با سلام، یک دسته از سوالات جدی پیرامون کتاب مقدس مسیحیان، درباره تردید در نویسندگان کتاب مقدس است. در مورد عهد عتیق نمونه هایی شنیده ام. می شود نمونه های از تردید در نویسندگان عهد جدید را بگویید؟ سپاسگزارم

پاسخ اجمالی

عهد جدید در کتاب مقدس که نزد مسیحیان به عوان الهام الهی معرفی می شود در چند قرن اخیر و پس از دوران خفقان قرون وسطی با پرسش های بسیاری مواجه شده است. این روزها بسیاری از محققان کتاب پرسش های بسیاری درباره عهد جدید مطرح ساخته اند. بخشی از این پرسش ها به تردید درباره نویسندگان عهد جدید اشاره دارد. در حقیقت امروزه گروههای بسیاری از مسیحیان حتی در نویسندگان واقعی کتابهای عهد جدید ابهامات بسیاری دارند و در موادی تردید های جدی وجود دارد. تا جایی که به اذعان برخی از محققین می توان گفت به جز نیمی از رساله های منسوب به پولس نمی توان نویسندگان سایر کتابها را با قطعیت مشخص کرد.

 پاسخ تفصیلی

با سلام به شما دوست عزیز.

در عهد جدید نیز علاوه بر نامشخص بودن تاریخ دقیق تالیف کتابها، در انتساب این نوشته ها به افرادی که قرن ها در مورد انها ادعا شده تردیدهای بسیار جدی بوده و شاید بتوان گفت امروز جامعه علمی مسیحی و محققین کتاب مقدس تقریبا هیچ نظر قطعی درباره بسیاری از نویسندگان بخش های مختلف  کتاب مقدس ندارند. شاید به‌همین علّت است که نویسنده مسیحی جو. ان . اگریدی معتقد است از حیث نویسنده، هیچ‌چیز قطعی دربارۀ اصالت کتاب‌ها نمی‌توان فهمید.[۱] و توماس میشل مسیحی نیز اعتراف می کند که برخی از نویسندگان کتاب‌ها ناشناخته‌اند.[۲]

این اختلافات تنها به قرن های  اخیر خلاصه نمی شود؛ بلکه در قرون اولیه نیز اختلافاتی در این زمینه وجود داشته است تا جایی که جان هینلز با اشاره به تنوع در فهرست کتاب‌های کلیساها در قرون اولیه مسیحی یکی از دلایل را این می‌داند که بعضی از مناطق مسیحی بعضی از آن نوشته‌ها را به بعضی از حواریون عیسی منسوب می‌دانستند، در حالی که در جاهای دیگر چنین نبود.[۳]

اختلافات و تردید ها در این زمینه تا حدی است که به اذعان برخی از محققین می توان گفت به جز نیمی از رساله های منسوب به پولس نمی توان نویسندگان سایر کتابها را با قطعیت مشخص کرد.[۴]

برای نمونه، یکی از کتاب‌هایی که مسیحیان در نویسنده آن تردید جدی دارند انجیل یوحنا می‌باشد. دکتر فهیم عزیز دربارۀ انجیل یوحنا می‌گوید: «…غیر از خدای یگانه هیچ‌کس نمی‌داند چه کسی این انجیل را نوشته است».[۵]

جان هوردرن مسیحی نیز می‌نویسد: «نظر کلّی این بود که انجیل یوحنا توسط یوحنای رسول نوشته نشده و جنبۀ تاریخی آن خیلی مشخص نیست».[۶] مستر هاکس نیز در کتاب «قاموس کتاب مقدس» به این تردید‌ها اشاره می‌کند.[۷]

هم‌چنین نسبت به دیگر کتاب‌ها نیز اختلافات زیادی دیده می‌شود؛ برای نمونه در انتساب همۀ رساله‌های پولس به او نیز اختلاف‌هایی وجود دارد و عده‌ای، انتساب برخی از این رساله‌ها به او را نمی‌پذیرند.[۸]

در نویسنده و تاریخ نوشتن رساله یعقوب اختلافات بسیاری وجود دارد. [۹] نویسنده ای دیگر درباره برخی از نوشته های عهد جدید می نویسد((رساله به عبرانیان  گر چه در – بسیاری از نسخه های- کتاب مقدس به پولس نسبت داده شده در واقع مولفی ناشناخته دارد….شاید هیچ یک از رساله های یعقوب ، پطرس،یوحنا و یهودا معتبر نباشند)) [۱۰]همچنین شواهد زیادی در خود رساله دوم پطرس وجود دارد که نشان می دهد این رساله نمی تواند از آن پطرس باشد و سال های بعد به وسیله فرد ناشناسی نوشته شده است.[۱۱]

جالب اینکه حتی در مورد نویسندگان انجیل های موجود در کتاب مقدس نیز اختلافاتی دیده می شود. چهار انجیل را به صورت سنتی به ۴ نفر نسبت داده اند ولی مطالعات جدید شک و شبهه ایجاد کرده است. ((زیرا نام بیشتر کتاب های یونانی صریحا به نویسنده آنها اضافه می شود مثلا می گویند ((ایلیاد هومر)( جمهوری افلاطون)اما برای انجیل ها حرف اضافه kata(در زبان یونانی به معنای- به روایت-)به کار رفته است و در ابتدای هر انجیل عبارت به روایت دیده می شود مانند انجیل به روایت متی  گویا از نسبت دادن مستقیم این کتابها به این افراد پرهیز می شده است. .[۱۲]

بنابر این جو. ان . اگریدی نویسنده و اندیشمند مسیحی می نویسد:،(( این اناجیل – چهار انجیل- در آن زمان بدون چون و چرا کتاب هایی تلقی می شد که آنها را کسانی نوشته اند که اسمشان بر این اناجیل است. نسل های بعدی در این تردید کرده اند و هیچ چیز قطعی درباره اصالت آنها از حیث نویسنده نمی توان فهمید))[۱۳])

جالب اینکه تو ماس میشل مسیحی با اشاره به عدم شناخت برخی از نویسندگان کتاب مقدس به نکته جالب توجهی  اشاره می نماید  و معتقد است که به این علت تعبیرهای همچون الهیات مولف رساله به عبرانیان در نزد دانشمندان به چشم می خورد. که حاکی از تردید در نویسنده اصلی کتابها می باشد.[۱۴]

اما با وجود این همه اختلاف و تردیدهای تأمل‌برانگیز در این زمینه، دکتر  موریس بوکای به نکتۀ مهمی اشاره می‌کند و معتقد است این همه اختلاف چگونه امروزه نادیده انگاشته می‌شود و چگونه در کتاب مقدس امروزی انتساب نویسندگان کتاب مقدس امری قطعی تلقی می‌گردد.[۱۵]

بنابراین امروزه مسیحیان در این اندیشه به سر می برند که آیا می توان پایه های زندگی را بر مبنای متنی که حتی مجهولاتی درباره نویسندگان آن وجود دارد پی ریزی نمود؟

بهتر است بدانید  امروزه مسیحیان به هیچ یک از نسخه های اصلی کتاب مقدس که خود مولفان نوشته اند نیز  دسترسی ندارند و ناچار باید به استنساخ های موجود ترجمه ها و نقل قولها اعتماد کنند[۱۶]. بنابراین اثبات این مطلب که واقعا نسخه برداران بعدی هیچ ایراد و خطایی نداشته اند مساله ای است که صحت کتاب مقدس را با ر دیگر با تردید مواجه می سازد. این مساله وقتی بغرنج تر می شود که ما با اختلافاتی در برخی از نسخ مواجه می شویم. [۱۷]برای نمونه آیات آخر انجیل مرقس در برخی از نسخه ها وجود ندارد. تمام منتقدان توافق دارند که این انجیل با آیه ۸ از فصل ۱۶ به پایان می رسد این در حالی است که مرقس ۱۶- ۹-۲۰سوژه بسیاری از منتقدان عهد جدید بوده است.[۱۸]

 

[۱]. جو. ان. اگریدی، مسیحیت و بدعت‌ها، ترجمۀ عبدالرحیم سلیمانی‌اردستانی، ص۴۹.

[۲]. توماس میشل، کلام مسیحی، ترجمۀ حسین توفیقی، ص۲۴.

[۳]. جان.ر. هینلز، راهنمای ادیان زنده، ترجمۀ عبدالرحیم گواهی، ج۱، ص۱۴۵.

[۴] – حقانی‌فضل، محمد، خطاناپذیری کتاب مقدس از نگاه مسیحیان، ص۶۲

[۵]. عبدالرحیم سلیمانی‌اردستانی، مسیحیت، قم، انجمن معارف اسلامی ایران،۱۳۸۱، ص۷۷.

[۶]. ویلیام هوردرن، راهنمای الهیات پروتستان، ترجمۀ طاطه‌وس میکاییلیان، ص۳۸.

[۷]. مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس، تهران، اساطیر،۱۳۷۷، ص۹۶۶.

[۸]. محمد حقانی‌فضل، خطاناپذیری کتاب مقدس از نگاه مسیحیان، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب،۱۳۹۲، ص۵۴.

[۹] – (( نویسنده رساله به عبرانیان شناخته شده نیست)) کلام مسیحی ص۵۷

[۱۰] – رابرستون،آرچیپالد، عیسی؛ اسطوره یا تاریخ، ترجمۀ حسین توفیقی ص۲۹

[۱۱] – فیلسون فلوید ،کلید عهد جدید، ترجمه مسعود رجب نیا، صفحه ۲۳۹ ((«کلیه این شواهد مبین این حقیقت است که تا زمان وفات پطرس یعنی تا حدود زمان وفات پولس رساله مذبور تدوین نگشته بود لذا نویسنده آن هم پطرس نمی تواند باشد.»)

[۱۲] – خطاناپذیری کتاب مقدس، حقانی ص۵۶

[۱۳] – جو. ان . اگریدی، مسیحیت و بدعتها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص ۴۹

[۱۴] -(( از انجا که همه نویسندگان بخشهای عهد جدید را نمی شناسیم تعبیرهایی همچون – الهیات مولف رساله به عبرانیان- نیز نزد دانشمندان به چشم می خورد)) توماس میشل، کلام مسیحی ص۱۱۶

[۱۵]. موریس بوکای، مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمۀ ذبیح‌الله دبیر، ص۶۸.(( او می‌نویسد: «در چاپ‌های کتاب مقدس که برای پخش وسیع تخصیص یافته خلاصه‌ها اکثراً مجموعه ملاحظاتی را با این منظور نهایی عرضه می‌دارند که خواننده را متقاعد سازند هیچ موجبی برای طرح مسئله‌ای راجع به شخصیت مصنفان کتاب‌های متفاوت، اصالت متون و سرنوشت راستین مصنفین انجیل‌ها وجود ندارد، با آنکه ناشناخته‌های بسیار دربارۀ مصنفان وجود دارد که به هیچ وجه در خصوص هویت آنها مطمئن نیستند. مع‌هذا چه باریک‌بینی‌هایی در این خلاصه‌ها می بینیم که اغلب فرض ساده‌ای را به عنوان یقینیات عرضه کرده‌اند و تأیید می‌کنند فلان انجیل‌نویس شاهد عینی وقایع بوده است و حال‌اینکه کتاب‌های تخصصی ادعای خلاف آن را دارند. زمان بین پایان رسالت عیسی و پدیدارشدن متون را به‌طور مبالغه‌آمیزی کوتاه می‌کنند. می‌خواهند با کتابت واحدی بر اساس یک روایت شفاهیْ خواننده را متقاعد سازند و حال‌آنکه دستکاری متون توسط متخصصین به اثبات رسیده است»

[۱۶] – علی الشیخ(با توجه به اینکه عهد قدیم در مدت پانزده قرن یا بیشتر تألیف یافته و نسخه‌های اصلی آن در دست نمی‌باشد و همچنین نویسندگان بیشتر کتابهای آن و نسخه نویسانش مجهول است  و زمان نوشته شدن آنها هم روشن نیست؛ آیا می‌توان گفت که نویسندگان متأخر و جدید این کتابها به دور از خطا و اشتباه بوده‌اند؟ به ویژه که کتابهای جدید همگی ترجمه‌ای از زبان عبری به زبانهای دیگر می‌باشند. و آیا نویسندگان این ترجمه‌ها – همچنان که یهود در مورد ترجمه سبعینیه معتقد است – مورد تأیید الهام الهی بوده‌اند [تا دچار لغزشی نگردند] یا نه؟ ))

[۱۷] – برای اطلاعات بیشتررک. محمد شمس، سیر تحول کتاب مقدس،

[۱۸] – فلوید فیلسون می نویسد(( انجیل مرقس چنین که بر ما معلوم است به آیه مرقس ۱۶- ۸ پایان می پذیرد . نسخ و متون باستانی انجیل مرقس معلوم می دارد که آیات مرقس باب ۱۶ و ۹ الی ۲۰ بعدا اضافه شده است. …لذاباید نتیجه گرفت که مرقس داستان خود را با شرح ملاقات مسیح قیام کرده با شاگردان در جلیل پایان داده باشد. در زمانهای بسیار ماضی این قسمت مفقود شده است و شخص نامعلومی این چند آیه مرقس ۹الی ۲۰ فصل ۱۶ را به ان افزوده است تا جای آیات گمشده را بگیرد)) محمد شمس، سیر تحول کتاب مقدس، ص۳۰۶

آخرین سئوالات و شبهات

با عرض سلام و خسته نباشید موضوعی که مدتی هست که ذهن منو درگیر کرده وجود برده‌داری در دین اسلام هستش همونطور که خودتون هم استحضار دارید در آیات متعددی از قرآن ، مجاز بودن این کار بهش اشاره شده و حتی احکامش هم توضیح داده شده برای مثال آیات 30 و 31 سوره نور - ایات 3 ، 25 ، 36 ، 92 سوره نساء - آیه 177 سوره بقره - آیه 70 سوره نحل - و ایات 50 و 52 سوره احزابو همین طور احادیث متعددی که شاید بیان کردن همه انها روز ها زمان ببرهو همینطور که می‌دونین اسلام کتاب قرآن را آخرین کتاب از طرف خدا می‌دونه و میگه که مطالب اون تا ابد قابل استفاده و درست هستند و طبق دستورات اون باید عمل کرد و همچنین دستورات خدا در اون به صورت واضح بیان شده نمیشه گفت در حالی که عین متن قرآن داره یک چیزو میگه منظور اون چیز دیگری هست ممکنه تفاسیر سطح بالاتری وجود داشته باشه ولی خود متنو نمی‌شه انکار کرد وگرنه تمام دستورات دین می‌تونن انکار بشنو همچنین طبق اصل حجیت فعل معصوم ، هر کاری که توسط معصومین انجام بشه درست و حلال است و تمام معصومین از پیامبر (ص) تا امام حسن عسکری (ع) غلام و کنیز داشته اندتمام موارد بالا که خلاصه‌شونو من گفتم شبهات بسیار زیادی رو درست می‌کنندو خب خود وجود برده داری اشکالات اخلاقی زیادی وجود داره و عقل و منطق اصلاً حکم نمی‌کنه که این کار درستی باشه یکی از این اشکالات اخلاقی که اینجا می‌خوام بهش اشاره کنم اینه که اگه رابطه جنسی با یک خانم آزاد بدون رضایت وی صورت بگیره گناه بزرگی هست و حتی ممکنه باعث اعدام فرد گناهکار هم بشه ولی اگه اون فرد برده باشه دیگه این بار گناه محسوب نمی‌شه یا به صورت مکرر دیده شده که در دین اسلام و همچنین حتی شیعه زمانی که پدر و مادر یک کودک هردو برده باشند فرزند اون‌ها که تازه و بدون هیچ گناهی به دنیا آمده اون هم برده بوده استهمچنین این کار نوعی بی‌عدالتی محسوب میشه گاهی افرادی که مستقیماً با اسلام جنگی نداشتند هم به عنوان برده گرفته میشن مثل همسران کسانی که با مسلمانان جنگیدنند آزاد بودن و اختیار داشتن که از حقوق طبیعی انسان‌هاست اینکه یک نفر این حقوق از دست بده ظلم هست و داره این دو نعمت الهی ازش سلب میشه یا به شدت محدود میکنه به جای اینکه تقوای و ایمان فرد در نظر گرفته بشه حتی اگر اسلام به خوش رفتاری با آنها اشاره کرده باشه و یا حتی گاهی اوقات توصیه هم به آزاد کردن اون‌ها کرده باشه هیچ وقت این کارو حرام اعلام نکرده و خواسته و ناخواسته طبیعتاً فسادهای خیلی شدیدی در جامعه شکل می‌گیرهو خود ائمه که به عنوان الگوی تمام مردم تا روز قیامت شناخته می‌شن این کار انجام دادندر تحقیق‌های خودم پاسخ‌های زیادی رو شنیدم و دیدم ولی هیچ کدوم مرا قانع نکرده که با دلیل تعدادی از اونا ها رو میگم اولین پاسخ حذف تدریجی این موضوع و واقع‌گرایی درباره وضعیت اون زمان جامعه هستش خوب مشکل اصلی اینجاست که دستورات قرآن جاودانه هستند و مخصوص یک زمان خاصی نیستند مگر اینکه خود قرآن بگه این زمان خاص بگه ، برده‌داری در قرآن به زمان خاصی محدود نشده پس طبق نظر قرآن تا ابد مجازه خب این خودش این پاسخ کاملا رد میکنه همینطور فعل ائمه هم همین شرایطو داره آنها به عنوان الگوی مردم خودشون باید به عنوان اولین نفرها این کار انجام نمی‌دادند و به مرور زمان اونو ز بین می‌بردن از طرف دیگه اسلام در عمل هیچ وقت همچین کاری انجام نداد و نتونست تا مدت‌ها حتی بعد امامت امام زمان (عج) برده داری حذف کنهپاسخ دیگه ‌میتونه این باشه که اسلام با برده‌ها خیلی خوب رفتار کرده و باعث پرورش اونا شده ولی خب اینجا هم مشکل منطقی و عقلانی سلب دو نعمت مهم الهی رو داریم همچنین در خیلی از موارد هیچ حق قانونی برای نه گفتن جود نداشته برای برده‌ها مثل رابطه جنسی که اشاره شد همچنین هیچ ضمانتی برای جلوگیری از سوء استفاده وجود نداشته و اینکه بخواهیم جلوی سو استفاده رو بگیریم در عمل محال هست این کار اسلام خیلی بهتر از بقیه بوده ولی باز هم راه درست به نظر نمیاد پرورش واقعی و حقیقی باید با اختیار و آزادی انتقال پیدا کنه و صرف آموزش تعالیم به دیگران دلیل موجهی برای بدیل کردن اون‌ها به برده نیست پس این جواب هم ین کارو موجه نمی‌کن پاسخ دیگه اینه که در زمان حاضر به دلیل غیبت امام زمان (عج) این احکام منتفی هستنداینکه این کار به دلیل عدم حضور ایشان فعلا منتفی باشه درست است و مشکلی ندارد ولی این خود صورت مسئله را پاک میکند و به خود سوال جواب نمیدهدپاسخ دیگر می‌تونه تفاوت های زیاد جامعه فعلی با آن زمان باشه چ این تصمیم مقتضی آن زمان بودهماهیت این پاسخ همان پاسخ اول یعنی حذف تدریجی هست و خب مشکل هم همان است و پاسخ دقیق و منطقی نمیباشدباتوجه به تمام این مسائل درخواست دارم پاسخ خودتون برای من ارسال کنید و بفرمایید که از نظر علما شیعه چه توجیهی برای این وجود دارد شاید این موضوع در برابر زیبایی های دیگر اسلام کم اهمیت جلوه کند ولی در صورت وجود این مشکل الهی بودن دین زیر سوال خواهد رفت با توجه به اهمیت بسیار زیاد این موضوع برای من پیشاپیش از ارسال جواب دقیق تشکر میکنم
با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای