وقتی غرب متهم میکند؛ زن، خانواده و بازی دوگانه با مفهوم عدالت
«اگر اسلام برای زن ارزش قائل است، چرا در برخی احکام فقهی، دیه یا سهم ارث زن با مرد متفاوت است، آیا این تفاوت به معنای کمارزشتر بودن زن است؟»
طرح مسئله
این پرسش، در ظاهر یک پرسش فقهی است؛ اما در فضای رسانهای امروز، اغلب به سکوی پرتاب یک ادعای بسیار بزرگتر تبدیل میشود: «اسلام زن را انسان درجه دوم میداند!» مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ آیا هر تفاوت حقوقی الزاماً به معنای تفاوت در ارزش انسانی است؟
و مهمتر از آن، چرا برخی رسانههای دینستیز، یک حکم حقوقی را از منظومه کامل حقوق، تکالیف، خانواده و عدالت در اسلام جدا میکنند و سپس همان بخش جداشده را به عنوان «تصویر اسلام از زن» عرضه میکنند؟
از همینجا باید به پرسش بزرگتر رسید: چه کسی و با چه معیاری، مفهوم عدالت و کرامت زن را تعریف میکند؟
آیا کسانی که اسلام را به نام دفاع از زن متهم میکنند، خودشان حاضرند درباره وضعیت خانواده، تنهایی، فروپاشی روابط، فردگرایی افراطی و تبدیل انسان به مصرفکننده در تمدن مدرن نیز پاسخگو باشند؟ اگر عدالت معیار داوری است، چرا این معیار فقط هنگام نقد اسلام فعال میشود؟
پاسخ مختصر
اسلام میان «برابری ارزش انسان» و «یکسانی همه حقوق و مسئولیتها» تفاوت میگذارد. معیار اسلام، عدالت است، نه الزاماً یکسانسازی عددی. قرآن زن و مرد را در ایمان، عبادت، اخلاق و پاداش الهی همسنگ میبیند و کرامت را بر پایه انسانیت و تقوا قرار میدهد، نه جنسیت. بنابراین برای فهم یک حکم فقهی باید کل منظومه حقوق و تکالیف را دید، نه یک عدد را جدا کرد و آن را معیار ارزش انسان دانست.
پاسخ تفصیلی
نخست باید یک مغالطه را کنار گذاشت: «تفاوت» مساوی «بیعدالتی و تحقیر» نیست. قرآن در سوره احزاب، زن و مرد را در ایمان، عبادت، صدق، صبر، خشوع، صدقه و یاد خدا در کنار یکدیگر قرار میدهد و برای هر دو وعده پاداش میدهد. بنابراین در منطق قرآنی، کرامت انسان با جنسیت تعیین نمیشود.
دوم، اسلام خانواده را مانع آزادی انسان نمیداند؛ آن را یکی از مهمترین بسترهای آرامش، محبت و مسئولیت معرفی میکند. قرآن رابطه زن و مرد را با «سکون»، «مودت» و «رحمت» توضیح میدهد. از نگاه اجتماعی نیز خانواده صرفاً یک قرارداد اقتصادی نیست؛ شبکهای از حمایت عاطفی، تربیتی و مسئولیت متقابل است.
سوم، در ارزیابی عدالت باید پرسید عدالت دقیقاً به چه معناست. آیا عدالت یعنی همه انسانها در تمام شرایط دقیقاً حقوق عددی یکسان داشته باشند؟ یا عدالت یعنی حقوق و تکالیف در ارتباط با ساختار زندگی، مسئولیتها و خیر عمومی تنظیم شوند؟ اسلام از الگوی دوم دفاع میکند. از همین رو در نظام خانواده، زن استقلال مالی دارد، در حالی که مرد در ساختار حقوقی خانواده مسئولیتهایی مانند نفقه را بر عهده دارد.
اما دفاع عقلانی از اسلام به معنای توجیه هر حکم با یک جمله ساده نیست. اگر درباره حکمی پرسش وجود دارد، باید همان حکم را دقیق بررسی کرد. نمیتوان گفت «چون مرد نانآور است، پس همه تفاوتهای حقوقی فقط با همین یک علت توضیح داده میشود». چنین دفاعی نارسا و سادهانگاری دین است.
از سوی دیگر، تبلیغات دینستیزانه نیز حق ندارد از یک حکم خاص، نتیجهای درباره کل انسانشناسی اسلامی بگیرد. اگر دیه یا ارث در مواردی متفاوت است، باید ابتدا روشن شود که آیا دیه «قیمت انسان» است یا یک نهاد حقوقی مربوط به جنایت؛ و آیا ارث، تنها یک عدد مستقل است یا بخشی از مجموعهای از حقوق و مسئولیتهای مالی.
اینجاست که مسئله به سطح جامعهشناختی میرسد. برخی گفتمانهای مدرن، آزادی را عمدتاً در استقلال فرد از خانواده و تعهد تعریف میکنند؛ در حالی که اسلام، آزادی را از مسئولیت جدا نمیکند. انسان در نگاه اسلامی هم فرد است، هم عضو خانواده، هم عضو جامعه و هم موجودی اخلاقی و مسئول در برابر خدا.
جمعبندی
بنابراین پرسش را باید یک گام عمیقتر برد: «آیا تفاوت در یک حکم حقوقی، واقعاً به معنای تفاوت در ارزش انسان است؟» پاسخ عقلانی منفی است. برای اثبات بیارزش دانستن زن، باید از منابع اسلامی نشان داد که زن از نظر کرامت انسانی، ظرفیت اخلاقی، معنویت و استحقاق پاداش الهی فروتر از مرد است؛ در حالی که چنین تصویری با مبانی صریح قرآن سازگار نیست.
مسئله اصلی امروز، صرفاً پاسخ به یک شبهه فقهی نیست؛ مسئله، رقابت دو نگاه به انسان است. رسانههای دینستیز میتوانند یک حکم را برجسته کنند، اما نمیتوانند با برجستهسازی یک عدد، کل منظومه اسلامی درباره کرامت، خانواده، مسئولیت و عدالت را حذف کنند.
و در برابر این تبلیغات، پاسخ مؤثر نه انکار تفاوتهای واقعی است و نه توجیه شعاری آنها؛ بلکه باید پرسید: «اگر عدالت معیار داوری است، آیا باید فقط اسلام را با آن سنجید، یا تمدن فاسد غرب نیز باید درباره زن، خانواده، تنهایی و کرامت انسان در برابر همین معیار پاسخگو باشد!»