پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»

آیه ۳۷ سوره احزاب با عبارت «وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ» گاه دستاویز شبهه‌ای شده که گویا پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) از طلاق زینب، همسر زید بن حارثه، در دل خوشحال بود. این نوشتار با بررسی تفاسیر معتبر شیعه و سنی نشان می‌دهد که چنین برداشتی کاملاً نادرست است. آنچه پیامبر در دل پنهان می‌داشت، علم غیبی خداوند به ازدواج آینده با زینب بود، نه احساس خوشحالی از طلاق؛ و «خشیت از مردم» علت پنهان‌کاری بود، نه طمع یا شادی.

متن تحلیلی پاسخ

موضوع شبهه درباره تفسیر آیه ۳۷ سوره احزاب است که در آن عبارت «وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ» آمده و برخی گمان می‌کنند که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در دل از طلاق زینب خوشحال بود. بر اساس منابع تفسیری، این دیدگاه موردتأیید نیست و مفسران شیعه و سنی معنای دیگری را بیان کرده‌اند.

برای پاسخ دقیق، باید دیدگاه‌های مطرح‌شده در تفاسیر را گام به گام بررسی کرد.

سبب نزول و زمینه تاریخی:
در منابع متعدد شیعه و سنی تصریح شده که این آیات درباره ازدواج پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) با زینب بنت جحش، پس از طلاق او از زید بن حارثه (پسرخوانده پیامبر) نازل شده است. هدف اصلی این ماجرا، از بین بردن عادت جاهلی «تبنی» (پسرخواندگی با تمام احکام پسر واقعی) بود. خداوند خواست با این عمل پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) به عنوان اسوه، نشان دهد که ازدواج با همسر سابق پسرخوانده پس از طلاق حرجی ندارد (تفسیر المراغی، ج۲۲، ص۱۱).

معنای «تخفی فی نفسک» از منظر تفاسیر شیعه:
در تفاسیر شیعه مانند تفسیر الصافی و تفسیر القمی روایت شده که خداوند از پیش به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) خبر داده بود که زینب یکی از همسران او خواهد شد و زید او را طلاق خواهد داد. آنچه پیامبر در دل پنهان می‌داشت، همین علم غیبی بود، نه خوشحالی از طلاق. وقتی زید برای طلاق نزد پیامبر آمد، پیامبر از روی خیرخواهی و نصیحت به او گفت: «امسک علیک زوجک و اتق الله» (همسرت را نگهدار و از خدا بترس). خداوند به پیامبر فرمود: چرا به او گفتی همسرت را نگهدار، درحالی‌که من به تو خبر داده بودم او طلاق خواهد گرفت و همسر تو خواهد شد؟ (تفسیر الصافی، ج۴، ص۱۹۱؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۱۹۴).
دلیل پنهان‌کردن این علم، «خشیت از مردم» بود؛ یعنی پیامبر می‌ترسید اگر این خبر را فاش کند، منافقان بگویند: «محمد درباره زنی که در خانه مردی است می‌گوید او از همسران من خواهد بود» و او را سرزنش کنند. بنابراین پنهان‌کاری پیامبر نه از روی خوشحالی، بلکه از روی ملاحظه وضعیت مردم و برای جلوگیری از فتنه بود (تفسیر الصافی، ج۴، ص۱۹۲؛ الاصفی فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۹۹۴).

معنای «تخفی فی نفسک» از منظر تفاسیر اهل سنت:
در تفاسیر اهل‌سنت نیز دیدگاه مشابهی وجود دارد. در الجواهر الحسان (تفسیر ثعالبی) نقل شده که گروهی از مفسران معتقدند عتاب بزرگی در این آیه بر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) نیست. از علی بن الحسین (علیه السلام) روایت شده که خداوند به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) وحی کرده بود زید، زینب را طلاق می‌دهد و خداوند او را به عقد پیامبر درمی‌آورد. وقتی زید از رفتار زینب شکایت کرد، پیامبر ازروی‌ادب و خیرخواهی به او گفت: «اتق الله و امسک علیک زوجک» و این همان چیزی بود که در دل پنهان داشت. او نمی‌خواست به زید دستور طلاق دهد، زیرا می‌دانست پس از آن با او ازدواج خواهد کرد و از سخن مردم می‌ترسید (الجواهر الحسان، ج۴، ص۳۴۹). عیاض این تأویل را بهترین و صحیح‌ترین تأویل دانسته است (همان). در تفسیر البغوی آمده که آنچه پیامبر پنهان می‌داشت، این بود که خداوند به او خبر داده زینب همسر او خواهد شد. او این را از روی حیا پنهان کرد که به زید بگوید: «همسرت که اکنون تحت نکاح توست، بعداً همسر من خواهد شد». این قول اولی و ألیق به حال انبیا است (تفسیر البغوی، ج۳، ص۶۴۳). ابن عاشور در التحریر و التنویر می‌نویسد: آنچه در نفس پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) بود، علم به ازدواج آینده با زینب بود که سری بین او و پروردگارش محسوب می‌شد و جز این چیزی نبود که خداوند بعداً با ازدواج آن را اظهار کرد (التحریر و التنویر، ج۲۱، ص۲۶۲).

