روشمندی-امام-جواد-در-مواجهه-با-انحرافات

روشمندی امام جواد در مواجهه با انحرافات؛ تطبیق با جنگ شناختی امروز

امروز جهان اسلام تنها با یک تقابل نظامی یا سیاسی مواجه نیست؛ بلکه درگیر نبردی چندلایه برای تخریب «توحید»، «مرجعیت دینی»، «هویت ملی» و «انسجام تمدنی» است. همان جریانی که روزی در عصر عباسیان با جعل روایت، پرونده‌سازی امنیتی، تحقیر علمی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و فرقه‌سازی به جنگ امامت آمد، امروز با ابزار رسانه، عملیات روانی، شبکه‌های مجازی، تحریف مفاهیم دینی و جنگ شناختی، در پی تضعیف مبانی اعتقادی ملت‌هاست. هجمه سازمان‌یافته علیه جمهوری اسلامی ایران، محدود به یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از پروژه‌ای بزرگ‌تر برای حذف دین از عرصه قدرت، بی‌اعتبارسازی مقاومت و فروپاشی هویت مستقل ملت‌های مسلمان است. از همین منظر، بازخوانی سیره امام محمد تقی صرفاً مطالعه یک واقعه تاریخی نیست، بلکه مطالعه یک «الگوی راهبردی» برای مواجهه با جنگ ترکیبی امروز است.

در عصر امام جواد(علیه‌السلام)، خلافت عباسی به‌خوبی دریافته بود که قدرت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تنها در میدان نظامی یا سیاسی نیست؛ بلکه در «مرجعیت علمی» و «اعتماد عمومی» ریشه دارد. به همین دلیل، پروژه اصلی آنان تخریب این مرجعیت بود. مأمون عباسی با برگزاری مناظره‌های هدفمند می‌کوشید امام نوجوان را ناتوان نشان دهد و مشروعیت علمی ایشان را بشکند؛ اما همان مناظره‌ها به صحنه اثبات برتری علمی امام تبدیل شد.[۱] امروز نیز دشمنان جمهوری اسلامی، به‌ویژه در میدان رسانه و دانشگاه و فضای مجازی، دقیقاً همین راهبرد را دنبال می‌کنند؛ یعنی تخریب اعتماد عمومی نسبت به دین، روحانیت، نهاد مرجعیت و ساختار فکری انقلاب اسلامی. تمرکز گسترده بر القای ناکارآمدی دین در اداره جامعه، حمله به مفهوم ولایت، تخریب هویت مقاومت و ترویج الگوهای سکولار، ادامه همان پروژه‌ای است که در عصر عباسی با ابزارهای متناسب زمان خود اجرا می‌شد.

یکی از مهم‌ترین شباهت‌های عصر امام جواد(علیه‌السلام) با شرایط کنونی، «جنگ روایت‌ها» است. عباسیان برای تثبیت قدرت خود، دست به جعل حدیث و تولید روایت‌های سفارشی می‌زدند تا افکار عمومی را مدیریت کنند. امام جواد(علیه‌السلام) در برابر این جریان، معیار تشخیص حقیقت را «عرضه روایت بر قرآن و سنت قطعی» معرفی کردند و بدین‌وسیله، جامعه را از اسارت روایت‌های جعلی نجات دادند.[۲] امروز نیز بخش مهمی از جنگ علیه جمهوری اسلامی، جنگ روایت‌هاست؛ از تحریف واقعیت‌های منطقه و مقاومت گرفته تا تصویرسازی معکوس از مفاهیم دینی، حقوق بشر، آزادی و حتی هویت ملی ایرانیان. رسانه‌های سلطه تلاش می‌کنند جای ظالم و مظلوم را عوض کنند؛ همان‌گونه که خلافت عباسی می‌کوشید امام معصوم را متهم به شورش و تهدید امنیت معرفی کند.[۳]

در روایت‌های تاریخی آمده است که معتصم عباسی گروهی را برای شهادت دروغ علیه امام جواد(علیه‌السلام) فراخواند تا ایشان را متهم به خروج علیه حکومت کند.[۴] این اقدام، شباهت عجیبی با شیوه‌های معاصر تخریب دارد؛ جایی که با عملیات رسانه‌ای، تولید اتهام، برچسب‌سازی و مهندسی افکار عمومی، جریان مقاومت یا ساختار دینی را عامل بحران معرفی می‌کنند؛ یک نمونه اینکه رئیس جمهور متوهم و جنایتکار رژیم تروریستی آمریکا با القای اینکه جمهوری اسلامی ایران برای امنیت ملی آمریکا تهدید قریب‌الوقوع و هسته ای است، در جنگ تحمیلی سوم به تهاجم نظامی علیه تمامیت ارضی ایران پرداخت و منجر به شهادت رهبر شهید و شهادت حدود ۴۰۰۰ نفر از مردم مظلوم و مقتدر ایران شد. در واقع، دشمنان امروز نیز مانند عباسیان می‌دانند تا زمانی که «اعتماد مردم» به مرجعیت فکری و دینی باقی بماند، پروژه تجزیه و سلطه کامل نخواهد شد.

از سوی دیگر، جریان‌های انحرافی در عصر امام جواد(علیه‌السلام) تلاش می‌کردند با برجسته‌سازی سن کم امام، اصل امامت را زیر سؤال ببرند و جامعه را وارد فضای تردید کنند. این «عادی‌سازی شک» یکی از مهم‌ترین ابزارهای فرقه‌سازی بود. امام در برابر این پروژه، با اقتدار علمی و پاسخ‌گویی دقیق به مسائل پیچیده، تردید را به یقین تبدیل کردند.[۵] امروز نیز دشمنان با تولید شبهات گسترده در فضای مجازی، تلاش می‌کنند نسل جوان را نسبت به دین، انقلاب، هویت تاریخی و حتی اصل حقیقت دچار بی‌اعتمادی کنند. حمله هم‌زمان به خانواده، معنویت، روحانیت، فرهنگ عاشورا و مفهوم مقاومت، بخشی از یک جنگ شناختی برای فرسایش هویت است.

اما تفاوت مهم مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) با جریان‌های قدرت‌طلب، در روش مواجهه با بحران‌هاست. امام محمد تقی به‌جای حذف فیزیکی مخالفان یا بستن باب گفت‌وگو، بر «تولید حجت»، «تقویت آگاهی»، «تربیت نیرو» و «شبکه‌سازی معرفتی» تمرکز کردند. در روایتی، امام به یکی از یاران خود اجازه می‌دهند در چارچوب اصول، با رأی و تشخیص خویش عمل کند و می‌فرمایند: «فإن رأیک رأیی».[۶] این رویکرد نشان می‌دهد که جامعه مؤمن، نیازمند تربیت بدنه‌ای آگاه، تحلیل‌گر و مقاوم در برابر تحریف است.

امروز نیز اگر جمهوری اسلامی در برابر شدیدترین فشارهای امنیتی، رسانه‌ای و بین‌المللی پابرجا مانده، بخش مهمی از آن به دلیل وجود همین «سرمایه هویتی و اعتقادی» است که مردم در تجمعات خیابانی این شب‌ها در بیعت با امام جامعه و حفظ عزت و امنیت ملی به نمایش گذاشته‌اند؛ سرمایه‌ای که دشمن دقیقاً آن را هدف گرفته است. حمله به باورهای دینی، تخریب مرجعیت علمی، تحقیر فرهنگ مقاومت و ترویج ناامیدی اجتماعی، صرفاً جنگ سیاسی نیست؛ بلکه تلاشی برای تهی‌کردن جامعه از قدرت معنوی و انسجام تمدنی است.

بررسی تطبیقی سیره امام محمد تقی با شرایط امروز نشان می‌دهد که مهم‌ترین راه مقابله با جنگ ترکیبی دشمن، صرفاً واکنش احساسی یا امنیتی نیست؛ بلکه بازسازی مرجعیت فکری، تقویت سواد رسانه‌ای، تولید روایت معتبر، تربیت نسل آگاه و حفظ پیوند جامعه با حقیقت دینی است. همان‌گونه که امام جواد(علیه‌السلام) در عصر تحریف و فرقه‌سازی، با اقتدار علمی و روشنگری معرفتی، پروژه عباسیان را ناکام گذاشتند، امروز نیز نبرد اصلی در میدان «ادراک»، «هویت» و «باور» جریان دارد؛ میدانی که پیروزی در آن، بیش از هر چیز نیازمند بصیرت، اعتماد به حقیقت و مقاومت شناختی است.

 

پینوشت‌ها و منابع

[۱] شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۲۸۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۰، ص۷۵.

[۲] سید محمدکاظم قزوینی، الإمام الجواد من المهد إلى اللحد، ص۱۷۹-۱۸۵.

[۳] درباره جنگ روایت‌ها و تحریف افکار عمومی در نظام‌های سلطه، ر.ک: مقاله «جنگ شناختی و رسانه‌ای در نظام سلطه» https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1907540

[۴] عوالم العلوم، ج۲۳، ص۱۱۹ و ص۵۳۵.

[۵] محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۰، ص۸۸-۹۵.

[۶] محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵۰، ص۱۰۸، شناسه حدیث ۲۵۰۲۱۷.

 

نویسنده: احمد منصوری ماتک

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *