یک زن مسلمان باید بپذیرد طبق آیه ۳۴ سوره نساء شوهرش در صورت نافرمانی می‌تواند او را کتک بزند!

پاسخ کوتاه:

شبهه‌افکن به لحاظ روان‌شناختی به زن مسلمان القای تحقیر و درجه‌دو بودن می‌کند، درحالی‌که با کمترین توجه به آموزه‌های اسلام می‌توان گفت که شبهه‌افکن مرتکب مغالطه شده است: زیرا نخست، تنبیه برای همه زنان نیست. دوم، برای همه همسران هم نیست بلکه قرآن همسران صالحه را تحسین می‌کند. سوم، برای همسرانی که نسبت به پیمان ازدواج عهدشکنی کرده‌اند اجرا می‌شود. چهارم، برای شوهران پیمان‌شکن نیز مجازات در نظر گرفته شده است. پنجم، ابتدا کتک‌زدن را تجویز نکرده؛ بلکه مراحل و مراتب خیرخواهی را توصیه فرموده. ششم، کتک‌زدن زن مشروط به شرایطی است که سبب دیه نشود. هفتم، اگر دست از نافرمانی برداشت ادامه ندهد. هشتم، درهرصورت چه دست از نافرمانی بردارد یا باز هم نافرمانی کند تنبیه موقتی است و شوهر اجازه ادامه‌دادن ندارد.

 

پاسخ تفصیلی:

حقوق و تکالیف زن و شوهر

یک زن مسلمان می‎داند که در این آیه شریفه، خداوند به مردان تکلیف کرده که در برابر همسران صالحه، قناعت‌پیشه، وظیفه‌شناس و پاک‌دامن نهایت تکریم و حق‌شناسی را داشته باشند. همچنین یک زن مسلمان می‌داند که پیمان ازدواج، حقوق و تکالیفی را به عهده طرفین می‌گذارد و زن و شوهر موظف به رعایت تکالیف خویش هستند. همچنین یک زن مسلمان می‌داند که به جهت توجه ویژه خداوند به امر خانواده، اگر هرکدام از زوجین تخطی کند، طرف مقابل باید از روش مسالمت‌آمیز و از آسان به سخت در جهت اصلاح امر و احقاق حقوق برآید تا طرف مقابل آگاه شود و از نافرمانی پرهیز نماید.

پیمان‌شکنی زن و شوهر

یک زن مسلمان می‎داند درباره نافرمانی شوهر در برابر ادای حقوق همسر همچون؛ مخارج زندگی، پرداخت مهریه، پوشاک، خوراک و سایر امور که به عهده شوهر است، نیز پذیرفته است که قرآن کریم و سنت معصومان (علیهم‌السلام) توصیه جدی نسبت به ادای حقوق همسر دارد و اگر استیفای حق همسر از مسیر مسالمت‌آمیز، محقق نشد از طریق اقدامات قانونی استیفا می‌شود و شوهر توسط حاکم شرع مجازات می‌شود. به تعبیر ساده و عامیانه، خداوند حکیم در کتاب هدایت خود هرگز دیوار را یک‌طرفه کاه‌گِل نکرده است؛ بلکه همواره حقوق و تکالیف طرفین را لحاظ کرده است.

پیمان‌شکنی زن در برابر شوهر  

حال اگر زن در یک زندگی مشترک با هر انگیزه‌ای در مسیر ناسازگاری با شوهرش قرار گرفت، وظایف خود را انجام نداد، اسرار شوهر را حفظ نکرد، حقوق شوهر را ادا نکرد و به پیمان وفاداری خود – که نشانه انسانیت و اخلاق است -، پشت‎پا زد وظیفه شوهر چیست و چگونه می‌تواند زن را از نشوز منصرف کند و با کمترین هزینه و خسارت جلوی این کار را بگیرد؟

مراحل و مراتب تذکر و تنبیه

کاملاً طبیعی است که قرآن کریم در این‌باره هرگز راهکار جدایی و طلاق را تجویز نکرده است؛ بلکه خداوند حکیم در آیه ۳۴ سوره نساء ابتدا روش موعظه و نرم‌گویی و نرم‌خویی را توصیه می‌فرماید «فَعِظُوهُنَّ» که در آن ریشه‌یابی ناسازگاری و حل مسئله نیز نهفته است. حال اگر نپذیرفت و ناسازگاری را با بهانه‌تراشی ادامه داد، اینجا در گام دوم خداوند عالم و حکیم، شوهر را موظف می‌کند با قهرکردن کوتاه‌مدت در یک بستر از همسرش فاصله بگیرد «وَٱهجُرُوهُنَّ فِی ٱلمَضَاجِعِ». امید است که هشداری برای وی باشد و از این ناسازگاری برگردد. اما اگر همچنان با سرکشی و عصیان به مسئولیت و تکالیف خود پشت‌پا بزند و با لجاجت راه قانون‌شکنی را دنبال کند و راهی جز شدت عمل باقی نماند و چاره‌ای جز ضرب و زدن نباشد، باز در اینجا توصیه به طلاق نمی‌کند، بلکه هنوز امید به اصلاح است. در این مرحله قرآن کریم دستور نهی‌ازمنکر عملی را باوجود شرایطش توسط نزدیک‌ترین شخص یعنی شوهرش را تجویز می‌کند «وَٱضرِبُوهُنَّ»، مشروط بر اینکه:

  • برگشت از نافرمانی با کتک زدن قابل اصلاح باشد؛
  • همسر شرایط تنبیه بدنی را داشته باشد؛ یعنی سرخی و کبودی و زخم که مشمول مجازات دیه است، بر بدن زن ایجاد نشود؛
  • همچنین زدن به قصد اصلاح باشد نه انتقام یعنی برای قدرت‌نمایی و زهره چشم نباشد؛
  • تنبیه موقتی باشد و چه اثر مثبت یا منفی داشته باشد باید به زودی از تنبیه دست بکشد؛

درنتیجه؛

باتوجه‌به آموزه‌های اسلامی و نظر اکثر مفسرین نسبت به «ضرب» به معنای زدن، ملاحظه می‌شود که چه شرایط سخت و محدودیت‌هایی را مطابق روایات اسلامی برای شوهر فراهم می‌سازد و حتی کرامت انسانی زن پیمان‌شکن را نسبت به حقوق شوهر حفظ می‌نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین سئوالات و شبهات

با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!
می‌گفتید به قله نزدیک هستیم، قله را زدند!

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای