تصوف در طول تاریخ اسلامی، همواره محل مناقشه بوده است. برخی از جریانهای صوفیانه به جای پایبندی به شریعت و احکام عبادی، به سمت یک اسلام سلیقهای و ذوقی حرکت کردهاند؛ اسلامی که بیش از آنکه بر نصوص دینی و سنت پیامبر و اهلبیت استوار باشد، بر برداشتهای شخصی، تاویلات افراطی و تجربههای فردی بنا شده است.
برخی از ویژگیهای اسلام سلیقهای در تصوف را می توان اینگونه برشمرد:
- تفسیر به رأی و تاویلگرایی افراطی: بسیاری از صوفیان با برداشتهای شخصی از آیات و روایات، مریدان خود را به انحراف کشاندهاند.
- توجیه وسیله با هدف: در این نگاه، هر وسیلهای برای رسیدن به تجربه معنوی یا مقام عرفانی مشروع شمرده میشود.
- اختیار قطب فراتر از شریعت: قطب یا پیر طریقت گاه خود را مجاز میداند که برخلاف دستورات دینی نظر دهد و حتی ترک عبادات را توصیه کند.
- ادعای کشف و شهود: در مواردی تجربههای مبهمی که معلوم نیست منشأ الهی دارند یا زاییده خیال و وسوسه شیطانیاند، به دین نسبت داده میشوند.
- ترک شریعت و عبادات: برخی گروهها نماز و روزه را کنار گذاشته و آن را غیرضروری دانستهاند.
- رفتارهای ناروا: استفاده از مواد مخدر برای رسیدن به حالت خلسه و وجد، نمونهای از این انحراف است. عبید زاکانی در رساله تعریفات مینویسد: «البنگ: آنچه صوفیان را در وجد آوَرَد.»
- گدایی و ذلت نفس: برخی صوفیان گدایی را راهی برای شکستن نفس میدانستند. برای نمونه گروهی در بغداد تنها از راه سؤال (گدایی) غذا میخوردند تا نفس خود را خوار سازند.
- رقص و آواز دستهجمعی: سماع و حرکات جمعی به جای عبادات شرعی، به عنوان راهی برای تجربه معنوی معرفی شده است.
- غلو در مقام اقطاب: برخی فرقهها مانند صوفیه گنابادی، با ادعای ولایت تکوینی و تشریعی برای قطبها، آنان را در جایگاه امام زمان و بلکه بالاتر از ایشان قرار دادهاند.
بر این اساس تصوفی که بر پایهی ذوق شخصی، تاویل افراطی و تجربههای غیرقابل سنجش بنا شود، به جای آنکه انسان را به حقیقت اسلام و عبودیت خداوند نزدیک کند، او را به سمت انحراف، ترک شریعت و رفتارهای نادرست سوق میدهد. اسلام ناب، بر وحی، سنت و عقل سلیم استوار است؛ نه بر سلیقهها و ذوقیات فردی.
نویسنده: سید رضا موسوی
