کریستوفر هیچنز در اثر جنجالی خود، «خدا بزرگ نیست؛ دین چگونه همه چیز را مسموم میکند»، با انگیزهای برخاسته از ستایش شجاعت کسانی که راه خود را از دین آبا و اجدادی جدا کردهاند، به مصاف ادیان توحیدی میرود. او که خود را وامدار چهرههایی چون سلمان رشدی و ابنوراق میداند، کتابش را به افرادی تقدیم میکند که به زعم او در جوامع تحت «سیطره خرافه و توحش» زندگی میکنند. هیچنز با روایت ترس همیشگی خود از مواجهه با پیروان ادیان در شهرهایی چون بلفاست، بیروت و بغداد، مدعی است که ایمان دینی سمی است که هر آنچه را لمس کند آلوده میسازد. با این حال، او در اعترافی ناگزیر میپذیرد که دین به سبب پیوند عمیق با ترسهای بنیادین بشر از مرگ، تاریکی و ناشناختهها، پدیدهای رفعناشدنی است و تا زمانی که تکامل انسان بر این ترسها غلبه نکند، دین نیز باقی خواهد ماند[1].
گزارش محتوایی کتاب: دین در جایگاه متهم اصلی تاریخ
هیچنز کتاب خود را در نوزده فصل سامان داده است. او در فصول نخست (۱ تا ۳) با شعار محوری «دین همه چیز را مسموم میکند»، ادیان توحیدی را نهتنها منشأ شرور اخلاقی، بلکه مانعی در برابر صلح جهانی معرفی میکند؛ زیرا به باور او، مؤمن تا جهان را تسلیم اراده خود نکند آرام نمیگیرد.
در فصول چهارم و پنجم، مدعیات مابعدالطبیعی ادیان «نادرست» قلمداد میشوند و دین به عنوان میراثی متعلق به «دوران طفولیت بشر» معرفی میشود. هیچنز ادعا میکند که امروزه دانش یک کودک دبستانی درباره ساختار جهان، از آگاهی بنیانگذاران ادیان بیشتر است.
فصل ششم به نقد برهان نظم اختصاص دارد و نویسنده آن را «حماقت آفرینشباورانه» مینامد. در فصول هفتم تا نهم، حملهای رادیکال به مفهوم وحی صورت میگیرد؛ بهگونهای که عهد عتیق «کابوسی هولناک»، عهد جدید متنی آکنده از ناسازگاری و قرآن مجموعهای از «اقتباسهای نابسامان» از اسطورههای پیشین معرفی میشود که فاقد هرگونه اصالت مستقلاند.
در فصول دهم تا دوازدهم، معجزه صرفاً توهمی ناشی از فقدان دانش علمی تلقی شده و نویسنده از «آغازگاههای فاسد دین» سخن میگوید. او در فصول سیزدهم و چهاردهم حتی ادیان شرقی، از جمله بودیسم، را نیز دارای «شرارت ذاتی» میداند. در فصول پانزدهم و شانزدهم، دین «ضد اخلاق» و نوعی «سوءاستفاده از کودکان» معرفی میشود و سرانجام در فصول پایانی، هیچنز از یک «روشنگری جدید» دفاع میکند؛ پروژهای که هدف آن حذف نفوذ مؤمنان از عرصه عمومی و جایگزینی آن با علمگرایی مطلق است[2].
نقد روششناختی: از نقد فلسفی دین تا خطابه رسانهای علیه دینداری
نقطه ضعف اصلی کتاب «خدا بزرگ نیست» را باید در روششناسی آن جستوجو کرد. هیچنز برخلاف فیلسوفان الحاد که میکوشند با استدلالهای معرفتشناختی، متافیزیکی یا اخلاقی به نقد دین بپردازند، عمدتاً از شیوهای روزنامهنگارانه، خطابی و رسانهای بهره میگیرد. بخش قابل توجهی از کتاب به نقل حکایتها، روایت رخدادهای تاریخی، برجستهسازی خشونتهای منتسب به دینداران و بازگویی تجربههای شخصی اختصاص یافته است. ازاینرو، مخاطب بیش از آنکه با یک اثر فلسفی مواجه باشد، با متنی جدلی روبهروست که میکوشد از طریق تأثیرگذاری عاطفی، نگرش مخاطب را نسبت به دین تغییر دهد.
یکی از مهمترین مغالطات موجود در کتاب، «تعمیم ناروا» است. هیچنز بارها عملکرد برخی دینداران، نهادهای دینی یا حکومتهای منتسب به دین را به اصل دین تعمیم میدهد. در این رویکرد، میان «حقیقت یک آموزه» و «رفتار پیروان آن آموزه» تفکیک روشنی صورت نمیگیرد. در حالی که خطاها، خشونتها یا سوءاستفادههای تاریخیِ پیروان یک دین، به خودی خود نمیتوانند صدق یا کذب آن دین را اثبات کنند.
