ماجرای کلیسای خیابان گلستان

نگاهی به ابعاد تاریخی، حقوقی و رسانه‌ای تخریب کلیسای انجیلی مشهد

ماجرای کلیسای خیابان گلستان

تاریخچه

ریشه شکل‌گیری این کلیسا به حضور و فعالیت میسیونرهای آمریکاییِ پرسبیتری در مشهد بازمی‌گردد. در سال ۱۳۰۰ شمسی، هسته اصلی کلیسای انجیلی مشهد توسط حدود ۱۴ نفر از مسلمانان نوکیش مسیحی شکل گرفت. در آن زمان، میسیونرها دو کلیسا در مشهد دایر کردند که یکی در داخل بیمارستان آمریکایی و دیگری در پشت باغ ملی قرار داشت. در سال ۱۳۰۱ شمسی، برنامه بلندمدت هیات پرسبیتری برای خرید زمین در محدوده ارگ به منظور ساخت کلیسا، مدرسه و بیمارستان آشکار شد. این افشاگری به دلیل ماهیت تبلیغی هیات و همچنین تلاش برای ساخت‌وساز در اراضی وقفی آستان قدس، با واکنش و مخالفت شدید علمای شیعه مواجه گردید.

فعالیت‌های تبشیری (میسیونری) کلیسای انجیلی مشهد از زمان شکل‌گیری توسط هیات‌های پرسبیتری آمریکایی، همواره محور اصلی اقدامات آن‌ها بوده و در دوره‌های مختلف با رویکردها و چالش‌های متفاوتی همراه بوده است.

برخلاف کلیساهای سنتی ارامنه و آشوری که آیین‌های خود را به زبان‌های قومی برگزار می‌کردند و تمایلی به تبلیغ در میان مسلمانان نداشتند، کلیساهای پروتستان و تبشیری (نظیر کلیسای انجیلی مشهد) تمرکز خود را بر بشارت مسیحیت در میان مسلمانان و مسیحی‌سازی آنان قرار داده بودند و آیین‌های نیایشی خود را برای درک عموم به زبان فارسی برگزار می‌کردند. هسته اولیه این کلیسا نیز در سال ۱۳۰۰ شمسی توسط حدود ۱۴ نفر از مسلمانانِ نوکیش مسیحی شکل گرفت .

در اوایل تأسیس (اواخر قاجار و اوایل پهلوی)، برنامه‌های آشکار تبشیری و خرید زمین برای ساخت کلیسا با واکنش تند و مخالفت علمای شیعه مواجه شد. با تثبیت حکومت رضاشاه و صدور دستورالعمل‌های محدودکننده برای تبلیغات صریح مذهبی، مبلغان آمریکایی ناچار شدند فعالیت‌های تبشیری خود را به صورت پنهانی و تحت پوشش خدمات پزشکی (مثل تأسیس مریضخانه و بیمارستان آمریکایی مشهد) و خدمات آموزشی پیش ببرند.

انتشار و توزیع متون تبلیغی: یکی از ابزارهای اصلی مبلغان این کلیسا، چاپ و توزیع رساله‌ها و کتاب‌های مسیحی بود. از جمله رساله‌های تبلیغی که توسط هیات تبشیری آمریکایی در مشهد منتشر می‌شد، می‌توان به عناوینی چون «رساله جوان طبال»، «رساله فدیناه بذبح عظیم»، «رساله آیه الکرسی»، «رساله خدا یکی‌ است» و «رساله مردی که در شن‌زار فرو رفته» اشاره کرد.

مبلغان این کلیسا برای اثبات حقانیت آیین خود در مواردی به بحث و مناظره با علمای اسلامی می‌پرداختند. در اسناد تاریخی به مناظراتی میان کشیش‌ها و مبلغان رسمی مستقر در مریضخانه آمریکایی مشهد با علمای شیعه نظیر «آیت‌الله نوغانی» اشاره شده است.

تشکیل «کلیساهای خانگی» پس از انقلاب: پس از انقلاب ۱۳۵۷، این کلیسای تبشیری فعالیت‌هایی را مانند برگزاری مراسم به زبان فارسی، ممنوعیت غسل تعمید اعضای جدید، و ممنوعیت چاپ و نشر انجیل و متون مسیحی به زبان فارسی انجام می‌داد. در این دوران، کشیشان این کلیسا که هدایت نوکیشان این کلیسا در مشهد را بر عهده داشتند، علیرغم دستور مقامات مبنی بر تعطیلی، جلسات نیایشی و تبشیری را به‌صورت مخفیانه در قالب «کلیساهای خانگی» سازماندهی کردند.

 

وضعیت حقوقی

وضعیت مالکیت و روند ثبت ملی کلیسای انجیلی مشهد بر اساس اسناد و گزارش‌های موجود به شرح زیر است:

بخش اول: وضعیت و سیر تحولات مالکیت بنا

  • مالکیت اولیه و حقوقی: بر اساس گزارش‌های ثبتی، زمین و بنای این کلیسا در ابتدا متعلق به یک مالک حقیقی به نام «نصیر بیگف» (مهاجری از اهالی شوروی سابق) بود. پس از چند سال، این ملک ابتدا به اداره کلیساها اجاره داده شد و سپس به‌طور کامل خریداری و به مالکیت حقوقی «اداره کلیساها در تهران» (کلیسای کریم‌خان زند) درآمد. در آن دوران شخصی به نام علی یزدان‌پناه وظیفه سرایداری و نگهبانی از آن را بر عهده داشت.
  • مصادره پس از انقلاب: پس از وقوع انقلاب اسلامی، این بنا به دلیل فعالیت‌های مجرمانه و ضدامنیتی با حکم دادگاه انقلاب مصادره شد.
  • تغییر کاربری و واگذاری نهایی: این ملک تغییر کاربری یافت و مدتی به‌عنوان منزل مسکونی اجاره داده شد. همچنین سال‌ها نیز متروکه بود

 

بخش دوم: فرایند ثبت در فهرست آثار ملی

  • تشکیل پرونده و بررسی کارشناسی: در سال ۱۳۸۴، پرونده ثبتی این بنا توسط کارشناسانی به نام‌های الناز عطار و امید نجبا تهیه و تنظیم گردید. پس از انجام بررسی‌ها، پیشنهاد ثبت این اثر در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۴ توسط اعضای شورای ثبت منطقه‌ای خراسان رضوی مورد تایید قرار گرفت و برای مراحل نهایی به تهران ارسال شد.
  • ثبت رسمی: بنای کلیسای انجیلی مشهد (واقع در خیابان ارگ/جنت، کوچه گلستان) در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۸۴ و با شماره ۱۳۳۷۵ رسماً در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. لوح ثبتی این اثر با امضای سید حسین مرعشی (معاون وقت رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی) و ناصر پازوکی (مدیرکل دفتر ثبت آثار) صادر شد.
  • خروج از ثبت ملی و اختلافات حقوقی: در سال‌های بعد، این بنا با رأی مرجع قضایی از فهرست آثار ملی کشور خارج شد. متأسفانه به‌تازگی در اقدامی که به نظر می‌رسد دوراندیشی لازم در آن نبوده است و بی‌توجه به همه ابعاد و پیامدها و هزینه‌هایی که ممکن است برای جمهوری اسلامی به وجود بیاید، تخریب می‌شود.

 

بازتاب رسانه‌ای

متأسفانه با تخریب این بنا رسانه‌های داخلی و خارجی هر یک از زوایه نگاه خود به این موضوع پرداخته‌اند. آنچه در رسانه‌های داخلی به عنوان محور خبر قرار گرفته است تخریب یک اثر ملی است و آنچه در رسانه‌های خارجی به ویژه رسانه‌های مسیحی بازتاب یافته است سرکوب و فشار بر اقلیت‌های دینی در جمهوری اسلامی است.

۱. بازتاب در رسانه‌های داخلی: تمرکز بر میراث فرهنگی و ضوابط شهری در رسانه‌های داخل ایران، محور اصلی پوشش خبری، مسئله تخلف از ضوابط شهری و تخریب یک بنای واجد ارزش تاریخی بود.

۲. بازتاب در رسانه‌های خارجی و  مسیحی و حقوق‌بشری: تمرکز بر سرکوب ساختاری اقلیت‌ها

رسانه‌های مسیحی و نهادهای مدعی حقوق‌بشر لحنی کاملاً متفاوت و انتقادی داشتند و این رخداد را در امتداد الگوی ضدحقوق‌بشری، فشار بر اقلیت‌های دینی صورت‌بندی کردند.

  • محبت‌نیوز: این رسانه کلیسای مشهد را «نمادی از تنوع فرهنگی و مذهبی» خواند همچنین این تخریب را بخشی از زنجیره مصادره و تخریب املاک مسیحیان توصیف کرد.
  • سازمان ماده ۱۸ (Article 18): این نهاد مدعی دفاع از حقوق‌بشر ضمن اشاره به بیانیه «شورای کلیساهای انجیلی در غربت»، تخریب این عبادتگاه را در روزگار کنونی واقعیتی تلخ و «مجازاتی ناسزاوار» برای مسیحیان خواند. ماده ۱۸ این واقعه را به تاریخچه سرکوب مسیحیان در ایران پیوند زد.
  • خبرگزاری هرانا (HRANA): این رسانه نیز تخریب آن را نشانه‌ای از فشار مستمر بر اقلیت‌های دینی دانست.

در این میان استاندار محترم خراسان رضوی نیز در سخنانی نسبت به تخریب این کلیسا واکنش نشان داد که با بازتاب در رسانه‌های داخلی و خارجی همراه بود. وی در سخنان خود نسبت به این اقدام انتقادات تندی را وارد کرد. اما ضمن احترام به دغدغه‌مندی ایشان باید چند نکته را به عرض ایشان رساند. یکی آنکه استاندار محترم هیچ نگاهی به پیشینه عملکرد انجیلی‌ها در طول دوره فعالیت این کلیسا نکرد. به‌نظر می‌رسد ایشان اطلاع دقیقی از ماهیت کلیسای انجیلی و تفاوت آن با دیگر کلیسا‌ها ندارند. همچنین ایشان ظاهرا هیچ اطلاعی از وضعیت ساختمان کلیسا و فرسودگی آن نداشته‌اند. بهتر بود پیش از آنکه کار به اینجا برسد اگر واقعا مکانی تاریخی و مذهبی به شمار می‌رفت اقدام به مرمت و استحکام بنا می‌فرمودند.

کلیسا به دلیل فعالیت مجرمانه در دهه ۶۰ تعطیل می‌شود ودر طول این سالیان کاربری آن مسکونی تغییر می‌یابد. این ساختمان گرچه در دهه ۸۰ فرایند ثبت به عنوان اثر ملی را طی می‌کند ولی نهایتا با رای دادگاه این فرایند به نتیجه نمی‌رسد. هرچند دلیل رای دادگاه برای نویسنده روشن نیست ولی می‌توان چنین استنتاج کرد که این اثر از جهات مختلف ارزش ملی و تاریخی چندانی نداشته است و همچون دیگر بناهای فرسوده دیر یا زود باید تخریب یا مرمت بشود.

 

جمع‌بندی

این مکان پس از خروج از کاربری مذهبی، برای سال‌ها به‌صورت منزل مسکونی اجاره داده شد. در هنگام تخریب بنا نیز این ملک در مالکیت مالک جدید بوده است. گفتنی است این ملک، فرسوده و مخروبه شده بود و از هیز انتفاع خارج شده بود و دلیل تخریب نیز هر چه بوده است به‌خاطر کلیسا بودن آن نبوده است.

با همه این‌ها حقیقت آن‌گونه نیست که در رسانه‌ها بازتاب یافته است. بنای این کلیسا در واقع به عنوان یک اثر ملی ثبت‌شده پذیرفته نشده است و واقعیت زندگی اقلیت‌های دینی در ایران نیز متفاوت با آنچه که در رسانه‌های معاند به تصویر کشیده می‌شود، است. امروز در ایران کلیساهای متعددی به روی مسیحیان باز است و آزادانه خدمات مسیحی را به هم‌وطنان مسیحی ارائه می‌کنند. مسیحیان اصیل ایرانی قرن‌ها با صلح و دستی در کنار هم‌وطنان مسلمان خود زندگی کرده‌اند و وجه اشتراک آنان ایرانی بودن آن‌هاست. شاهد این ماجرا شهدای عزیز ارمنی است که نام آن‌ها زینت‌بخش کوچه‌های میهن عزیزمان است. شاهد دیگر آن دیدارهای صمیمانه امام شهیدمان با خانواده شهدای ارمنی است.

هر چند تخریب این ساختمان نادرست و به‌دور از دوراندیشی بوده است ولی در زمانی که کشور عزیزمان ایران بیش‌ازپیش نیاز به حفظ وحدت و همدلی میان اقشار مختلف مردم به‌ویژه پیروان اقلیت‌های دینی است، فریب رسانه‌های معاند در حاشیه‌سازی درباره این ماجرا را نخواهیم خورد.

همچنین هرچند که این کلیسا فعالیت تبشیری و ضد امنیتی داشته است؛ ولی  قطعا دلیل تخریب آن کلیسا بودن آن نبوده است و صرفا یک خطا در تصمیم‌گیری بوده است.

می‌شد از این ساختمان به عنوان یک موزه بهره‌برداری کرد تا در ضمن دیدار گردشگران، کارشناس این موزه درباره فعالیت‌های مسیونرهای مسیحی آگاهی‌بخشی کند و ماهیت آنان را برای مردم روشن سازد. البته هنوز هم دیر نشده است و می‌توان در زمین این کلیسا مرکزی فرهنگی برای تقریب میان پیروان ادیان و آگاهی‌بخشی نسبت به فرقه‌های انحرافی ایجاد کرد.

 

نویسنده: قاسم ظریف

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *