انقلاب اسلامی ایران مسیری را در پیش گرفت که بنیاد آن بر «سیاست الهی» استوار است؛ سیاستی که ریشه در عزت، حکمت و مصلحت دارد. این مسیر، در تضاد بنیادین با مسیر انقلابهای فرانسه و روسیه قرار دارد که بر پایه «سیاست غیر الهی» (سکولاریسم و مبتنی بر زور و نیرنگ) بنا شدند و در نهایت به بنبستهای معنایی و اخلاقی رسیدند. این تقابل، تفاوت ماهیت، دستاوردها و مشروعیت نظامهای حاصل از این دو گفتمان را آشکار میسازد. اگر انقلابهای غربی از «عقلانیت ابزاری منفعتمحور» نشأت گرفتند، انقلاب اسلامی ایران «از ایمان جوشید» و با تکیه بر «الهیات سیاسی»، نظامی را بنیان نهاد که عزت و مصلحت ذاتی انسان را در تبعیت از مبدأ هستی میجوید.
۱. مصلحت الهی در برابر اراده زمینی
انقلابهای فرانسه و روسیه، با حذف یا محدودسازی دین از ساحت عمومی، به تحقق اراده صرفاً زمینی بشر دل بستند؛ امری که در هر دو تجربه به خشونت ساختاری و نابودی ارزشهای متعالی منجر شد. فرانسه با نفی ساختار کلیسا و روسیه با دکترین ماتریالیسم که دین را «افیون تودهها» میدانست، نشان دادند که سیاست مبتنی بر نفی توحید خواه ناخواه به دیکتاتوری منتهی میشود. در مقابل، سیاست الهی ایران، حاکمیت را در دست اجراکنندگان اراده حق قرار میدهد؛ جایی که «حاکمیت از آن خداست» و عزت فردی و جمعی در گرو عمل به مصلحت کلّی تعریف شده از سوی خالق است. این بنیان الهی، منشأ اقتدار و عاملی برای مقاومت تاریخی نظام اسلامی و مردم است.
۲. دستاوردهای نظام الهی در مواجهه با بحران معنا در سکولاریسم
نظامهای سکولار، اگرچه در بُعد مادی ممکن است دستاوردهایی داشته باشند، اما در عمق تمدنی با بحرانهای حاد مواجهاند. امروزه، جوامع غربی با «بحران در نظامهای سکولار» دست و پنجه نرم میکنند که نمود آن در «زدگی مردم از نظامهای سکولار» و «فقدان آرامش، معنا و ارزشهای اخلاقی» خلاصه میشود. این فقدان، ریشه در حذف مرجعیت قدسی دارد. در نقطه مقابل، نظام اسلامی اثبات کرده است که پیوند با مبدأ، نه تنها مانع پیشرفت نیست، بلکه حافظ عزت و پشتوانه مردمی است؛ این پشتوانه در «مشارکتهای مردمی در مقاطع حساس (دفاع مقدس ۸ ساله و ۱۲ روزه ، راهپیمایی ۲۲ دی در حمایت از نظام اسلامی و ولایت فقیه بعد از حملات تروریستی، ۲۲ بهمن هرساله، ایستادگی در برابر تهدیدات ترامپ و …)» متبلور است. این مشارکتها، برای حفظ کیان اسلام و ایران در برابر تهدیدات است.
۳. تبیین دقیق الحاد عملی و لزوم تفکیک عملکرد مسئولین
یکی از مهمترین مباحث در پایداری یک نظام دینی، تفکیک میان عملکرد افراد و اصل دین و نظام دینی است. «الحاد عملی» فراتر از الحاد نظری است؛ این یعنی فرد، بهرغم باور و اعتقاد به خدا، در تمام شئون زندگی خود (بهویژه در مقام قدرت)، چنان رفتار میکند که گویی هیچ نظارتی از سوی خداوند وجود ندارد. این نوع عمل، دقیقا جایی است که مصلحتاندیشیهای زمینی، نفسپرستی و خودخواهی جایگزین احکام اسلامی میشوند. سوء عملکرد برخی مسئولین، که مصداق فاصله گرفتن از آن «سیاست الهی» است، نباید به اشتباه به معنای تأیید این گزاره باشد که «عملکرد سوء برخی مسئولان منجر به بدبینی مردم به دین و گسترش الحاد عملی شود». وظیفه نظام در قبال این افراد، اصلاح یا طرد آنهاست، زیرا رفتار آنها خیانت به مردم و دین است.
۴. پاکدستی رهبری در چارچوب سیاست الهی در برابر فساد ساختاری
در تضاد بنیادین با نظامهای سکولار که فاقد ضمانتهای ماورایی برای پاکدستی هستند، سیاست الهی، رهبری را در دایرهای از تقوا و زهد تعریف میکند. در تمدن سکولار، عدم وجود یک مرجعیت الهی، زمینه را برای بروز فسادهای ساختاری فراهم میآورد، چنانکه شواهد تاریخی و پروندههای کنونی حاکی از حضور مقامات عالیرتبه در شبکههای فساد اخلاقی و مالی نظیر پرونده اپستین مرتبط با چهرههای سرشناس آمریکایی و اروپایی است. این موارد نشان میدهد که «سیاست غیر الهی» قادر به تضمین اخلاق در قدرت نیست. در مقابل، مبانی دینی انقلاب اسلامی، بر رهبران تکلیف میکند که مظهر حکمت، طهارت و عزتنفس باشند تا بتوانند نماینده حاکمیت الهی باشند؛ هرگونه انحراف در این سطح، نه یک خطای مدیریتی، بلکه انحراف از اصل حاکمیت دین تلقی میشود.
۵. ضرورت وحدت بر مبنای حکمت و عزت ملی
ظهور و بروز مشروعیت تاریخی و اخلاقی نظام اسلامی در حفظ هویت ملی و مقاومت در برابر زیادهخواهی و توطئههای نظام سلطه و استکباری است. این ایستادگی در برابر «نظام سلطه»، جز با باور راسخ مردم به برتری نظام توحیدی بر منفعتطلبیهای زودگذر سکولار میسر نیست. در حالی که سیستمهای غیر الهی بر پایه منافع متغیر بنا شدهاند، تداوم نظام اسلامی متکی بر اصول ثابت قرآن و سنت است که بالاترین مصلحت را در حفظ عزت و وحدت ایران تعریف میکند.
نویسنده: احمد منصوری ماتک