مغالطه دیگری که در سراسر کتاب مشاهده میشود، «مرد پوشالی» است. هیچنز در بسیاری از موارد، ضعیفترین یا افراطیترین قرائتهای دینی را بهعنوان نماینده کل سنت دینی معرفی میکند و سپس همان تصویر سادهسازیشده را مورد حمله قرار میدهد. به همین دلیل، بخش عمدهای از نقدهای او نه متوجه الهیات فلسفی و سنتهای عمیق فکری ادیان، بلکه متوجه برداشتهای عامیانه، خرافی یا افراطی از دین است.
از سوی دیگر، هیچنز گرفتار نوعی تقلیلگرایی معرفتی است؛ بدین معنا که تنها تبیین معتبر را تبیین علمی میداند و گمان میکند با توضیح علمی پدیدهها، دیگر نیازی به تبیینهای فلسفی و الاهیاتی وجود ندارد.
جان اف. هات در نقد وی توضیح میدهد که او گمان میکند هرجا علم بتواند سازوکار یک پدیده را توضیح دهد، دیگر جایی برای تبیینهای فلسفی و الاهیاتی باقی نمیماند. حال آنکه علم و دین اساساً در پی پاسخ به دو سنخ متفاوت از پرسشها هستند؛ علم عمدتاً به «چگونگی» پدیدهها میپردازد، در حالی که دین و فلسفه در پی پاسخ به پرسشهای ناظر به «چرایی»، «غایت» و «معنا» هستند. توضیح علمی یک پدیده لزوماً جایگزین تبیین فلسفی یا الاهیاتی آن نمیشود.
مشکل دیگر در استدلالهای هیچنز، نوعی خودویرانگری معرفتی است. او عقل انسانی را محصول فرآیندهای کور و فاقد جهت تکاملی میداند، اما همزمان به همان عقل برای داوری درباره حقیقت نهایی جهان اعتماد میکند. هات میپرسد: اگر ذهن انسان صرفاً ابزار بقا باشد، نه ابزار کشف حقیقت، چگونه میتوان به نتایج حاصل از استدلالهای عقلانی اعتماد کرد؟ این پرسش یکی از چالشهای بنیادین الحاد طبیعتگرایانه معاصر است که هیچنز پاسخ قانعکنندهای به آن ارائه نمیدهد.
افزون بر این، هیچنز با مطلقسازی علم، ناخواسته به نوعی جزماندیشی جدید نزدیک میشود. او در حالی بنیادگرایی دینی را نقد میکند که خود نیز نوعی انحصار معرفتی برای علم تجربی قائل است و سایر منابع معرفت، از جمله فلسفه، شهود عقلانی، تجربه دینی و وحی را از پیش فاقد اعتبار میداند. این رویکرد، برخلاف ادعای آزاداندیشی، نوعی پیشفرض ایدئولوژیک است که پیش از آغاز بحث، نتیجه را مشخص کرده است. از این منظر، کتاب «خدا بزرگ نیست» بیش از آنکه پژوهشی فلسفی درباره دین باشد، بیانیهای ایدئولوژیک علیه دینداری است.
جمعبندی
کتاب «خدا بزرگ نیست» را میتوان یکی از شاخصترین آثار جریان «الحاد جدید» دانست؛ جریانی که بیش از آنکه در پی گفتوگوی فلسفی با دین باشد، به دنبال بیاعتبارسازی اجتماعی و فرهنگی آن است. هیچنز با بهرهگیری از مجموعهای از مغالطات، از جمله تعمیم ناروا، مرد پوشالی، خلط میان رفتار دینداران و حقیقت دین، و تقلیل همه ساحتهای معرفتی به علم تجربی، تصویری مخدوش و یکسویه از دین ارائه میکند. اهمیت این اثر نیز صرفاً در محتوای آن نیست، بلکه در نفوذ رسانهای و فرهنگی آن نهفته است. در دهههای اخیر، چهرههایی مانند هیچنز، ریچارد داوکینز و سم هریس توانستند با بهرهگیری از ظرفیت گسترده رسانههای جمعی، شبکههای تلویزیونی، مطبوعات و فضای مجازی، روایتهای دینستیزانه و سکولاریستی را به افکار عمومی منتقل کنند. از اینرو، نقد آثار آنان تنها نقد چند کتاب نیست، بلکه نقد یک پروژه فرهنگی و رسانهای گسترده است که با پوشش عقلانیت و علمگرایی، در پی تضعیف باورهای دینی، حذف دین از عرصه عمومی و گسترش سکولاریسم در جوامع معاصر بوده است.[3]
پینوشتها
[1]. Hitchens, Christopher. God Is Not Great: How Religion Poisons Everything. New York: Twelve, 2007, pp. 11, 16, 18, 285.
[2]. Ibid., pp. 1, 64, 78, 129, 213, 282.
[3]. Haught, John F. God and the New Atheism: A Critical Response to Dawkins, Harris, and Hitchens. Louisville, KY: Westminster John Knox Press, 2008, pp. 12, 43, 49, 88.
کتابنامه
Haught, John F. God and the New Atheism: A Critical Response to Dawkins, Harris, and Hitchens. Louisville, KY: Westminster John Knox Press, 2008.
Hitchens, Christopher. God Is Not Great: How Religion Poisons Everything. New York: Twelve, 2007.
نویسنده: احمد منصوری ماتک
