انجمن-معتادان-گمنام

نگاهی به تجربیات جداشدگان از انجمن معتادان گمنام در نروژ

انجمن معتادان گمنام؛ نسخه‌ای که برای همه جواب نمی‌دهد

در دنیای امروز که اعتیاد به مواد مخدر یکی از چالش‌های بزرگ جوامع است، برنامه‌هایی مانند معتادان گمنام (NA) که بر پایه مدل دوازده‌قدمی بنا شده‌اند، اغلب به عنوان راه‌حلی جهانی و بی‌نقص معرفی می‌شوند. اما پژوهشی تازه در نروژ، که کشوری سکولار است، نشان می‌دهد که این برنامه برای همه افراد مناسب نیست و چالش‌های آن ریشه در ساختار درونی‌اش دارد، نه در عوامل فرهنگی یا مذهبی خاص. این مقاله علمی با عنوان «یک نسخه برای همه مناسب نیست: تحلیل مضمونی مصاحبه با افرادی که شرکت در معتادان گمنام در نروژ را متوقف کرده‌اند[۱]»، که در سال ۲۰۲۰ منتشر شده، تجربیات واقعی هفده نفر از کسانی را بررسی می‌کند که پس از حداقل شش ماه مشارکت در NA، تصمیم به جدایی گرفته‌اند. این پژوهش کیفی، با استفاده از مصاحبه‌های عمیق و تحلیل مضمونی، به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چرا برخی افراد احساس می‌کنند این برنامه نه تنها کمکی به آن‌ها نمی‌کند، بلکه گاهی اوقات آسیب‌های بیشتری به بار می‌آورد.

پژوهشگران در این مطالعه، تجربیات منفی جداشدگان را در سه حوزه اصلی دسته‌بندی کرده‌اند. گروهی از شرکت‌کنندگان احساس می‌کردند که مدل کلی NA با نیازهای شخصی‌شان هم‌خوانی ندارد. برای مثال، ساختار جلسات که بر پایه روایت‌گری یک‌طرفه استوار است – جایی که افراد تجربیات خود را به اشتراک می‌گذارند اما هیچ بازخوردی دریافت نمی‌کنند – برای کسانی که با مشکلات روانی همزمان مانند افسردگی یا اختلالات اضطرابی دست و پنجه نرم می‌کنند، بسیار مشکل‌ساز بود. آن‌ها می‌گفتند که این شیوه، فرصت گفتگو و حمایت واقعی را از آن‌ها می‌گیرد و احساس انزوا را تشدید می‌کند. علاوه بر این، مدل تبیینی NA که همه مشکلات زندگی را به «اعتیاد» و «نواقص شخصیتی» فرد نسبت می‌دهد، برای برخی غیرقابل پذیرش بود. یکی از مصاحبه‌شوندگان که قربانی تجاوز شده بود، روایت می‌کرد که راهنمایش ترومای او را نتیجه اعتیاد می‌دانست، در حالی که در واقعیت، این تروما عامل اصلی شروع اعتیادش بوده است. این رویکرد، به جای کمک به التیام دردهای عمیق، حس گناه و بی‌ارزشی را در فرد تقویت می‌کرد.

علاوه بر مشکلات ساختاری، تجربیات اجتماعی در داخل گروه نیز نقش بزرگی در سرخوردگی این افراد داشت. روابط با راهنما یا اسپانسر، که قرار است حمایتی باشد، گاهی به روابط آسیب‌زا تبدیل می‌شد. برای نمونه، در قدم پنجم که فرد باید نواقص خود را اقرار کند، برخی احساس می‌کردند راهنما درک کافی از مسائل پیچیده‌ای مانند سوءاستفاده جنسی در کودکی ندارد و فشار برای «بخشیدن» آزارگران، بدون فراهم کردن ابزارهای روانی لازم، تنها حس گناه را تثبیت می‌کرد. همچنین، علی‌رغم تأکید بر گمنامی، داستان‌های شخصی در گروه پخش می‌شد و شایعه‌پراکنی رخ می‌داد، که اعتماد را از بین می‌برد. جالب‌تر اینکه، هرچند NA ادعای برابری همه اعضا را دارد، اما در عمل یک سلسله‌مراتب غیررسمی بر اساس طول زمان پاکی شکل می‌گیرد. کسانی که سابقه بیشتری داشتند، برتر دیده می‌شدند و افراد تازه‌وارد یا کسانی که لغزش کرده بودند، مانند اعضای درجه دو تلقی می‌شدند. این ساختار، فشار برای هم‌رنگی با جماعت را افزایش می‌داد و هرگونه انتقاد از اصول گروه با مخالفت شدید و حتی طرد روبرو می‌شد. در مورد لغزش هم، رویکرد گروه «همه یا هیچ» بود؛ بازگشت پس از یک اشتباه با شکاکیت و تمرکز بر شکست همراه بود، نه حمایت واقعی. یکی از جداشدگان توصیف می‌کرد که صفر شدن شمار روزهای پاکی، تمام دستاوردهای قبلی‌اش را بی‌ارزش جلوه می‌داد و انگیزه را از بین می‌برد.

شاید یکی از دردناک‌ترین جنبه‌ها، تبدیل شدن NA از یک «مکان امن» به یک «قفس» باشد. شرکت‌کنندگان می‌گفتند که گروه، که در ابتدا پناهگاهی برای بهبودی به نظر می‌رسد، به تدریج به هدف نهایی زندگی تبدیل می‌شود و مانع ادغام مجدد در جامعه عادی می‌گردد. برای کسانی که با تروما دست و پنجه نرم می‌کنند، حضور مداوم در جلسات اضطراب و ترس از لغزش را افزایش می‌دهد و کیفیت زندگی را پایین می‌آورد. القا این باور که «اگر گروه را ترک کنی، حتماً به مصرف برمی‌گردی و نمی‌توانی به تنهایی دوام بیاوری»، افراد را در یک وضعیت روانی پیچیده قرار می‌دهد – ترس از ماندن در قفس و ترس از خروج از آن. در نهایت، جداشدگان احساس می‌کردند که گروه آن‌ها را مانند مرتدان می‌بیند و زندگی خارج از NA را غیرممکن جلوه می‌دهد. با این حال، بسیاری از این افراد اذعان می‌کردند که NA در مراحل اولیه بهبودی مفید بوده، اما برای بلندمدت، نیاز به گزینه‌های متنوع‌تری وجود دارد.

این پژوهش افزون بر آشنایی با تجربیات نروژی‌ها می‌تواند پاسخی به انتقادات رایجی که در ایران علیه منتقدان NA مطرح می‌شود، باشد. در ایران، منتقدان را به منفی‌بافی متهم می‌کنند و می‌گویند که آن‌ها تجربه واقعی درد اعتیاد را ندارند یا به دلیل نگاه اسلامی، با برنامه مخالفت می‌کنند. اما این مطالعه در نروژ – جایی که هیچ ربطی به اسلام یا فرهنگ مذهبی ندارد – دقیقاً همان چالش‌ها را تأیید می‌کند. برای مثال، ادعای اینکه NA یک «نسخه بی‌عیب جهانی» است، در این پژوهش رد می‌شود. عنوان مقاله خود می‌گوید «یک نسخه برای همه مناسب نیست»، و یافته‌ها نشان می‌دهد که حتی در یک کشور سکولاری مانند نروژ، بسیاری به دلیل ناسازگاری  این مدل با نیازهایشان از آن جدا می‌شوند. این یعنی NA یک فرمول جادویی برای همه انسان‌ها نیست، بلکه ابزاری است که برای برخی کارساز است و برای دیگران نه.

در مورد اتهام منفی‌بافی هم، جداشدگان نروژی دقیقاً از تمرکز برنامه بر «عجز» و «نواقص اخلاقی» شکایت داشتند. آن‌ها می‌گفتند که قدم اول، که بر پذیرش عجز تأکید دارد، حس بی‌ارزشی و بازنده بودن را القا می‌کند، و برنامه به جای تقویت توانمندی‌ها، مدام بدی‌های فرد را یادآوری می‌کند. این تجربیات، که در نروژ سکولار  نیز گزارش شده، نشان می‌دهد که انتقادات به ان‌ای منفی‌بافی نیست، بلکه واقعیت است.

همچنین این پژوهش مسئله درد نکشیدن منتقدان را نقض می‌کند؛ مشکلات برای کسانی پیش می‌آید که با تروما یا اختلالات روانی همزمان با مسئله اعتیاد روبرو هستند. مدل NA که همه چیز را به نواقص شخصیتی گره می‌زند، برای این افراد نه تنها مفید نیست، بلکه آسیب مجدد ایجاد می‌کند. برای نمونه، فشار برای بخشش آزارگران بدون حمایت حرفه‌ای، حس گناه را تثبیت می‌کند.

از سوی دیگر، اتهام دگم بودن که به منتقدان زده می‌شود، در واقع در ساختار خود NA دیده می‌شود. در نروژ هم، فشار برای هم‌رنگی وجود داشت؛ منتقدان طرد می‌شدند، سلسله‌مراتب بر اساس روزهای پاکی شکل می‌گرفت، و برخورد با لغزش سخت‌گیرانه بود. حتی تبدیل گروه به قفس، با القا ترس از خروج، در هر دو زمینه مشابه است. این شباهت‌ها ثابت می‌کند که چالش‌ها جهانی و ساختاری هستند، نه ناشی از فرهنگ ایران یا نگاه اسلامی.

بنابراین شایسته است به جای دفاع کورکورانه از یک روش و برنامه، به متخصصان دانشگاهی و حوزوی و کارشناسان و کنشگران حوزه ترک اعتیاد مراجعه کرد تا فهرست گسترده‌ای از گروه‌های حمایتی و درمان‌ها فراهم شود و در نتیجه هر فرد بتواند مسیر مناسب خود را پیدا کند. پذیرش انتقادات به ان‌ای می‌تواند به بهبود برنامه ترک اعتیاد کمک کند.

 

[۱]  One size doesn’t fit all: a thematic analysis of interviews with people who have stopped participating in Narcotics Anonymous in Norway

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/32448354/

 

نویسنده: سید ابوالقاسم ظریف

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *