نقاب تسلیت و شمشیر تخریب

نقاب تسلیت و شمشیر تخریب؛ پرده‌برداری از نفاق انجمن حجتیه در مواجهه با شهید بهشتی

در تاریخ جریانات سیاسی و مذهبی، کمتر گروهی را می‌توان یافت که تضاد میان گفتار رسمی و رفتار محفلی‌شان به اندازه «انجمن حجتیه» عمیق و تامل‌برانگیز باشد. مرور اسناد تاریخی و مواضع این انجمن در قبال شخصیتی چون آیت‌الله دکتر بهشتی، پرده از یک «نفاق سیستماتیک» برمی‌دارد؛ نفاقی که در تریبون‌های رسمی مرثیه‌سرایی می‌کند، اما در خفا تیشه به ریشه افکار شهدا می‌زند.

هنگامی که فاجعه تلخ بمب‌گذاری در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی رخ داد، انجمن حجتیه بلافاصله دست به قلم شد و پیام تسلیتی پرطمطراق خطاب به «نائب الامام خمینی» صادر کرد. آن‌ها در این پیام رسمی، با محکوم کردن این جنایت، از شهدای هفتم تیر به عنوان «عزیزانی از خدمتگزاران به جمهوری اسلامی» یاد کرده و شهادت آن‌ها را تسلیت گفتند. انجمن در این بیانیه چنان در نقش یک گروه انقلابی و همسو فرو رفته بود که ادعا کرد: «یقین داریم که خون پاک این شهیدان عزیز عزم ملت ما را در تحکیم پایه های جمهوری اسلامی و پیروی همه جانبه از رهنمودهای ارزنده حضرتعالی تا اتصال به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه مستحکم‌تر خواهد نمود.» اما این تنها ویترین ماجرا بود.

برای درک چهره واقعی این جریان، باید از بیانیه‌های رسمی عبور کرد و به تاریک‌خانه‌ی محافل فکری آن‌ها سرک کشید. افتخارزاده، یکی از سران انجمن حجتیه، کسی بود که بعدها در زندان به صراحت اعتراف کرد که در نگاه او، امام خمینی و شهید بهشتی دارای تفکر «التقاطی» بوده‌اند. (کتاب من اطلاعاتی بودم، نشر شهید کاظمی، ص۱۸۳)

این کینه ایدئولوژیک، خود را در مقابله‌ی علنی با مشهورترین اندیشه‌های شهید بهشتی نشان می‌داد. شهید بهشتی همواره با تاکید بر لزوم فداکاری برای حفظ استقلال و جمهوری اسلامی، منطق استوار خود را چنین بیان می‌کرد: «اگر بخواهیم این نعمت الهی و این عزت خداداد، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، این سرفرازی دنیا و آخرت را حفظ کنیم، باید همه‌مان برای پرداخت بهای سنگین آن هم آماده باشیم که بهشت را به بها دهند و به بهانه ندهند. بهشت عزت، بهشت سعادت، بهشت حاکمیت اسلام را بهای سنگین باید پرداخت کرد.» استدلال این اسلام‌شناس گرانقدر برای سخنان خود، آیه‌ای بود که پس از این عبارات قرائت کرد: “أحَسِبَ النّاس أن یترکوا ان یقولوا آمَنّا و هم لایُفتنون” (آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می‌شوند و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟)» (صوت این سخنان موجود است.)

با این حال، سران حجتیه تحمل شنیدن این منطق روشن را نداشتند؛ تا جایی که دکتر افتخارزاده در یک سخنرانی عمومی در ۱۴ مهر ۱۳۶۷ رسماً به این جمله حمله کرد و گفت: «این که گفته شده بهشت را به بها می‌دهند نه به بهانه، حرف غلطی است. کی این حرف را گفته است؟» (کتاب من اطلاعاتی بودم، نشر شهید کاظمی، ص۱۸۳)

این جریان تخریبی به سخنرانی سران محدود نمی‌شد، بلکه به صورت هدفمند در مدارسِ تحت نفوذ آن‌ها نیز جریان داشت. در مدرسه راهنمایی نیک‌پرور (علوی) در تهران، افرادی همچون آقای امیر اسماعیلی با حضور در کلاس‌های درس، پروژه‌ی شبهه‌افکنی در ذهن دانش‌آموزان نوجوان را پیش می‌بردند. وقتی در آنجا تحصیل می‌کردم، دیدم که او نیز دقیقاً روی همان جمله معروف شهید بهشتی دست ‌گذاشت و به دانش‌آموزان ‌گفت که قصد داشته با شهید بهشتی مناظره کرده تا ثابت کند که بهشت را به «بهانه» می‌دهند نه به «بها».

نکته‌ی تکان‌دهنده‌تر، کینه‌ای بود که حتی در کلماتشان موج می‌زد. در حالی که انجمن در بیانیه‌ی رسمی از واژه «شهادت» استفاده کرده بود، آقای اسماعیلی در کلاس درس از اطلاق کلمه «شهید» امتناع کرده و با به کار بردن لفظ «مرحوم بهشتی»، جایگاه و شهادت ایشان را زیر سؤال می‌برد.

این دوگانگی آشکار، معنای مجسم و دقیق نفاق است. گروهی که در روزنامه‌ها برای شهادت یک رهبر انقلابی پیام تسلیت می‌فرستد و او را «خدمتگزار نظام» می‌نامد، اما در پستوهای فکری خود، او را «التقاطی» دانسته و در کلاس‌های درس، بذر شک و تردید نسبت به خون او و تفکراتش را در ذهن نسل جوان می‌کارد. کالبدشکافی رفتار انجمن حجتیه نشان می‌دهد که خطرناک‌ترین جریان‌ها، نه دشمنانی که رودررو می‌ایستند، بلکه کسانی هستند که با نقاب دوست جلو می‌آیند و در سایه، ریشه‌های اندیشه را می‌جوند.

راستی، بد نیست بدانید آقای امیر اسماعیلی دو برادر کوچک‌تر داشت. آقای مسعود اسماعیلی که آن زمان معلم قرآن و دینی بود و هم‌اکنون در جایگاه دکتر مسعود اسماعیلی، در برخی از هیئات مرتبط با انجمن سخنرانی می‌کند. فعالیت در «کانون فرهنگی بصائر» و پیرامون «مربیان دینی» هم از جمله اقدامات کنونی اوست.

و آقای سعید اسماعیلی؛ نامی آشنا برای اهل هنر. کارگردان تئاترها و نمایش‌های عظیم میدانی و مذهبی مثل « فصل شیدایی». از این پس، تئاترها را دقیق‌تر ببینید!

ردپای تفکرات انجمن حجتیه امروز در هیئات، کانون‌های فرهنگی و حتی صحنه نمایش‌های عظیم میدانی به چشم می‌خورد. بقیه‌اش باشد برای بعد…

 

نوینسده: رضا اکبری آهنگر

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *