یکی از مهمترین ادعاهایی که سالها درباره «عرفان حلقه» تکرار میشد، این بود که این جریان هیچ نسبتی با سیاست ندارد. محمدعلی طاهری بارها در سخنان خود تأکید کرده بود که عرفان حلقه «سیاسی نبوده، نیست و نخواهد بود». همین گزاره نیز برای بسیاری از مخاطبان به عنوان نشانهای از ماهیت صرفاً معنوی این جریان مطرح میشد؛ جریانی که قرار بود تنها در حوزه معنویت، درمان و مباحث عرفانی فعالیت کند.
با این حال که در همان معنویت و درمان انحرافات و آسیبهای متعددی برای مریدان داشت، اما مرور فعالیتهای اخیر صفحه منتسب به محمدعلی طاهری در فضای مجازی، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. این صفحه که بخش زیادی از محتوای آن به حمایت از طاهری و بازنشر دیدگاههای او اختصاص دارد، در روزهای اخیر تمرکز قابل توجهی بر مسائل سیاسی و تحولات مرتبط با اپوزیسیون پیدا کرده است.
در استوریهای منتشر شده در این صفحه، شعارها و بیانیههایی با عنوان «رنسانس ایران آزاد» به شکل مکرر دیده میشود؛ محتوایی که در آن تلاش میشود طاهری به عنوان چهرهای محوری در میان مخالفان نظام معرفی شود. این رویکرد عملاً تصویری از او به عنوان فردی با نقش رهبری در میان جریانهای اپوزیسیون ترسیم میکند.
در یکی از ویدیوهای منتشر شده در این صفحه، جملهای با این مضمون مطرح میشود که «زیباترین لحظه در جهان، لحظه سقوط یک دیکتاتور است». همزمان در این ویدیو تصاویری از رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای، نمایش داده میشود و در ادامه نیز بر ضرورت اقدام برای پایان دادن به وضعیت فعلی نظام تأکید میشود؛ محتوایی که آشکارا ماهیتی سیاسی و تحریکآمیز دارد.
در محتوای دیگری نیز کلیپی درباره رضا پهلوی منتشر شده که در آن با لحنی تند مورد حمله قرار گرفته و حتی با ادعایی عجیب «مزدور سپاه» معرفی میشود! این نوع موضعگیری نشان میدهد که صفحه مذکور تنها به مخالفت با نظام بسنده نکرده، بلکه در حال ورود به رقابت و تخریب دیگر چهرههای اپوزیسیون نیز هست.
در مجموع، آنچه از فعالیتهای اخیر این صفحه به دست میآید، تلاش برای بازتعریف جایگاه محمدعلی طاهری در فضای سیاسی مخالفان نظام است. انتشار مداوم ویدیوها و پیامهای سیاسی، برجستهسازی نام او و حمله به دیگر چهرههای اپوزیسیون، همگی در همین چارچوب قابل تحلیل هستند.
با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چگونه جریانی که سالها با تأکید بر «غیرسیاسی بودن» معرفی میشد، امروز به چنین سطحی از فعالیت و موضعگیری سیاسی رسیده است؟ این تغییر مسیر، بیش از هر چیز تناقضی جدی میان ادعاهای گذشته و عملکرد امروز این جریان را آشکار میکند.
این تناقض زمانی پررنگتر میشود که به برخی مواضع پیشین طاهری نیز نگاه کنیم؛ از جمله فراخوانهایی که در مقاطعی مردم را به اقدامات خشونتآمیز و مسلحانه دعوت میکرد. چنین مواضعی نشان میدهد مسیری که با ادعاهای معنوی آغاز شد، اکنون به عرصهای کاملاً سیاسی و پرتنش رسیده است.
آنچه امروز دیده میشود، بیش از آنکه ادامه یک جریان معنوی باشد، تلاشی برای بازسازی یک چهره و یافتن جایگاهی تازه در معادلات سیاسی اپوزیسیون است؛ تلاشی که در تضاد آشکار با ادعاهای قدیمی درباره «عرفان غیرسیاسی» قرار دارد.
نویسنده: مهدی قیاسی کارگرمقدم
