سلام علیکماگر امکانش هست در مورد موسس انجمن حجتیه توضیح کوتاهی بدید.

پاسخ

زندگی سیاسی و اجتماعی شیخ محمود حلبی (۱۲۷۹-۱۳۷۶) با فراز و نشیب همراه بود و او دوره های متفاوتی را پشت سر گذاشت. برای مثال، حلبی در دوره جوانی تا میانسالی، که تا اوایل دهه ۱۳۳۰ ادامه دارد، در مسیر کسب تجربه بود و شخصیت شناخته شده سال های بعد را نداشت. او در این سال ها نهایتا خطیبی نسبتا مشهور بود.

حلبی در آغاز دهه ۱۳۳۰ با تأسیس انجمن حجتیه دوران جدیدی را آغاز کرد که تا انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ادامه یافت. او انجمن حجتیه را با هدف مبارزه با بهاییت تأسیس کرد و در آن قالب به فعالیت اجتماعی و سیاسی پرداخت.

انجمن حجتیه با رهبری حلبی در سال های نخست انقلاب به طور رسمی فعالیت داشت؛ تا اینکه در سال ۱۳۶۲ در کنار چند تشکل سیاسی دیگر از سوی دادستان انقلاب اسلامی غیرقانونی اعلام شد. از آن پس دوران پایانی زندگی سیاسی و اجتماعی حلبی آغاز می شود که تا سال ۱۳۷۶ زمان درگذشت او، ادامه می یابد

حلبی پیش از انقلاب اسلامی در هماهنگی با حکومت پهلوی به مبارزه تعریف شده با بهاییت به عنوان مهمترین خطر پیش روی شیعه و ایران پرداخت. حلبی در این دوره که نیروهای سیاسی مذهبی سرکوب و محدود شده بودند، تلاش کرد انحصار مبارزه با سازمان سیاسی بهاییت را به دست آورد. این در حالی است که دوران پهلوی عصر طلایی سازمان بهاییت در ایران بود و بهاییان قدرت سیاسی و اقتصادی فراوانی به دست آوردند.

نتیجه سیاسی این روابط و همکاری، رابطه مناسب انجمن با حکومت پهلوی بود. حلبی با حرکت های انقلابی علیه حکومت پهلوی موافقتی نداشت. حلبی همچنین در این دوران مکتبی عقیدتی که شباهت های فراوانی با اخباری گری داشت را تبلیغ کرد و به مبارزه با عرفان، فلسفه و جریانه ای خردگرای دینی و اصلاح گرانه پرداخت. وی به لحاظ اندیشه سیاسی مخالف هرگونه حکومتی در دوران غیبت بود.

برای مطالعه بیشتر به مقاله تأملی بر افکار و زندگی سیاسی-اجتماعی شیخ محمود حلبی در عصر پهلوی مراجعه بفرمایید.

آخرین سئوالات و شبهات

با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!
می‌گفتید به قله نزدیک هستیم، قله را زدند!

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای