می‌گفتید به قله نزدیک هستیم، قله را زدند!

پاسخ مختصر:

عبارت «قله را زدند» از اساس نادرست است؛ زیرا قله یک مقصد آرمانی و ماندگار (تمدن اسلامی و زمینه‌سازی برای ظهور) است، نه یک فرد خاص. امروز ایران اسلامی به برکت خون شهیدان و رهبر شهید، به چنان قدرتی تبدیل شده که هیچ دشمنی حتی با ترور عالی‌ترین مقامات آن توان تغییر نظام را ندارد. این همان نزدیکی به قله است که حضرت آقا نوید دادند؛ رسیدن به مرحله‌ای از قدرت که ترورها و فتنه‌ها دیگر قادر به تغییر مسیر انقلاب نیستند.

 

پاسخ تفصیلی و تحلیلی:
۱. بازتعریف «قله» در اندیشه رهبر شهید

آنچه از بیانات رهبر شهید امام خامنه‌ای برداشت می‌شود، صرفاً نزدیکی به یک موقعیت جغرافیایی یا زمانی نبود، بلکه رسیدن به مرحله‌ای از «قدرت بازدارنده» و «عزت ملی» بود که دشمنان را از هرگونه تعرض جدی ناامید کند. این وعده امروز تحقق یافته است:

– ایران اسلامی بدون کمک هیچ کشور خارجی، به فضل الهی و اراده ملت با قدرت موشکی و نفوذ منطقه‌ای خود، ابرقدرت پوشالی آمریکا و رژیم کودک‌کش صهیونیستی را به چالش کشیده و سیلی محکم و پشیمان‌کننده به آنها نواخته است.
– هیچ‌یک از کشورهای منطقه جرأت پاسخگویی به حملات راهبردی ایران را ندارند.
– دشمن در طول عمر با برکت انقلاب اسلامی با ترور رهبر، رئیس‌جمهور، وزیر، فرماندهان و حتی زنان و کودکان، و نیز ایجاد فتنه‌های داخلی، نتوانسته است نظام جمهوری اسلامی را تغییر دهد. این یعنی رسیدن به قله‌ای که رهبر شهید نوید دادند.

۲. شهادت رهبر؛ نه سقوط از قله، بلکه تثبیت آن

در منطق الهی، شهادت یک رهبر به معنای شکست نیست. بلکه:
شهادت، خون تازه‌ای در کالبد انقلاب می‌دمد و وحدت ملی را مستحکم‌تر می‌کند.
اگر دشمن به خیال خام خود گمان کند با حذف یک فرد می‌تواند مسیر انقلاب را متوقف کند، تجربه چهل‌ و هفت ساله نشان داده که انقلاب اسلامی با اتکا به اصول و آرمان‌هایش و با رهبری پیوسته ولی فقیه (که با سازوکار خبرگان و مقبولیت امت تداوم می‌یابد) از مسیر خود بازنمی‌ایستد.
قله اصلی همان «تمدن اسلامی» و «زمینه‌سازی ظهور» است که با استمرار راه شهدا و رهبران شهید مقاومت، دست‌یافتنی‌تر می‌شود.

۳. تمایز میان «علمدار» و «قله»

رهبر شهید انقلاب به عنوان «پرچم‌دار» و «خادم» این مسیر، مردم را به سوی قله‌های رفیع هدایت می‌کردند. اما خود ایشان هرگز به عنوان قله نهایی معرفی نشدند. قله، آن آرمان نهایی است که پس از طی مراحل متعدد و با مجاهدت امت محقق می‌شود. بنابراین شهادت ایشان، انقلاب را از قله دور نکرد، بلکه آن را در مسیری پرشتاب‌تر به سوی قله‌های حقیقی سوق داد.

 

نتیجه:

دشمن با ترور رهبر عزیز، نه تنها نمی‌تواند مردم را از رسیدن به قله بازدارد، بلکه با شهادت رهبر عظیم الشأن برگ دیگری بر افتخارات این ملت افزوده شد و ثابت کرد که انقلاب اسلامی به مرحله‌ای از بلوغ و قدرت رسیده که هیچ تروری نمی‌تواند آن را از پا درآورد. این همان نزدیکی به قله است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین سئوالات و شبهات

با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!
عرض سلام و خداقوت.ببخشید خانمی که خودشون رو شاگرد آقای مهدی طیب معرفی کردند کتاب شراب طهور که نوشته ی آقای طیب هست رو برای جمعی از بانوان تدریس میکنند و قراراست کتاب جان جهان که در مورد مهدویت هست رو بعد از اتمام این کتاب برای خانومها بیان کنند ،سوال بنده این است که آقای مهدی طیب و مطالب کتابهای ایشون آیا معتبر هستند؟ میشود به مطالب کتابهای ایشون اعتماد کرد؟خیلی ممنون میشم جواب بدید

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای