حکمتِ پنهان در آفرینش و تکلیف؛ چرا خدا فلسفه همه احکام را بیان نکرده است؟

«خدایی که فطرت انسان رو جوری قرار داده که مقابل باید و نبایدها جبهه می‌گیره، چرا حکمت بعضی دستورات رو مشخص نمی‌کنه؟ با ندونستن که لجبازی انسان بیشتر می‌شه». این پرسش به مسئله‌ای بنیادی در رابطه عقل، فطرت و شریعت بازمی‌گردد: آیا انسان تنها زمانی باید به فرمانی عمل کند که حکمت آن را شخصاً و به‌طور کامل فهمیده باشد؟ در اندیشه اسلامی، احکام الهی بر پایه حکمت و مصالح واقعی‌اند؛ اما علم انسان محدود است و شناخت همه جزئیات این مصالح، لزوماً در توان او نیست. راه درست، نه تعطیل عقل است و نه مشروط کردن اطاعت به پسند شخصی، بلکه شناخت حجت الهی، تلاش برای فهم حکمت احکام و بندگی آگاهانه در برابر فرمان معتبر خداوند است.

 

پاسخ مختصر

خداوند انسان را عاقل و حقیقت‌جو آفریده، اما علم او را نامحدود قرار نداده است. عقل می‌تواند حکمت و ضرورت هدایت الهی را بشناسد، ولی لزوماً به تمام مصالح و مفاسد هر حکم دسترسی ندارد. اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نیز حکمت بسیاری از احکام را بیان کرده‌اند. بنابراین، ندانستن حکمت یک حکم، به معنای بی‌حکمت بودن آن نیست. همان‌طور که پس از شناخت تخصص و اعتبار پزشک، به نسخه او اعتماد می‌کنیم، پس از شناخت خدا و اثبات اعتبار وحی نیز اطاعت از فرمان الهی، نه تعطیل عقل، بلکه نتیجه تعقل است.

 

پاسخ تفصیلی

۱. آیا فطرت انسان ذاتاً با تکلیف مخالف است؟

اگر فطرت انسان با هر باید و نبایدی مخالفت می‌کرد، گرایش او به عدالت، وفای به عهد و پرهیز از ظلم چگونه توضیح داده می‌شد؟ در نگاه قرآن، انسان فطرت حق‌جو دارد؛ اما خواسته‌های شخصی و منافع فوری او گاهی با خیر واقعی‌اش تعارض پیدا می‌کنند. قرآن می‌فرماید: «وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛ چه‌بسا چیزی را خوش ندارید، درحالی‌که خیر شما در آن است، و چه‌بسا چیزی را دوست دارید، درحالی‌که شر شما در آن است؛ خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. (بقره، ۲۱۶)

پس هر مخالفتی لجبازی نیست؛ اما هر خواسته شخصی نیز معیار تشخیص خیر و شر نیست.

۲. آیا بدون دانستن تمام جزئیات، اعتماد عقلانی ممکن نیست؟

بیمار برای درمان به پزشک متخصص مراجعه می‌کند. ممکن است از سازوکار دقیق دارو آگاه نباشد، اما پس از شناخت تخصص پزشک و اعتبار توصیه او، نسخه را می‌پذیرد. مهندس نیز محاسبات فنی ساختمان را بر اساس دانش تخصصی انجام می‌دهد، بی‌آنکه هر ساکن ساختمان ناچار باشد تمام آن محاسبات را شخصاً بررسی کند.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که اعتماد موجه، مستلزم دانستن تمام جزئیات نیست؛ بلکه به شناخت اعتبار مرجع وابسته است. در مسئله دین، عقل باید درباره خدا، نبوت و اعتبار وحی استدلال کند. پس از شناخت حجت الهی، پذیرش فرمان خداوند حکیم، تعبد کورکورانه نیست؛ تعبدی است که بر شناخت و حجت استوار شده است.

۳. آیا اسلام حکمت احکام را بیان نکرده است؟

در میراث حدیثی شیعه، روایات متعددی درباره حکمت احکام وجود دارد. همچنین کتاب «علل الشرایع اثر شیخ صدوق» ، «فلسفه اسرار احکام اثر محمد وحیدی» و «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر اثر سیدرضا پاک‌نژاد» از جمله منابع این حوزه است.

قرآن نیز هدف روزه را زمینه‌سازی برای تقوا معرفی می‌کند: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»؛ باشد که پرهیزگار شوید. (بقره، ۱۸۳)

بااین‌حال، باید میان حکمت یک حکم و علت کامل تشریع آن تفاوت گذاشت. شناخت یکی از آثار روزه، مانند تقویت تقوا، به معنای شناخت تمام ملاک‌های آن نیست و مجوز تغییر حکم نیز به شمار نمی‌رود.

۴. چرا همه حکمت‌ها آشکار نشده‌اند؟

قرآن می‌فرماید: «وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا»؛ و از دانش، جز اندکی به شما داده نشده است. (اسراء، ۸۵)

محدودیت شناخت انسان به معنای بی‌ارزشی عقل نیست؛ بلکه نشان می‌دهد دانسته‌های محدود ما معیار نهایی همه واقعیت‌ها نیستند. همان‌طور که ناآگاهی ساکنان یک ساختمان از محاسبات مهندس، به‌خودی‌خود دلیل بی‌اعتباری محاسبات نیست، ندانستن حکمت یک حکم نیز به‌تنهایی بی‌حکمتی آن را ثابت نمی‌کند. البته اعتبار مرجع و درستی انتساب حکم به شریعت باید با دلیل معتبر احراز شود که قبلا اشاره شد.

۵. آیا ندانستن حکمت، انسان را به لجبازی می‌کشاند؟

توضیح روشن و گفت‌وگوی محترمانه می‌تواند به فهم و پذیرش کمک کند؛ بنابراین، پاسخ‌گویی به پرسش‌های دینی ضروری است. اما دانستن دلیل همیشه به اطاعت نمی‌انجامد؛ گاهی عادت یا ترجیح منفعت شخصی مانع عمل می‌شود. از سوی دیگر، نباید هر پرسشگری را متهم به هواپرستی کرد.

اگر مسئله فرد ناآگاهی از حکمت حکم است، باید توضیح داد؛ اگر اعتبار انتساب حکم به دین محل تردید است، باید دلیل شرعی را بررسی کرد؛ و اگر اصل حجیت خدا و وحی پذیرفته نشده، باید از مبانی توحید و نبوت آغاز کرد. قرآن نیز از آزمایش انسان‌ها در مسیر ایمان سخن می‌گوید (عنکبوت، ۲).

قرآن کریم، آزمون الهی را از اهداف تربیتی زندگی انسان می‌داند؛ اما نمی‌توان بدون دلیل گفت که حکمت بیان‌نشدن هر حکم، صرفاً آزمودن بندگی انسان است. آنچه می‌توان گفت این است که محدودیت علم بشر، مانع شناخت همه مصالح و مفاسد احکام است و اطاعت از فرمان معتبر الهی، پس از شناخت حجت، بخشی از حقیقت بندگی است.

 

جمع‌بندی

در دیدگاه اسلامی، احکام الهی بر پایه حکمت‌اند، اما شناخت تمام مصالح و مفاسد در توان انسان نیست. عقل، راه شناخت خدا و حجت اوست؛ وحی، هدایتگر انسان در شناخت تکالیفی است که عقل به‌تنهایی به جزئیات آن‌ها دست نمی‌یابد. بنابراین، نه باید پرسشگری را سرکوب کرد و نه اطاعت را به فهم کامل شخصی مشروط ساخت. راه درست، تعقل برای شناخت حجت، تحقیق برای فهم حکمت و تعبد آگاهانه پس از احراز اعتبار فرمان الهی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین سئوالات و شبهات

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای