میراث مقاومت و سکوت امروزین؛ نگاهی به جریان اسماعیلیه

تاریخ تشیع اسماعیلی، به ویژه شاخه نزاری، آکنده از تصاویر حماسی ایستادگی در برابر قدرت‌های سلطه‌گر است. از قلعه الموت تا دژهای مستحکم در برابر تهاجمات، این جریان همواره به عنوان نمادی از روحیه استکبارستیزی در جهان اسلام شناخته می‌شد. اما آنچه امروز از مواضع رهبران این فرقه مشاهده می‌شود، فاصله‌ای عمیق با آن پیشینه درخشان دارد.

در ادبیات اسلامی، مبارزه با ظلم و طاغوت نه یک انتخاب که یک تکلیف الهی است. قرآن با صراحت از مؤمنان می‌خواهد که هرگز به ستمگران تکیه نکنند و در برابر زورگویان، تا سر حد توانایی، قدرت خود را به نمایش بگذارند. این آموزه‌ها در قیام عاشورا به اوج رسید، جایی که امام حسین (ع) با نثار خون خود، خط بطلانی بر هرگونه مماشات با باطل کشید.

اما امروز در تشیع اسماعیلی، این تصویر حماسی با واقعیتی دیگر جایگزین شده است. رهبران معاصر اسماعیلیه، که خود را وارثان همان گفتمان مقاومت می‌دانند، در عمل رویه‌ای کاملاً متفاوت در پیش گرفته‌اند. دیدارهای گرم و مستمر با سران آمریکا و انگلستان، و تعامل نزدیک با سیاستمدارانی که سال‌هاست بر پیکره ملت‌های مسلمان جنایت می‌کنند، پرسش‌های جدی را برمی‌انگیزد. آیا این رفتار، مصداق همان «رکون» به ظالمان نیست که قرآن از آن برحذر داشته است؟

نکته تأمل‌برانگیزتر، سکوت مطلق در برابر فاجعه‌ی انسانی فلسطین و غزه است. در شرایطی که هر روز تصاویر دلهره‌آور از بمباران مدارس و بیمارستان‌ها منتشر می‌شود و رژیم صهیونیستی با حمایت بی‌دریغ غربی‌ها، به نسل‌کشی دست زده است، نه بیانیه‌ای صادر شده، نه موضع‌گیری شفافی صورت گرفته و نه حتی پیام همدردی با بازماندگان این جنایت‌ها ارسال شده است. این سکوت، با روایت تاریخی مبارزه‌جویانه‌ی اسماعیلیه در تناقضی آشکار است.

برخی ممکن است این رویکرد را «غیرسیاسی بودن» یا تمرکز بر امور خیریه و بشردوستانه توجیه کنند، اما این استدلال با ماهیت اجتماعی و سیاسی اسلام همخوانی ندارد. دینی که پیامبرش دولت تشکیل داد و امامانش برای عدالت قیام کردند، نمی‌تواند در برابر بی‌عدالتی‌های فاحش ساکت بماند.

انتظار می‌رود رهبران این جریان تاریخی، با بازگشت به ارزش‌های اصیل خود، موضعی شفاف در قبال جنایات صهیونیسم اتخاذ کنند، روابط دوستانه با حامیان استکبار را قطع نمایند، و بار دیگر، چونان نیاکان خویش، در صف مبارزان با ظلم قرار گیرند. این، حداقل انتظاری است که وجدان بیدار و تاریخ پرفرازونشیب این فرقه، از رهبری امروزین آن دارد.

 

نویسنده: سید رضا موسوی

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *