این یادداشت تحلیلی با عنوان «در جنگ با ایران، اسرائیل میداند چه میخواهد – آمریکا نمیداند» به قلم حسین بنایی، دانشیار مطالعات بینالملل در دانشکده مطالعات جهانی و بینالمللی همیلتون لوگار، دانشگاه ایندیانا، انتشار ۱۴ مارس ۲۰۲۶ تلاش میکند تا با واکاوی دکترین بنیادین جمهوری اسلامی (بقای نظام) و مقایسه آن با اهداف متغیر و گاه متناقض ایالات متحده و رویکرد منسجم اسرائیل، تصویری از آینده این درگیری ارائه دهد. نویسنده نشان میدهد که چگونه تهران با استفاده از اهرمهای انباشتهشده (مانند تنگه هرمز و توان موشکی) و بیتوجهی به خواست دشمنان، جنگ را نه برای پیروزی که برای بقا و هزینهافزایی مدیریت میکند.
جمهوری اسلامی ایران نمیخواهد در جنگ با اسرائیل و آمریکا پیروز شود؛ بلکه تنها آرزوی زندهماندن در آن را دارد. این تمایز بنیادین، کلید درک همه اقدامات تهران از ۲۸ فوریه (آغاز جنگ) تاکنون است. «بقا» برای این رژیم یک موقعیت عقبنشینی نیست، بلکه هدفی است که از بدو تأسیس در سال ۱۹۷۹، همه تصمیمگیریها حول آن سامانیافته است. آنچه از بیرون سرکشی و بیملاحظگی به نظر میرسد، در درون اجرای منطق یک دکترین کهنهکار برای حفظ قدرت است.
این منطق در معماری حکومت نهادی شده است. تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار ارتش، دقیقاً برای همین هدف بود: دفاع از انقلاب و نظم سیاسی، نه صرفاً مرزها. انتخاب سریع [ آیت الله سید] مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید، تنها ۱۰ روز پس از مرگ پدرش [رهبر شهید] و در اوج حملات، بارزترین نمونه زندهبودن این دکترین بود. این انتخاب با بیاعتنایی به مخالفت صریح دونالد ترامپ انجام شد و پیامی روشن داشت: سربریدن رهبر، بدن نظام را از پای درنمیآورد.
در مقابل، دو طرف مهاجم اهداف همسویی ندارند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با درکی دقیق از ماهیت رژیم، هدف خود را تغییر رژیم و پایان جمهوری اسلامی اعلام کرده است. او مردم ایران را مستقیماً به سرنگونی «رژیم ترس» فراخوانده است. اما دولت ترامپ اهدافش سیال و نامنسجم است: از درخواست تسلیم بیقیدوشرط و پیشنهاد مصونیت به فرماندهان جداشونده سپاه، تا نشانههایی از تمایل برای خروج سریع با هر نتیجهای که بتوان آن را پیروزی نامید. این شکاف به تهران فرصت مانور میدهد.
رفتار ایران نیز نشان میدهد که دکترین بقا همچنان کارآمد است. تهران با گسترش دایره جنگ به کشورهای حاشیه خلیجفارس، محدودکردن تردد در تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت، از اهرمهای انباشتهشده خود استفاده میکند. این اقدامات یک رژیم در آستانه فروپاشی نیست، بلکه رفتار موجودی است که میخواهد هزینه حذف خود را به حدی بالا ببرد که برای دشمنانش غیر قابلقبول شود.
جمعبندی:
به قلم حسین بنایی، اصل بقا که از آن بهعنوان «نظام، اصل است» یاد میشود، از اصلاحطلبان و تحریمها گرفته تا اعتراضات و ترور رهبر پیشین، دوام آورده است. این نظام با کارزاری که دو رهبر اصلی آن بر سر هدف نهایی توافق ندارند، از بین نخواهد رفت. اسرائیل با تمام محدودیتهایش، دشمن خود را میشناسد، اما ایالات متحده چنین شناختی ندارد. این عدم تقارن در شناخت و راهبُرد، بزرگترین مانع برای دستیابی به نتیجهای است که بتوان آن را پایان پایدار جنگ نامید.
۱.https://indianexpress.com/article/opinion/columns/iran-tel-aviv-washington-mojtaba-khamenei-islamic-republic-irgc-10581290/
تلخیص و ترجمه: احمد منصوری ماتک
