احمد منصوری، پژوهشگر و عضو هسته پژوهشی الحاد نوین دانشگاه فردوسی مشهد و مدیر گروه الحاد نوین مؤسسه تخصصی فرق و ادیان حقپژوهی مشهد، در نشست «اخلاق بدون خدا؛ آیا میتوان بدون خدا زیست داشت؟» به بررسی سیر تحول جریانهای خداناباوری، رویکردهای الحاد نوین و دیدگاههای مطرحشده درباره رابطه دین و اخلاق پرداخت.
این نشست با محوریت کتاب «الحاد عملگرا؛ درنگی بر دینستیزی و فروپاشی امر قدسی» در دانشکده پزشکی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.
تحول رویکردهای الحادی از نقد فلسفی تا استفاده از علوم تجربی
منصوری با اشاره به گستردگی مباحث مربوط به الحاد و خداناباوری اظهار کرد: درباره ماهیت الحاد، ابعاد مختلف آن، رویکردهای گوناگون خداناباورانه و استدلالهای مطرحشده در این زمینه، مباحث فراوانی صورت گرفته است. در دورههای گذشته، بخش قابلتوجهی از فعالیت فیلسوفان خداناباور بر نقد ادله و استدلالهای خداباوران متمرکز بود.
وی افزود: در این رویکرد، منتقدان تلاش میکردند استدلالهای مطرحشده در دفاع از وجود خدا را به چالش بکشند، بدون آنکه لزوماً استدلالی ایجابی برای اثبات دیدگاه خود ارائه دهند.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین با اشاره به برخی نمونههای تاریخی این رویکرد ادامه داد: دیوید هیوم در آثار خود، از جمله در مباحث مربوط به برهان نظم، اشکالاتی را مطرح کرد. برتراند راسل نیز در بحثهای فلسفی خود، برخی استدلالهای مرتبط با اثبات وجود خدا را مورد نقد قرار داد. این شیوه نقد فلسفی برای سالها یکی از رویکردهای مهم در مباحث خداناباورانه بود.
گسترش الحاد نوین با بهرهگیری از علوم تجربی
منصوری با اشاره به شکلگیری رویکردهای جدید در جریانهای خداناباورانه بیان کرد: از اواخر دهه ۱۹۷۰ و در دهه ۱۹۸۰ میلادی، رویکردهای جدیدی در این حوزه شکل گرفت که پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گسترش بیشتری پیدا کرد. در این رویکرد که معمولاً از آن با عنوان «الحاد نوین» یاد میشود، علاوه بر نقدهای فلسفی، از برخی یافتهها و نظریههای علوم تجربی نیز برای نقد باورهای دینی استفاده میشود.
وی تصریح کرد: یکی از محورهای این رویکرد، تبیین شکلگیری نظم موجود در جهان بر اساس فرایندهای طبیعی و بدون نیاز به فرض وجود یک فاعل الهی است. در این چارچوب، برخی نویسندگان با تکیه بر نظریههای مرتبط با زیستشناسی فرگشتی تلاش میکنند نشان دهند که نظم موجود در طبیعت میتواند حاصل فرایندهای طبیعی باشد و لزوماً به وجود یک طراح الهی نیاز ندارد.
این پژوهشگر حوزه ادیان ادامه داد: در چنین دیدگاهی، افزون بر تلاش برای ارائه تبیینهای طبیعی از پدیدههای جهان، درباره احتمال وجود خدا و ضرورت پذیرش تبیینهای الهی نیز پرسشهایی مطرح میشود.
نقد برداشتهای الحادی از مباحث فیزیک
منصوری با اشاره به استفاده برخی نویسندگان خداناباور از مباحث فیزیک برای طرح دیدگاههای خود گفت: در حوزه فیزیک نیز برخی نویسندگان با استناد به مباحثی مانند فیزیک کوانتوم و مفهوم خلأ، تلاش کردهاند تبیینهایی از پیدایش جهان ارائه دهند که در آن نیازی به فرض وجود خدا مطرح نباشد.
وی با اشاره به کتاب «خلقت از هیچ» اثر لارنس کراوس اظهار کرد: یکی از مباحث مطرحشده در این زمینه، چگونگی پیدایش جهان و نسبت آن با مفهوم «هیچ» است. با این حال، باید میان مفهوم خلأ در فیزیک و معنای فلسفی هیچ تفاوت قائل شد؛ زیرا خلأ فیزیکی مفهومی در چارچوب نظریهها و قوانین فیزیک است و نباید آن را بدون توضیح و بررسی دقیق، معادل هیچ مطلق در نظر گرفت.
وی افزود: بررسی اینگونه استدلالها مستلزم توجه به مبانی علمی و فلسفی آنهاست تا مشخص شود که آیا نتیجهگیریهای مطرحشده، با مقدمات و مفاهیم مورد استناد سازگاری دارند یا خیر.

عصبشناسی و تبیینهای مادی از ذهن انسان
این پژوهشگر با اشاره به یکی دیگر از حوزههای مورد توجه در ادبیات الحاد نوین عنوان کرد: در برخی آثار مرتبط با این جریان، مباحث عصبشناسی و علوم شناختی نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند. در این رویکردها، برخی نویسندگان تلاش میکنند تجربههای ذهنی، حالات روانی و باورهای انسان را بر اساس فرایندهای مغزی تبیین کنند و از این طریق، درباره ضرورت پذیرش روح یا امور متافیزیکی پرسشهایی مطرح کنند.
منصوری خاطرنشان کرد: این مباحث در مرز میان علوم تجربی و فلسفه قرار دارند و ارزیابی آنها نیازمند تفکیک یافتههای علمی از تفسیرهای فلسفی و نتایجی است که برخی نویسندگان از این یافتهها استخراج میکنند.
نقد روش استدلال در برخی آثار الحاد نوین
وی به شیوه استدلال برخی نویسندگان معاصر در نقد دین اشاره کرد و گفت: برای بررسی آثار این جریان، صرف آشنایی با ادعاهای مطرحشده کافی نیست، بلکه باید روش استدلال، نحوه استفاده از شواهد و میزان توجه نویسندگان به دیدگاههای رقیب نیز بررسی شود.
منصوری افزود: در ارزیابی برخی آثار این حوزه، این پرسش مطرح است که آیا نویسنده دیدگاههای علمی و فلسفی مختلف را بهدرستی بازتاب داده یا تنها بر دیدگاههایی تمرکز کرده است که با نتیجه مورد نظر او سازگاری دارند.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین همچنین با اشاره به نقدهای مطرحشده درباره استدلالهای توماس آکویناس اظهار کرد: در بررسی نقدهای واردشده بر استدلالهای فیلسوفان خداباور، باید توجه داشت که آیا صورتبندی اصلی استدلالها بهدرستی بازسازی شده است یا اینکه دیدگاه مورد نقد به شکلی سادهشده و تقلیلیافته ارائه میشود.
وی گفت: ارزیابی دقیق این مباحث مستلزم بررسی مستقل استدلالهای هر دو طرف و توجه به زمینه فلسفی و علمی آنهاست.
دینستیزی؛ یکی از محورهای جریان الحاد نوین
منصوری با اشاره به رویکرد اجتماعی و فرهنگی برخی جریانهای الحاد نوین بیان کرد: یکی از محورهای مهم در آثار شماری از نویسندگان این جریان، نقد کارکردهای دین در زندگی فردی و اجتماعی است. در این رویکرد، موضوع صرفاً انکار وجود خدا یا نقد ادله خداباوران نیست، بلکه آثار و پیامدهای باورهای دینی نیز مورد پرسش قرار میگیرد.
وی افزود: برخی از این نویسندگان معتقدند دین میتواند قدرت تفکر مستقل و عقلانیت انسان را تضعیف کند، زمینه پذیرش بیچونوچرای برخی باورها را فراهم آورد و بر استقلال فکری افراد تأثیر منفی بگذارد.
این پژوهشگر ادامه داد: در شماری از آثار الحاد نوین، ادعاهایی نیز درباره ارتباط دین با خشونت، تروریسم و ناامنی اجتماعی مطرح میشود. در این چارچوب، برخی نویسندگان تلاش میکنند مشکلات و خشونتهای مشاهدهشده در جوامع دینی را به باورها و آموزههای دینی نسبت دهند و در مقابل، جوامع سکولار را از این منظر متفاوت معرفی کنند.
منصوری با اشاره به گستردگی این مباحث در ادبیات معاصر خداناباورانه اظهار کرد: این دیدگاهها بخشی از مناقشات مربوط به نقش دین در جهان امروز را شکل میدهند و بررسی آنها نیازمند توجه به استدلالهای مطرحشده، شواهد مورد استناد و پیچیدگیهای اجتماعی و تاریخی جوامع مختلف است.
نویسندگان شاخص الحاد نوین و نقد کارکردهای دین
وی به شماری از نویسندگان شناختهشده در جریان الحاد نوین اشاره کرد و گفت: ریچارد داوکینز، کریستوفر هیچنز، سم هریس و دنیل دنت از جمله چهرههایی هستند که آثار آنها در گسترش مباحث معاصر درباره خداناباوری و نقد دین تأثیرگذار بوده است.
منصوری با اشاره به برخی آثار این نویسندگان افزود: کتابهایی مانند «پایان ایمان» اثر سم هریس و «خدا بزرگ نیست» اثر کریستوفر هیچنز، از جمله آثاری هستند که در آنها به نقد باورهای دینی و بررسی پیامدهای دین در زندگی انسان پرداخته شده است.
وی ادامه داد: در مجموع، بخشی از ادبیات الحاد نوین بر این فرض استوار است که دین نهتنها برای زندگی انسان ضروری نیست، بلکه ممکن است در برخی شرایط پیامدهای منفی فردی و اجتماعی نیز به دنبال داشته باشد. از همین رو، نویسندگان این جریان تلاش میکنند امکان زندگی اخلاقی و اجتماعی بدون اتکا به باورهای دینی را بررسی کنند.
رابطه دین و اخلاق؛ محور اصلی بحث
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین رابطه دین و اخلاق را یکی از موضوعات مهم در مباحث خداناباورانه دانست و گفت: یکی از مسائلی که جریانهای الحاد نوین بهطور جدی دنبال میکنند، بررسی رابطه دین و اخلاق است؛ موضوعی که در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان مطرح میشود.
وی با اشاره به جایگاه این بحث در موضوع نشست «اخلاق بدون خدا؛ آیا میتوان بدون خدا زیست داشت؟» بر اهمیت بررسی دیدگاههای مختلف درباره نسبت میان باورهای دینی، عقلانیت، رفتار اخلاقی و نظم اجتماعی تأکید کرد.
زندگی اخلاقی بدون اعتقاد به خدا امکانپذیر است، اما با چالشهایی روبهروست
پژوهشگر و عضو هسته پژوهشی الحاد نوین دانشگاه فردوسی مشهد و مدیر گروه الحاد نوین مؤسسه تخصصی فرق و ادیان حقپژوهی مشهد به بررسی مبانی فلسفی رابطه دین و اخلاق، امکان زندگی اخلاقی بدون اعتقاد به خدا و چالشهای تعیین معیارهای اخلاقی در جوامع معاصر پرداخت.
رابطه دین و اخلاق؛ مناقشهای دیرینه در فلسفه
منصوری با اشاره به پیشینه تاریخی بحث رابطه دین و اخلاق اظهار کرد: این موضوع از کهنترین مباحث فلسفه اخلاق است و ریشههای آن را میتوان در گفتوگوهای فلسفی یونان باستان، بهویژه مباحث مطرحشده درباره نسبت فرمان الهی و خوبی و بدی رفتارهای انسانی، دنبال کرد.
وی افزود: یکی از پرسشهای اساسی در این زمینه آن است که آیا یک رفتار به این دلیل درست و پسندیده است که خداوند به انجام آن فرمان داده است، یا اینکه آن رفتار به دلیل برخورداری از خوبی و ارزش اخلاقی، مورد تأیید و امر الهی قرار میگیرد.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: این پرسش در طول تاریخ فلسفه اخلاق، زمینهساز اختلافنظرهای گستردهای درباره منشأ ارزشهای اخلاقی و نسبت میان دین و اخلاق شده است؛ اختلافی که در سنتهای فلسفی و کلامی مختلف نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
اختلاف دیدگاه اشاعره و معتزله درباره حسن و قبح افعال
منصوری با اشاره به تداوم این بحث در دوره اسلامی بیان کرد: در سنت کلام اسلامی نیز درباره منشأ خوبی و بدی افعال و نقش عقل در تشخیص ارزشهای اخلاقی دیدگاههای متفاوتی شکل گرفته است.
وی توضیح داد: بر اساس یکی از دیدگاههای مطرحشده در این مناقشه، خوبی و بدی افعال به امر و نهی شرعی وابسته است؛ به این معنا که یک رفتار به دلیل فرمان الهی، خوب و شایسته تلقی میشود. این دیدگاه با برخی تقریرهای کلام اشعری درباره حسن و قبح شرعی ارتباط دارد.
این پژوهشگر افزود: در مقابل، معتزله و متکلمان عدلیه بر نقش عقل در شناخت خوبی و بدی افعال تأکید دارند و معتقدند برخی رفتارها، مستقل از فرمان شرعی، از حیث عقلانی و اخلاقی خوب یا بد هستند.
منصوری با بیان اینکه مبنای مورد قبول او نیز بر امکان شناخت عقلانی ارزشهای اخلاقی استوار است، گفت: بر اساس دیدگاه حسن و قبح عقلی و ذاتی، برخی رفتارها دارای ارزش اخلاقی هستند و انسان میتواند با عقل خود به خوبی یا بدی آنها پی ببرد. بر این مبنا، فرمان الهی به رفتارهای خوب و نهی از رفتارهای ناپسند را میتوان در ارتباط با ارزش اخلاقی این افعال بررسی کرد.
وی خاطرنشان کرد: در واقع، بخش مهمی از مناقشه درباره اخلاق و دین به همین مسئله بازمیگردد که آیا خوبی و بدی رفتارها تنها با امر و نهی دینی مشخص میشود یا عقل انسان نیز میتواند بهطور مستقل، دستکم در برخی حوزهها، ارزش اخلاقی افعال را تشخیص دهد.
آیا میتوان بدون اعتقاد به خدا زندگی اخلاقی داشت؟
منصوری در ادامه با طرح پرسش محوری نشست اظهار کرد: مسئله این است که آیا انسان میتواند بدون اعتقاد به خدا و بدون پایبندی به باورهای دینی، زندگی اخلاقی داشته باشد؟
وی افزود: برای بررسی این پرسش میتوان به افرادی اشاره کرد که اعتقاد دینی ندارند، اما در روابط اجتماعی خود رفتارهایی مانند محبت، گذشت، نوعدوستی، رعایت حقوق دیگران و پایبندی به ضوابط اجتماعی را از خود نشان میدهند.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین تصریح کرد: بر اساس مبنایی که به امکان شناخت عقلانی خوبی و بدی افعال قائل است، میتوان پذیرفت که افراد فاقد باور دینی نیز در برخی حوزهها زندگی اخلاقی داشته باشند. بنابراین، نمیتوان صرف نداشتن اعتقاد به خدا را به معنای ناتوانی فرد از انجام رفتارهای اخلاقی دانست.
وی ادامه داد: عقل انسان میتواند در زمینههایی که امکان شناخت و ارزیابی عقلانی رفتارها وجود دارد، به تشخیص برخی ارزشهای اخلاقی کمک کند. از این منظر، اخلاقورزی بدون اعتقاد دینی، دستکم در بخشی از رفتارهای فردی و اجتماعی، امکانپذیر است.
منصوری با تأکید بر ضرورت تفکیک میان امکان انجام رفتارهای اخلاقی و مبانی نظری اخلاق گفت: پذیرش اینکه یک فرد خداناباور میتواند رفتاری اخلاقی داشته باشد، لزوماً به معنای پایان یافتن بحث درباره مبانی اخلاق، معیارهای تشخیص خوبی و بدی یا چگونگی حل تعارضهای اخلاقی نیست.
چالش تعیین معیارهای اخلاقی در مسائل پیچیده
این پژوهشگر با اشاره به ضرورت بررسی دامنه داوری عقلانی درباره رفتارهای انسانی بیان کرد: پرسش مهم این است که عقل انسان در چه زمینههایی میتواند بهطور مستقل درباره خوبی و بدی رفتارها داوری کند و در چه موضوعاتی با پیچیدگیها و اختلافنظرهای بیشتری روبهرو میشود.
وی افزود: اگر بپذیریم که انسان میتواند برخی ارزشهای اخلاقی را از طریق عقل خود تشخیص دهد، همچنان باید بررسی کنیم که این توانایی تا چه اندازه میتواند مسائل جزئی و پیچیده زندگی فردی و اجتماعی را پوشش دهد.
منصوری با اشاره به موضوعاتی مانند سقط جنین و فرزندآوری اظهار کرد: در این مسائل، تعیین اینکه کدام رفتار درست یا نادرست است، به بررسی معیارهای اخلاقی و مبانی داوری نیاز دارد. صرف اشاره به خوبی یا بدی یک رفتار، بدون روشن کردن ملاک تشخیص آن، برای حل اختلافنظرها کافی نیست.
وی ادامه داد: برای نمونه، در موضوع سقط جنین باید روشن شود که چه ملاحظات و معیارهایی در داوری اخلاقی نقش دارند و چگونه میتوان درباره ارزش حیات و حدود رفتار مجاز تصمیمگیری کرد. همچنین در زمینه مجازات، این پرسش مطرح است که چه نوع مجازاتی از نظر اخلاقی قابل دفاع است و معیار تشخیص تناسب و درستی آن چیست.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین اضافه کرد: مسائل اخلاقی در بسیاری از موارد بهگونهای هستند که چند ارزش یا منفعت متفاوت در برابر یکدیگر قرار میگیرند. در چنین شرایطی، تعیین معیار داوری و ارائه استدلالی که بتواند تعارض میان این ارزشها را حل کند، اهمیت ویژهای دارد.

فرزندآوری و تعارض میان ترجیحات فردی
منصوری در ادامه برای توضیح پیچیدگی برخی داوریهای اخلاقی، به موضوع فرزندآوری اشاره کرد و گفت: ممکن است فردی فرزندآوری را به دلیل مسئولیتها، دشواریها و محدودیتهایی که برای زندگی او ایجاد میکند، نامطلوب بداند؛ در مقابل، فرد دیگری پدر یا مادر شدن را تجربهای ارزشمند تلقی کند و آن را بخشی از زندگی مطلوب خود بداند.
وی افزود: در چنین وضعیتی، دو فرد ممکن است بر اساس ترجیحات و ارزیابیهای متفاوت خود به نتایج متضادی برسند. یکی فرزندآوری را محدودکننده آزادی و آسایش خود بداند و دیگری آن را منشأ شادی، رضایت و تحقق بخشی از ارزشهای زندگی تلقی کند.
این پژوهشگر ادامه داد: اگر معیار داوری اخلاقی صرفاً لذت فردی باشد، در مواجهه با چنین اختلافی این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان میان ترجیحات متعارض افراد داوری کرد و مشخص ساخت کدام تصمیم از نظر اخلاقی موجهتر است.
منصوری با تأکید بر اهمیت این مسئله اظهار کرد: در تصمیمگیریهای اجتماعی نیز ممکن است ترجیحات و منافع افراد با یکدیگر تعارض پیدا کنند. ازاینرو، باید مشخص شود که چه معیاری میتواند مبنای داوری قرار گیرد و چگونه میتوان از تصمیمگیری صرفاً بر اساس خواستهها و منافع شخصی فراتر رفت.
نقش لذت در تعیین ارزشهای اخلاقی
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین با اشاره به برخی مبانی مطرحشده در دیدگاههای مادیگرایانه درباره انسان و جهان بیان کرد: در بررسی نظریههای اخلاقی باید روشن شود که چه جایگاهی برای لذت، منافع فردی، حقوق دیگران و سایر ارزشهای انسانی در نظر گرفته میشود.
وی افزود: اگر در یک نظام اخلاقی، لذت فردی معیار اصلی ارزیابی رفتارها باشد، در مواردی که لذت و منافع افراد با یکدیگر تعارض پیدا میکند، ضرورت ارائه معیاری فراتر از ترجیحات شخصی مطرح میشود.
منصوری ادامه داد: پرسش اساسی این است که در چنین شرایطی چه عاملی میتواند مشخص کند کدام رفتار درست و کدام رفتار نادرست است و بر چه اساسی باید درباره مسائل فردی و اجتماعی تصمیم گرفت.
وی با اشاره به موضوعاتی مانند سقط جنین و ارزش حیات تأکید کرد: این مسائل نشان میدهند که بحث اخلاق بدون خدا صرفاً به این پرسش محدود نیست که آیا افراد فاقد باور دینی میتوانند رفتارهای اخلاقی داشته باشند؛ بلکه موضوع مهم دیگر، تبیین مبانی و معیارهایی است که بر اساس آنها میتوان درباره درستی یا نادرستی رفتارهای پیچیده داوری کرد.
ضرورت بررسی مبانی اخلاق در جهان معاصر
منصوری، رابطه دین و اخلاق را یکی از موضوعات مهم در مباحث معاصر مربوط به الحاد و خداناباوری دانست و بر ضرورت بررسی دقیق مبانی نظری اخلاق تأکید کرد.
بررسی امکان زندگی اخلاقی بدون اعتقاد به خدا، مستلزم تفکیک میان رفتار اخلاقی افراد و مبانی نظری تعیین ارزشهای اخلاقی است؛ زیرا پذیرش امکان رفتار اخلاقی از سوی افراد فاقد باور دینی، بهخودیخود پاسخ همه پرسشها درباره منشأ ارزشهای اخلاقی و نحوه حل تعارض میان آنها را مشخص نمیکند.
باور به جاودانگی میتواند به انسان در تحمل رنجهای زندگی کمک کند
منصوری با اشاره به مباحث مطرحشده درباره امکان زندگی اخلاقی بدون اعتقاد به خدا اظهار کرد: در اصل این موضوع که افراد فاقد باور دینی نیز میتوانند در برخی حوزههای زندگی رفتار اخلاقی داشته باشند، اختلافی وجود ندارد؛ مسئله اصلی، بررسی مبانی و معیارهایی است که بر اساس آنها میتوان درباره اخلاقی بودن رفتارها داوری کرد.
وی با اشاره به دیدگاه برخی پژوهشگران درباره وضعیت اخلاقی جوامع سکولار و دینی افزود: برخی نویسندگان، از جمله فیل زاکرمن، در آثار خود به مقایسه جوامع سکولار و جوامع دینی از نظر شاخصهای اجتماعی و اخلاقی پرداختهاند. با این حال، برای ارزیابی چنین مقایسههایی باید مشخص شود که چه شاخصهایی مورد بررسی قرار گرفتهاند و آیا ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی در این ارزیابیها لحاظ شده است یا خیر.
این پژوهشگر ادامه داد: در بررسی وضعیت جوامع، نمیتوان تنها به یک یا چند شاخص محدود اکتفا کرد، بلکه موضوعاتی مانند کیفیت زندگی، وضعیت خانواده، سلامت روان، میزان خودکشی و سایر مؤلفههای اجتماعی نیز میتوانند در تحلیلها مورد توجه قرار گیرند.
وی خاطرنشان کرد: ازاینرو، مقایسه جوامع سکولار و دینی نیازمند بررسی دقیق شاخصها، شرایط اجتماعی و مبانی نظری پژوهشهایی است که در این زمینه انجام شدهاند.
باور به جاودانگی و نقش آن در تحمل رنج
منصوری به نقش باورهای دینی در مواجهه انسان با دشواریها و رنجهای زندگی اشاره کرد و گفت: یکی از موضوعاتی که در بررسی آثار دین بر زندگی انسان اهمیت دارد، تأثیر باور به جاودانگی و وجود حقیقتی فراتر از جهان مادی بر نحوه مواجهه انسان با رنج است.
وی افزود: فردی که به زندگی پس از مرگ و جاودانگی باور دارد، ممکن است رنجها و دشواریهای زندگی را در چارچوبی گستردهتر معنا کند و آنها را پایان همهچیز نداند. چنین باوری میتواند در نگرش فرد به سختیها و چگونگی تحمل آنها تأثیرگذار باشد.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: در مقابل، در برخی دیدگاههای خداناباورانه، زندگی انسان در چارچوب جهان مادی تفسیر میشود و وجود حیات پس از مرگ یا واقعیتی متافیزیکی پذیرفته نمیشود. از منظر بحث مطرحشده در این نشست، یکی از پرسشهای مهم آن است که تفاوت این مبانی فکری چه تأثیری بر معنای زندگی، مواجهه با رنج و شیوه تصمیمگیری انسان میگذارد.
منصوری تأکید کرد: بررسی این موضوع مستلزم توجه به تفاوت دیدگاههای افراد و جریانهای فکری مختلف است و نمیتوان بدون بررسی بیشتر، تجربه همه افراد دیندار یا خداناباور را یکسان در نظر گرفت.
سکولاریسم یک جریان یکدست نیست
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به ضرورت تفکیک میان سکولاریسم و خداناباوری بیان کرد: سکولاریسم را نمیتوان لزوماً مترادف با انکار وجود خدا دانست؛ زیرا رویکردهای سکولار طیفهای مختلفی دارند و برخی از آنها بر جدایی نهاد دین از ساختار سیاسی و حکومتی تأکید میکنند، در حالی که برخی جریانهای دیگر مواضع صریحتری در مخالفت با دین اتخاذ میکنند.
وی افزود: در یک برداشت از سکولاریسم، مسئله اصلی جداسازی نهاد دین از نهاد حکومت و سیاست است. بر اساس این رویکرد، دین میتواند در زندگی شخصی افراد جایگاه داشته باشد، اما اداره امور عمومی و حکومتی بر اساس سازوکارهای سیاسی، عقلانی و اجتماعی صورت میگیرد.
منصوری با اشاره به انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ میلادی اظهار کرد: تحولات سیاسی و اجتماعی این دوره از جمله نمونههایی هستند که در بررسی تاریخی رابطه دین و سیاست مورد توجه قرار میگیرند. البته شکلگیری سکولاریسم در کشورهای مختلف، روندها و زمینههای تاریخی متفاوتی داشته است.
وی ادامه داد: در سوی دیگر این طیف، جریانهایی قرار دارند که صرفاً به جدایی نهاد دین از حکومت بسنده نمیکنند، بلکه با حضور دین در عرصه عمومی مخالفت دارند یا خواهان کنار گذاشتن آن از زندگی اجتماعی هستند.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین خاطرنشان کرد: بنابراین، برای تحلیل دیدگاههای مختلف درباره دین باید میان سکولاریسم سیاسی، سکولاریسم اجتماعی و جریانهایی که آشکارا با دین مخالفت میکنند، تفاوت قائل شد.
تفاوت جدایی دین از سیاست با دینستیزی
منصوری با اشاره به انگیزههای متفاوت افراد در دفاع از جدایی دین و سیاست اظهار کرد: برخی افراد ممکن است بر این باور باشند که ورود دین به عرصه سیاست و حکومت، به جایگاه دین آسیب میزند یا عملکرد نامناسب برخی افراد متدین میتواند زمینه بدبینی نسبت به دین را فراهم کند.
وی افزود: بر اساس این نگرش، ممکن است افرادی با هدف محافظت از باورهای دینی خود یا جلوگیری از آسیب دیدن جایگاه دین در جامعه، خواهان تفکیک حوزه دین از سیاست و اداره امور عمومی باشند.
این پژوهشگر ادامه داد: با این حال، باید میان انگیزههای اعلامشده افراد و نتایج فکری و اجتماعی دیدگاههای آنان تفاوت قائل شد. همچنین صرف تأکید بر جدایی دین از سیاست، بهتنهایی به معنای انکار خدا یا مخالفت با اصل دین نیست.
منصوری با اشاره به برخی دیدگاههای مطرحشده در فضای فکری ایران اظهار کرد: در بررسی نظریههای مربوط به رابطه دین و جامعه، باید مشخص شود که هر متفکر چه تعریفی از دین، اخلاق، سیاست و زندگی اجتماعی ارائه میدهد و استدلال او بر چه مبانی استوار است.
وی تأکید کرد: ارزیابی این دیدگاهها نیازمند بررسی دقیق آثار و استدلالهای صاحبان آنهاست و نباید تنها بر اساس برداشتهای کلی یا انتساب یک موضع به یک جریان فکری، درباره تمام دیدگاههای آن جریان قضاوت کرد.
نقد نیچه به دین در بستر تاریخی و فرهنگی مسیحیت
منصوری به دیدگاههای فریدریش نیچه درباره دین اشاره کرد و گفت: برای فهم انتقادات نیچه از دین، باید شرایط تاریخی و فکری جامعهای را که او در آن زندگی میکرد، در نظر گرفت.
وی افزود: نیچه در بستر جامعه اروپایی قرن نوزدهم و در شرایطی به نقد مسیحیت پرداخت که آموزهها و نهادهای مسیحی در بخشهایی از زندگی اجتماعی و فرهنگی اروپا تأثیر قابلتوجهی داشتند.
این پژوهشگر ادامه داد: یکی از موضوعات مهم در بررسی انتقادات نیچه، نسبت میان آموزههای اخلاقی مسیحیت و برداشت او از پیامدهای این آموزهها در زندگی انسان است. در تحلیل دیدگاه وی باید توجه داشت که انتقاد از یک سنت دینی، تنها به بررسی گزارههای اعتقادی محدود نمیشود و میتواند شامل نقد ساختارهای اجتماعی، نظامهای ارزشی و پیامدهای فرهنگی آن نیز باشد.
منصوری با اشاره به برخی آموزههای الهیاتی مسیحیت اظهار کرد: در بررسی انتقادات واردشده بر مسیحیت، موضوعاتی مانند تثلیث، تجسد یا کفاره گناهان نیز مورد توجه برخی منتقدان قرار گرفتهاند. این آموزهها در سنتهای مختلف مسیحی تفسیرهای خاص خود را دارند و ارزیابی آنها مستلزم توجه به مبانی الهیاتی و تاریخیشان است.
وی خاطرنشان کرد: برای فهم دقیق نقدهای نیچه، باید میان دیدگاههای فلسفی او، برداشتهایش از مسیحیت و تفسیرهایی که بعدها از اندیشههای او ارائه شده است، تمایز قائل شد.
عملکرد پیروان ادیان و مسئله دینگریزی
منصوری با اشاره به تأثیر رفتار پیروان ادیان بر نگرش عمومی نسبت به دین بیان کرد: یکی از مسائل مهم در بررسی رابطه دین و اخلاق، این است که عملکرد افراد و جریانهای منتسب به یک دین تا چه اندازه بر قضاوت دیگران درباره آن دین تأثیر میگذارد.
وی افزود: هنگامی که رفتار برخی افراد یا نهادهای دینی با ارزشهایی مانند عدالت، شفقت، مهربانی و رعایت حقوق دیگران ناسازگار باشد، ممکن است میان آموزههای اعلامشده و عملکرد مشاهدهشده تعارضی شکل بگیرد. چنین تعارضی میتواند زمینه انتقاد از نهادهای دینی یا حتی فاصله گرفتن برخی افراد از دین را فراهم کند.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: با این حال، برای ارزیابی رابطه دین و اخلاق باید میان آموزههای اصلی یک سنت دینی، تفسیرهای مختلف از آن آموزهها و رفتار پیروان آن تمایز قائل شد. عملکرد نامناسب برخی پیروان، بهتنهایی برای داوری قطعی درباره همه آموزههای یک دین کافی نیست؛ همانگونه که ارزیابی یک دین بدون توجه به عملکرد نهادها و پیروان آن نیز نمیتواند همه ابعاد موضوع را روشن کند.
وی با اشاره به انتقادات مطرحشده از سوی برخی نویسندگان خداناباور گفت: در بخشی از ادبیات الحاد نوین، رفتارهای خشونتآمیز یا افراطی برخی گروههای دینی بهعنوان شاهدی برای نقد دین مورد استفاده قرار میگیرد. بررسی این استدلالها نیازمند توجه به زمینههای تاریخی، اجتماعی و سیاسی رخدادها و همچنین بررسی نسبت میان آموزههای دینی و رفتار گروههای مورد بحث است.

مناقشه درباره نسبت دین و اخلاق در جهان معاصر
منصوری به مباحث مطرحشده درباره نقش رهبران سیاسی و جریانهای مذهبی در تحولات معاصر اشاره کرد و گفت: در تحلیل نسبت دین و اخلاق، نمیتوان نقش باورها، نهادها و عملکرد شخصیتهای سیاسی و اجتماعی را نادیده گرفت.
وی افزود: هنگامی که یک شخصیت سیاسی یا یک جریان اجتماعی از آموزهها و هویت دینی برای توجیه مواضع یا اقدامات خود استفاده میکند، این پرسش مطرح میشود که آیا آن اقدامات با معیارهای اخلاقی مورد ادعای همان جریان سازگار است یا خیر.
این پژوهشگر ادامه داد: در چنین مواردی باید میان هویت دینی افراد، مواضع سیاسی آنان و ارزیابی اخلاقی رفتارهایشان تفکیک قائل شد. همچنین برای داوری درباره مصادیق معاصر، لازم است اظهارات، اقدامات و شواهد مرتبط بهصورت دقیق بررسی شود.
منصوری با اشاره به انتقادهای مطرحشده از سوی نویسندگانی مانند ریچارد داوکینز اظهار کرد: برخی نویسندگان الحاد نوین با استناد به نمونههایی از خشونتهای مرتبط با جریانهای مذهبی، به نقد نقش دین در زندگی اجتماعی میپردازند. یکی از نمونههای مورد توجه در این مباحث، حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و استفاده از انگیزههای دینی برای توجیه اقدامات خشونتآمیز از سوی عاملان آن است.
وی خاطرنشان کرد: با این حال، برای بررسی علمی و منصفانه این موضوع باید میان رفتار گروههای افراطی، آموزههای دینی و تفسیرهای ارائهشده از متون مذهبی تمایز قائل شد و از تعمیم شتابزده نتایج به همه پیروان یک دین پرهیز کرد.
ضرورت بررسی انتقادی مبانی دین و اخلاق
منصوری بر ضرورت بررسی دقیق نسبت میان دین، اخلاق و زندگی اجتماعی تأکید کرد. بر اساس محورهای مطرحشده در این نشست، ارزیابی نقش دین در زندگی انسان مستلزم توجه همزمان به مبانی اعتقادی، نظریههای اخلاقی، عملکرد نهادها و پیروان ادیان و همچنین دیدگاههای منتقدان دین است.
دانش تجربی بهتنهایی نمیتواند مبنای تعیین بایدها و نبایدهای اخلاقی باشد
منصوری به بررسی مبانی اخلاق دینی و سکولار، مسئولیت اخلاقی انسان و چالشهای تعیین معیارهای درست و نادرست در حوزههای مختلف زندگی پرداخت.
رفتارهای غیراخلاقی و مسئله نسبت دین و اخلاق
منصوری با اشاره به نمونههایی از خشونت و اقدامات تروریستی در جهان اظهار کرد: برخی نویسندگان منتقد دین، از جمله ریچارد داوکینز، در آثار خود به رفتار گروههای افراطی و اقداماتی مانند حملات تروریستی القاعده اشاره میکنند و این اقدامات را در نقد نقش دین در زندگی اجتماعی مورد استناد قرار میدهند.
وی افزود: اقداماتی مانند حملات انتحاری که به کشته شدن افراد بیگناه منجر میشود، از منظر معیارهای متعارف اخلاقی با پرسشهای جدی روبهروست. با این حال، برای بررسی رابطه دین و خشونت باید میان رفتار گروههای افراطی، انگیزههای سیاسی و اجتماعی، تفسیرهای دینی و آموزههای اصلی ادیان تمایز قائل شد.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: در بررسی چنین رخدادهایی، برخی تحلیلگران بر نقش عواملی مانند جنگ، اشغال سرزمین، منازعات سیاسی و تجربه خشونت در شکلگیری واکنشهای افراطی تأکید میکنند. از این منظر، برای تحلیل رفتار گروههای مسلح نمیتوان صرفاً به یک عامل اکتفا کرد و باید زمینههای تاریخی و اجتماعی هر رخداد نیز بررسی شود.
منصوری با اشاره به دیدگاههای انتقادی مطرحشده درباره ادیان گفت: بخشی از انتقادهای مطرحشده در ادبیات الحاد نوین، متوجه رفتارهایی است که به نام دین انجام میشوند، اما با معیارهایی مانند رعایت حقوق انسانها و پرهیز از خشونت ناسازگارند.
نقد برداشتهای منتقدان دین از متون مقدس
منصوری به برخی انتقادهای ریچارد داوکینز از تصویر خدا در متون دینی اشاره کرد و گفت: داوکینز در آثار خود، از جمله کتاب «پندار خدا»، به بخشهایی از متون مقدس استناد میکند و بر اساس برداشت خود از این متون، تصویری انتقادی از خدا در سنتهای دینی ارائه میدهد.
وی افزود: یکی از موضوعات مورد بحث در این زمینه، روایتهای عهد عتیق درباره جنگها و وقایع مرتبط با ورود بنیاسرائیل به سرزمین کنعان است. برخی منتقدان با استناد به این روایتها، درباره نسبت میان محتوای متون دینی و معیارهای اخلاقی پرسشهایی مطرح میکنند.
این پژوهشگر ادامه داد: برای ارزیابی این انتقادها باید مشخص شود که متن مورد استناد در چه زمینه تاریخی و ادبی شکل گرفته، چگونه در سنت دینی مربوط تفسیر شده و چه نسبتی با مبانی اخلاقی آن دین دارد.
منصوری با اشاره به امکان طرح نقدهای مشابه درباره رفتار برخی گروههای اسلامی اظهار کرد: انتقاد از عملکرد جریانهای افراطی و تکفیری، از جمله گروههایی مانند القاعده و طالبان، میتواند موضوع بررسی اخلاقی قرار گیرد. با این حال، برای تعمیم این انتقادها به اسلام بهطور کلی، باید میان آموزههای اسلامی، برداشتهای مختلف از این آموزهها و عملکرد گروههای خاص تفاوت قائل شد.
وی افزود: ارزیابی نسبت اسلام و اخلاق مستلزم بررسی مبانی اعتقادی، احکام، تفسیرهای دینی و شیوه رفتار پیروان آن است. ازاینرو، نمیتوان تنها بر اساس عملکرد یک گروه، درباره تمام آموزهها و پیروان یک دین داوری کرد.
اخلاق دینی و تعیین معیارهای رفتار درست
منصوری در ادامه با بیان اینکه یکی از پرسشهای اصلی در فلسفه اخلاق، چگونگی تعیین معیارهای رفتار درست و نادرست است، اظهار کرد: در بررسی امکان زندگی اخلاقی بدون خدا، باید میان انجام رفتارهای اخلاقی از سوی افراد و مبانی نظری که ارزش اخلاقی رفتارها را مشخص میکنند، تفاوت قائل شد.
وی افزود: پرسش این است که در موقعیتهایی که منافع افراد با یکدیگر تعارض پیدا میکند یا تصمیمگیری درباره حقوق دیگران دشوار میشود، چه معیاری میتواند مبنای داوری اخلاقی قرار گیرد.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: در دیدگاه اخلاق دینی مورد دفاع او، باور به خدا و پذیرش مسئولیت در برابر او میتواند در شکلگیری تعهد اخلاقی انسان نقش داشته باشد. بر اساس این دیدگاه، انسان حتی در شرایطی که هیچ ناظر انسانی حضور ندارد، خود را در برابر خدا مسئول میداند.
چهارراه بدون دوربین؛ آزمونی برای مسئولیت اخلاقی
منصوری برای توضیح دیدگاه خود، به نمونهای از تصمیمگیری روزمره در زندگی اجتماعی اشاره کرد و گفت: فرض کنید فردی به چهارراهی میرسد که چراغ راهنمایی آن از کار افتاده، دوربینی وجود ندارد و هیچ مأمور یا ناظری نیز در محل حضور ندارد. در چنین شرایطی، چه عاملی باعث میشود راننده حقوق دیگران را رعایت کند و صرفاً برای رسیدن سریعتر به مقصد، از حق دیگران عبور نکند؟
وی افزود: این پرسش را میتوان در موقعیتهای حساستری نیز مطرح کرد؛ برای مثال، هنگامی که پزشکی در اتاق جراحی حضور دارد و بیمار امکان نظارت بر عملکرد او یا دفاع از حقوق خود را ندارد.
این پژوهشگر ادامه داد: در چنین موقعیتی، پزشک با مسئولیتی حرفهای و اخلاقی روبهروست. اگر خطایی رخ دهد و امکان آگاهی دیگران از آن نیز وجود نداشته باشد، چه عاملی پزشک را به رعایت دقیق وظایف خود وادار میکند؟
منصوری با اشاره به نقش باورهای دینی در پاسخ به این پرسش اظهار کرد: در اخلاق دینی، اعتقاد به اینکه خداوند از رفتار انسان آگاه است، میتواند بهعنوان عاملی برای تقویت احساس مسئولیت حتی در نبود نظارت بیرونی مطرح شود.
وی خاطرنشان کرد: از این منظر، یکی از موضوعات قابل بررسی در مقایسه نظامهای اخلاقی، نحوه تبیین تعهد انسان به رعایت حقوق دیگران در موقعیتهایی است که تخلف از قواعد اخلاقی ممکن است پیامد بیرونی فوری نداشته باشد.
آیا سودمندی اجتماعی برای الزام اخلاقی کافی است؟
منصوری به تفاوت میان مفید بودن یک رفتار و الزام اخلاقی به انجام آن اشاره کرد و گفت: ممکن است برخی رفتارها برای جامعه سودمند تلقی شوند، اما همچنان این پرسش باقی بماند که چرا افراد باید در همه شرایط خود را به انجام آنها متعهد بدانند.
وی افزود: در بحث مبانی اخلاق، باید مشخص شود که آیا توافق اجتماعی یا سودمندی یک رفتار بهتنهایی میتواند معیار نهایی درستی و نادرستی باشد یا اینکه برای تبیین الزام اخلاقی به مبانی دیگری نیز نیاز است.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: در دیدگاه دینی، مسئولیت انسان در برابر خدا و باور به حسابرسی اخروی از جمله مبانی هستند که برای توضیح تعهد اخلاقی مطرح میشوند. در مقابل، نظریههای اخلاقی غیردینی میتوانند برای تبیین الزام اخلاقی به مبانی دیگری مانند حقوق انسانها، عقلانیت، وظیفه، پیامدهای رفتار یا اصول اخلاقی مستقل از دین استناد کنند.
منصوری تأکید کرد: بررسی این دیدگاهها مستلزم آن است که مبانی هر نظریه بهدقت مشخص شود و توانایی آن در پاسخگویی به مسائل و تعارضهای اخلاقی مورد ارزیابی قرار گیرد.
تفاوت میان واقعیتهای علمی و بایدهای اخلاقی
منصوری به تفاوت میان توصیف علمی پدیدهها و تعیین ارزشهای اخلاقی اشاره کرد و گفت: علوم تجربی میتوانند درباره وضعیت بدن انسان، کارکرد مغز، پیامدهای تصمیمهای درمانی و آثار رفتارها اطلاعاتی ارائه دهند، اما باید میان این اطلاعات توصیفی و داوری درباره اینکه انسان چه کاری باید انجام دهد، تفاوت قائل شد.
وی افزود: برای مثال، علم پزشکی میتواند احتمال ابتلا به یک بیماری، میزان خطر یک روش درمانی یا پیامدهای یک تصمیم پزشکی را بررسی کند؛ اما تبدیل این اطلاعات به یک تصمیم اخلاقی، نیازمند در نظر گرفتن معیارهایی مانند مسئولیت حرفهای، حقوق بیمار و چگونگی اولویتبندی ارزشهاست.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: یکی از مباحث مهم در فلسفه اخلاق، نسبت میان واقعیتهای موجود و بایدها و نبایدهای اخلاقی است. توصیف آنچه در جهان رخ میدهد، بهتنهایی مشخص نمیکند که انسان چه وظیفهای دارد یا کدام رفتار از نظر اخلاقی درست است.
منصوری با اشاره به مطالعات زیستشناختی و عصبشناختی درباره انسان اظهار کرد: یافتههای علوم تجربی در شناخت رفتار انسان اهمیت دارند، اما استنتاج نتایج اخلاقی از این یافتهها به استدلالهای تکمیلی نیاز دارد.
وی افزود: بنابراین، باید میان استفاده از علم برای شناخت بهتر موقعیتهای اخلاقی و این ادعا که علم تجربی بهتنهایی میتواند همه مسائل اخلاقی را حل کند، تفاوت قائل شد.
مسئولیت اخلاقی پزشکان در شرایط دشوار
منصوری با اشاره به تجربه همهگیری کرونا و شرایط جنگی بهعنوان نمونههایی از موقعیتهای دشوار حرفه پزشکی گفت: در شرایطی که پزشک برای درمان بیمار با خطر ابتلا به بیماری یا آسیب جسمی مواجه میشود، دانش پزشکی میتواند میزان خطر و پیامدهای احتمالی را مشخص کند؛ اما پرسش اخلاقی این است که پزشک با وجود خطر، بر اساس چه اصولی باید به مسئولیت حرفهای خود عمل کند.
وی ادامه داد: در چنین موقعیتهایی، موضوعاتی مانند تعهد حرفهای، وظیفه در برابر بیمار، مسئولیت اجتماعی و حدود خطرپذیری پزشک مطرح میشوند. برای پاسخگویی به این پرسشها، علاوه بر اطلاعات علمی، باید مبانی اخلاقی و معیارهای تصمیمگیری نیز روشن باشند.
این پژوهشگر افزود: از این منظر، اخلاق پزشکی نمونهای است که نشان میدهد تصمیمگیری در موقعیتهای دشوار تنها با شناخت علمی شرایط انجام نمیشود و به استدلال درباره وظیفه، مسئولیت و حقوق افراد نیز نیاز دارد.
معیارهای عینی ارزشهای اخلاقی در اخلاق دینی و سکولار
منصوری به تفاوت مبانی اخلاقی در دیدگاههای دینی و سکولار پرداخت و اظهار کرد: در دیدگاه دینی مورد دفاع او، ارزشهایی مانند عدالت، راستی و مهربانی در چارچوب رابطه انسان با خدا و مبانی الهیاتی اخلاق تبیین میشوند.
وی افزود: در مقابل، نظریههای اخلاقی سکولار طیف متنوعی دارند و ممکن است ارزشهای اخلاقی را بر پایه عقل، حقوق انسانها، وظیفه، پیامدهای رفتار، توافق اجتماعی یا مبانی دیگری توضیح دهند.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: یکی از پرسشهای مهم در این زمینه، چگونگی دفاع از حقوق فردی در شرایطی است که منافع اقتصادی یا سودمندی جمعی با حقوق یک فرد تعارض پیدا میکند. در چنین شرایطی باید مشخص شود چه معیاری میتواند حدود تصمیمگیری و اولویتبندی ارزشها را تعیین کند.
وی با اشاره به نمونههایی از اخلاق پزشکی، از جمله مرگ ترحمآمیز، سقط جنین، تخصیص منابع درمانی و خریدوفروش اعضای بدن گفت: این موضوعات با تعارضهای اخلاقی پیچیدهای همراه هستند و بررسی آنها نیازمند توجه به حقوق فردی، مسئولیت حرفهای، پیامدهای اجتماعی و مبانی نظری تصمیمگیری است.
منصوری تصریح کرد: اگر قرار باشد تنها سود اقتصادی یا توافق یک گروه مبنای تصمیمگیری قرار گیرد، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان از حقوق افرادی که در موقعیت ضعیفتری قرار دارند، دفاع کرد و مانع نادیده گرفته شدن منافع آنان شد.
کرامت انسانی و مبانی اخلاق اسلامی
منصوری در ادامه با اشاره به مفهوم کرامت انسانی در قرآن کریم اظهار کرد: در دیدگاه اسلامی، انسان از کرامت برخوردار است و این اصل میتواند در تعیین معیارهای رفتار اخلاقی و نحوه مواجهه با دیگران نقش داشته باشد.
وی با اشاره به آیه ۷۰ سوره اسراء افزود: در این آیه به تکریم فرزندان آدم اشاره شده است. بر این اساس، کرامت انسانی میتواند یکی از مبانی مورد استناد در بررسی مسائل اخلاقی و دفاع از حقوق انسانها باشد.
این پژوهشگر ادامه داد: از منظر او، تفاوت در مبانی نظری اخلاق میتواند بر نحوه تعریف و حل مسائل اخلاقی اثر بگذارد. به همین دلیل، در بررسی اختلافنظرها درباره موضوعاتی مانند حقوق بیماران، سقط جنین یا تخصیص منابع درمانی، باید مبانی مورد استفاده برای تعیین ارزش و حقوق انسانها بهروشنی مشخص شود.
انگیزه اخلاقی، ایثار و مسئولیت در برابر دیگران
منصوری به مسئله انگیزه اخلاقی و فداکاری اشاره کرد و گفت: یکی از پرسشهای مهم در بحث اخلاق، این است که چه عاملی انسان را به انجام رفتارهای ایثارگرانه وادار میکند؛ بهویژه در موقعیتهایی که فرد برای کمک به دیگران باید هزینه شخصی بپردازد یا جان خود را در معرض خطر قرار دهد.
وی افزود: در شرایطی مانند جنگ، بحرانهای اجتماعی یا موقعیتهای امدادرسانی، افراد ممکن است برای دفاع از دیگران یا نجات جان انسانها، خطرهای جدی را بپذیرند. در این موقعیتها، بررسی انگیزههای اخلاقی افراد و مبانی تعهد آنان اهمیت پیدا میکند.
این پژوهشگر حوزه الحاد نوین ادامه داد: در اخلاق دینی، باور به خدا، مسئولیت در برابر او و اعتقاد به حیات اخروی میتواند یکی از مبانی تبیین ایثار و فداکاری باشد. بر اساس این دیدگاه، انسان ممکن است رفتار خود را تنها بر اساس منافع فوری و مادی ارزیابی نکند و برای مسئولیتهای اخلاقی خود معنایی فراتر از پیامدهای دنیوی در نظر بگیرد.
منصوری در پایان تأکید کرد: بررسی نسبت دین و اخلاق مستلزم توجه به پرسشهایی درباره منشأ ارزشهای اخلاقی، معیار تشخیص رفتار درست، مبنای الزام اخلاقی، مسئولیت انسان و انگیزه او برای رعایت حقوق دیگران است؛ موضوعاتی که در اخلاق پزشکی و بسیاری از موقعیتهای زندگی فردی و اجتماعی نیز اهمیت دارند.