نفی شبهه خوشحالی از طلاق:
در هیچ یک از منابع ارائه‌شده اشاره‌ای به خوشحالی پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) از طلاق زینب نشده است. برعکس، تأکید بر این است که پیامبر حتی با علم به آینده، زید را به حفظ همسرش نصیحت کرد. این نشان‌دهنده خیرخواهی و رعایت اخلاق است. در اعراب القرآن الکریم و بیانه (درویش) نیز تصریح شده که این امر از نبی خطیئه نبوده و او مأمور به توبه و استغفار نشد (اعراب القرآن، ج۸، ص۲۴).

معنای «تخشی الناس»:
خشیت از مردم به معنای ترس از سخن‌گفتن منافقان و کسانی بود که ممکن بود این ازدواج را بهانه‌ای برای عیب‌جویی قرار دهند. خداوند با گفتن «وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ» به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) یادآوری می‌کند که در انجام فرمان الهی نباید از سرزنش مردم ترسید (التفسیر القرآنی للقرآن، ج۱۱، ص۷۲۲؛ احکام القرآن ابن عربی، ج۳، ص۱۵۴۱).

جمع‌بندی

بر اساس منابع تفسیری ارائه‌شده از هر دو مذهب شیعه و سنی:

اول، شبهه مطرح شده (خوشحالی پیامبر از طلاق) کاملاً مردود است. دوم، آنچه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) در دل پنهان می‌داشت، علم غیبی بود که خداوند به او داده بود مبنی بر اینکه زینب پس از طلاق از زید، همسر او خواهد شد. سوم، دلیل پنهان‌کاری پیامبر، حیا و خشیت از فتنه‌انگیزی منافقان بود که ممکن بود این خبر غیبی را بهانه‌ای برای تهمت قرار دهند. چهارم، گفتن جمله «امسک علیک زوجک» به زید از سوی پیامبر، نشانه خیرخواهی، نصیحت و انجام وظیفه ارشادی بود، نه تناقض با علم غیبی. پنجم، خطاب «وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ» تأکید بر اولویت ترس از خدا بر ترس از مردم در اجرای فرامین الهی است، نه عتاب سنگین بر پیامبر. ششم، این ماجرا در کل حکمتی الهی برای ابطال رسم جاهلی تبنی و ایجاد یک سنت جدید در جامعه اسلامی بود که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) به عنوان اسوه می‌بایست آن را اجرا می‌کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین سئوالات و شبهات

با عرض سلام و خسته نباشید موضوعی که مدتی هست که ذهن منو درگیر کرده وجود برده‌داری در دین اسلام هستش همونطور که خودتون هم استحضار دارید در آیات متعددی از قرآن ، مجاز بودن این کار بهش اشاره شده و حتی احکامش هم توضیح داده شده برای مثال آیات 30 و 31 سوره نور - ایات 3 ، 25 ، 36 ، 92 سوره نساء - آیه 177 سوره بقره - آیه 70 سوره نحل - و ایات 50 و 52 سوره احزابو همین طور احادیث متعددی که شاید بیان کردن همه انها روز ها زمان ببرهو همینطور که می‌دونین اسلام کتاب قرآن را آخرین کتاب از طرف خدا می‌دونه و میگه که مطالب اون تا ابد قابل استفاده و درست هستند و طبق دستورات اون باید عمل کرد و همچنین دستورات خدا در اون به صورت واضح بیان شده نمیشه گفت در حالی که عین متن قرآن داره یک چیزو میگه منظور اون چیز دیگری هست ممکنه تفاسیر سطح بالاتری وجود داشته باشه ولی خود متنو نمی‌شه انکار کرد وگرنه تمام دستورات دین می‌تونن انکار بشنو همچنین طبق اصل حجیت فعل معصوم ، هر کاری که توسط معصومین انجام بشه درست و حلال است و تمام معصومین از پیامبر (ص) تا امام حسن عسکری (ع) غلام و کنیز داشته اندتمام موارد بالا که خلاصه‌شونو من گفتم شبهات بسیار زیادی رو درست می‌کنندو خب خود وجود برده داری اشکالات اخلاقی زیادی وجود داره و عقل و منطق اصلاً حکم نمی‌کنه که این کار درستی باشه یکی از این اشکالات اخلاقی که اینجا می‌خوام بهش اشاره کنم اینه که اگه رابطه جنسی با یک خانم آزاد بدون رضایت وی صورت بگیره گناه بزرگی هست و حتی ممکنه باعث اعدام فرد گناهکار هم بشه ولی اگه اون فرد برده باشه دیگه این بار گناه محسوب نمی‌شه یا به صورت مکرر دیده شده که در دین اسلام و همچنین حتی شیعه زمانی که پدر و مادر یک کودک هردو برده باشند فرزند اون‌ها که تازه و بدون هیچ گناهی به دنیا آمده اون هم برده بوده استهمچنین این کار نوعی بی‌عدالتی محسوب میشه گاهی افرادی که مستقیماً با اسلام جنگی نداشتند هم به عنوان برده گرفته میشن مثل همسران کسانی که با مسلمانان جنگیدنند آزاد بودن و اختیار داشتن که از حقوق طبیعی انسان‌هاست اینکه یک نفر این حقوق از دست بده ظلم هست و داره این دو نعمت الهی ازش سلب میشه یا به شدت محدود میکنه به جای اینکه تقوای و ایمان فرد در نظر گرفته بشه حتی اگر اسلام به خوش رفتاری با آنها اشاره کرده باشه و یا حتی گاهی اوقات توصیه هم به آزاد کردن اون‌ها کرده باشه هیچ وقت این کارو حرام اعلام نکرده و خواسته و ناخواسته طبیعتاً فسادهای خیلی شدیدی در جامعه شکل می‌گیرهو خود ائمه که به عنوان الگوی تمام مردم تا روز قیامت شناخته می‌شن این کار انجام دادندر تحقیق‌های خودم پاسخ‌های زیادی رو شنیدم و دیدم ولی هیچ کدوم مرا قانع نکرده که با دلیل تعدادی از اونا ها رو میگم اولین پاسخ حذف تدریجی این موضوع و واقع‌گرایی درباره وضعیت اون زمان جامعه هستش خوب مشکل اصلی اینجاست که دستورات قرآن جاودانه هستند و مخصوص یک زمان خاصی نیستند مگر اینکه خود قرآن بگه این زمان خاص بگه ، برده‌داری در قرآن به زمان خاصی محدود نشده پس طبق نظر قرآن تا ابد مجازه خب این خودش این پاسخ کاملا رد میکنه همینطور فعل ائمه هم همین شرایطو داره آنها به عنوان الگوی مردم خودشون باید به عنوان اولین نفرها این کار انجام نمی‌دادند و به مرور زمان اونو ز بین می‌بردن از طرف دیگه اسلام در عمل هیچ وقت همچین کاری انجام نداد و نتونست تا مدت‌ها حتی بعد امامت امام زمان (عج) برده داری حذف کنهپاسخ دیگه ‌میتونه این باشه که اسلام با برده‌ها خیلی خوب رفتار کرده و باعث پرورش اونا شده ولی خب اینجا هم مشکل منطقی و عقلانی سلب دو نعمت مهم الهی رو داریم همچنین در خیلی از موارد هیچ حق قانونی برای نه گفتن جود نداشته برای برده‌ها مثل رابطه جنسی که اشاره شد همچنین هیچ ضمانتی برای جلوگیری از سوء استفاده وجود نداشته و اینکه بخواهیم جلوی سو استفاده رو بگیریم در عمل محال هست این کار اسلام خیلی بهتر از بقیه بوده ولی باز هم راه درست به نظر نمیاد پرورش واقعی و حقیقی باید با اختیار و آزادی انتقال پیدا کنه و صرف آموزش تعالیم به دیگران دلیل موجهی برای بدیل کردن اون‌ها به برده نیست پس این جواب هم ین کارو موجه نمی‌کن پاسخ دیگه اینه که در زمان حاضر به دلیل غیبت امام زمان (عج) این احکام منتفی هستنداینکه این کار به دلیل عدم حضور ایشان فعلا منتفی باشه درست است و مشکلی ندارد ولی این خود صورت مسئله را پاک میکند و به خود سوال جواب نمیدهدپاسخ دیگر می‌تونه تفاوت های زیاد جامعه فعلی با آن زمان باشه چ این تصمیم مقتضی آن زمان بودهماهیت این پاسخ همان پاسخ اول یعنی حذف تدریجی هست و خب مشکل هم همان است و پاسخ دقیق و منطقی نمیباشدباتوجه به تمام این مسائل درخواست دارم پاسخ خودتون برای من ارسال کنید و بفرمایید که از نظر علما شیعه چه توجیهی برای این وجود دارد شاید این موضوع در برابر زیبایی های دیگر اسلام کم اهمیت جلوه کند ولی در صورت وجود این مشکل الهی بودن دین زیر سوال خواهد رفت با توجه به اهمیت بسیار زیاد این موضوع برای من پیشاپیش از ارسال جواب دقیق تشکر میکنم
با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!
می‌گفتید به قله نزدیک هستیم، قله را زدند!

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای