یافت موسسه فرقه بابیت به شمار می آید که این فرقه مقدمه ای بود برای ساخت بهائیت به رهبری حسینعلی نوری (بهاء الله) که او نیز از پیروان باب به شمار می آمد.

وی پس از ادعاهای مختلف توسط علمای مناطق مختلف کشور به گفتگو دعوت شد که نتوانست هیچکدام از ادعاهای خود را ثابت کند و در نهایت به دستور امیرکبیر به اعدام محکوم شد.

 

پاسخ تفصیلی

علی محمد شیرازی در سن شش یا هشت سالگی در مدرسه قهوه اولیاء شیراز به مجلس درس شیخ محمد عابد که از شاگردان شیخ احمد احسائی بود رفت و آن جا با مکتب شیخیه آشنا گردید و همین آشناییت کافی بود که در حدود ۲۰ سالگی و پس از سال ها فعالیت در شرکت خاندان یهودی ساسون به کربلا رفته و پای درس سید کاظم رشتی حاضر گردد وی پس از فوت سید کاظم رشتی خود را جانشین او معرفی کرد و توانست تعدادی از شاگردان استادش را به گرد خود جمع آورد.

علی محمد شیرازی در طول زندگی ۳۱ ساله اش ادعاهای متعددی دارد که آقای عبدالحسین آیتی آن ها را اینگونه نقل می کند:

«این شخص (یعنی علی محمد باب) در سنه‌ی ۱۲۶۰ ه‍.ق ادعای ذکریت (یعنی مفسر قرآن بودن) کرد و در سال ۱۲۶۱ ه‍.ق ادعای بابیت کرد (یعنی نایب امام غایب بودن) و در سال ۱۲۶۲ ه‍‍‍.ق داعیه‌ی مهدویت کرد، در سال ۱۲۶۴ ه‍.ق داعیه‌ی ربوبیت کرد، در سال ۱۲۶۵ ه‍.ق داعیه‌ی الوهیت کرد و در سال ۱۲۶۶ ه‍.ق  تمام دعاوی خود را منکر شده، توبه کرد و توبه نامه‌ نزد ناصرالدین شاه فرستاد»

کشف الحیل ۶۲۱

علی محمد شیرازی به مدت ۶ سال انحرافاتی را در میان مریدان خود پایه گذاری نمود و ارشادات و توصیه های علما و حاکمان وقت، نیز نتوانست این جوان سبک مغز را از خیالبافی رها سازد.

وی که بخاطر ادعاهایش در شیراز حبس گردیده بود به اصفهان گریخته و آنجا توسط نیروهای حکومتی دستگیر و به تبریز و سپس زندان چهریق انتقال پیدا کرد.

او در نهایت با حکم حکومتی امیرکبیر به اعدام محکوم و در شهر تبریز تیرباران شد.

هم اکنون مقبره مثالی او در کوه کرمل واقع در شهر حیفای فلسطین اشغالی با نام مقام اعلی محل زیارت بهائیان است.

 

آخرین سئوالات و شبهات

با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!
می‌گفتید به قله نزدیک هستیم، قله را زدند!

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای