در شرایطی که پس از ناکامیها و محدودیتهای میدان نظامی، بخشی از تقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی به عرصه ادراک و افکار عمومی منتقل شده است، جنگ شناختی بیش از گذشته اهمیت یافته است. در این میدان، هدف تنها آسیب زدن به توان نظامی نیست؛ بلکه تلاش میشود اعتماد، امید، انسجام اجتماعی و قدرت تشخیص جامعه تحت تأثیر قرار گیرد. برجستهسازی ضعفها، القای بنبست، تحریف واقعیتها، تولید روایتهای جهتدار، دامن زدن به دوقطبیهای اجتماعی و تحریک اختلافات مذهبی، بخشی از این فرایند است.
در کنار این ابزارها، جریانهای افراطی و انحرافی نیز میتوانند در تشدید شکافها نقش داشته باشند؛ از جریانهای تکفیری و شیعهستیز تا جریانهای افراطی و هتاکی که با توهین به مقدسات دیگر مسلمانان، زمینه افزایش تنش مذهبی را فراهم میکنند. بنابراین مسئله اصلی در اینجا، صرفاً مقابله با یک جریان یا ابزار خاص نیست؛ بلکه حفظ انسجام جامعه در برابر مجموعهای از فرایندهایی است که میتوانند اعتماد و همبستگی اجتماعی را تضعیف کنند.
پیوند این مسئله با سیره امام حسن عسکری علیه السلام را باید در همین سطح جستوجو کرد. البته جنگ شناختی به معنای امروزی، پدیدهای متعلق به عصر ارتباطات و فناوریهای جدید است و نمیتوان آن را عیناً به دوران امام نسبت داد. اما مسئله اثرگذاری بر ادراک جامعه، ایجاد شبهه، تضعیف ایمان و حفظ انسجام اجتماعی، در دوران امام نیز قابل مشاهده است.
امام حسن عسکری علیه السلام در دورهای زندگی میکردند که فشار سیاسی حکومت عباسی، محدودیت ارتباطی و فعالیت جریانهای فکری و اعتقادی گوناگون، جامعه شیعه را با شرایط دشواری روبهرو کرده بود. در چنین فضایی، حفظ ارتباط با پیروان، پاسخگویی به شبهات، هدایت فکری جامعه و جلوگیری از پراکندگی، اهمیتی اساسی داشت. سازمان وکالت یکی از مهمترین سازوکارهای این ارتباط بود؛ شبکهای که امکان ارتباط امام با پیروان و ساماندهی امور جامعه را در شرایط محدودیت فراهم میکرد.
این تجربه، از نظر منطقی با یکی از نیازهای اساسی مقابله با جنگ شناختی امروز ارتباط پیدا میکند: جامعه برای مقاوم ماندن در برابر روایتهای تحریفشده، نیازمند شبکههای ارتباطی قابل اعتماد و منابع معتبر برای دریافت و ارزیابی اطلاعات است. در عصر امام، این ارتباط از طریق وکلا و نمایندگان انجام میشد و امروز شکل ارتباطات تغییر کرده است؛ اما اصل مسئله، یعنی حفظ ارتباط، اعتماد و هدایت فکری جامعه، همچنان قابل توجه است.
محور دوم، نحوه مواجهه امام با شبهه و انحراف است. در روایت مشهور مربوط به خشکسالی سامرا، رفتار یک راهب مسیحی موجب شگفتی مردم شده بود و میتوانست زمینه ایجاد تردید را فراهم کند. امام با آشکار کردن عامل پنهان ماجرا، زمینه رفع شبهه را فراهم کردند. فارغ از مباحث مربوط به سند روایت، نکته قابل استفاده آن در این بحث روشن است: هنگامی که یک پدیده ظاهری میتواند ادراک عمومی را تحت تأثیر قرار دهد، مواجهه صحیح نیازمند کشف واقعیت و تبیین آن برای جامعه است.
این همان نقطهای است که میتوان میان سیره امام و مسئله امروز ارتباط برقرار کرد: جنگ شناختی میکوشد از فاصله میان واقعیت و ادراک عمومی استفاده کند؛ پدافند شناختی نیز باید این فاصله را با تبیین، آگاهی و افزایش قدرت تشخیص کاهش دهد.
محور سوم، حفظ انسجام اجتماعی و مذهبی است. امام عسکری علیه السلام در وصیت خود میفرمایند: «صلوا فی عشائرهم، واشهدوا جنائزهم، وعودوا مرضاهم، وأدوا حقوقهم» و در ادامه تأکید میکنند: «کونوا زیناً ولا تکونوا شیناً». این توصیهها نشان میدهد که رفتار اجتماعی شیعه نباید به عاملی برای گسست و دشمنی میان شیعه و اهل سنت تبدیل شود.
اهمیت این آموزه در شرایط امروز دوچندان است. اگر تهاجم شناختی بتواند اختلاف مذهبی را به نفرت، نفرت را به بیاعتمادی و بیاعتمادی را به گسست اجتماعی تبدیل کند، بخشی از هدف خود را محقق کرده است. در مقابل، حفظ روابط اجتماعی، پرهیز از هتاکی، صداقت، امانتداری و گفتوگوی مسئولانه، ظرفیت جامعه را برای مقاومت در برابر تفرقه افزایش میدهد.
از این منظر، «کونوا زیناً ولا تکونوا شیناً» را میتوان یک معیار مهم برای حضور در فضای رسانهای امروز دانست: در برابر تحریف، تبیین؛ در برابر شایعه، صدق؛ در برابر هتاکی، اخلاق؛ و در برابر تلاش برای ایجاد شکاف، تقویت وحدت و انسجام.
بنابراین، پیوند سیره امام عسکری علیه السلام با مسئله جنگ شناختی امروز، نه در ادعای مشابهت تاریخی این دو دوره، بلکه در اصولی است که از سیره ایشان میتوان استخراج کرد: حفظ ارتباط و اعتماد جامعه، مقابله مستند با شبهه و انحراف، تقویت امید، و جلوگیری از تبدیل اختلافات به گسست اجتماعی. این اصول در روزگار شبکههای اجتماعی و جنگ روایتها، میتواند بخشی از چارچوب پدافند شناختی جامعه باشد.
نویسنده: احمد منصوری ماتک
