میان برخی از فرقههای صوفیه، کتابهایشان پر است از ادعای کرامات عجیب و غریب برای مشایخ و اقطاب خود؛ که گاهی انسان را به حرت وا می دارد، اما پرسش این است: آیا این کرامات نشانه قرب الهی و حقانیت است؟
در نگاهی دقیق، چند نکته روشن میشود:
۱. تکیه بر نقلهای اغراقآمیز:
بیشتر این کرامات را خود صوفیه نقل کردهاند و معمولاً با بزرگنمایی همراه است.
۲. بیارتباطی با شریعت:
بسیاری از کسانی که مدعی این کرامات هستند، التزامی به شریعت ندارند و گاه دچار انحرافاتی آشکارند. بنابراین نمی توان به راحتی پذیرفت که این کرامتی از سوی خداوند باریتعالی است.
۳. کرامت دلیل قرب به خدا نیست:
مرتاضان هندی و رمالان نیز با ریاضتهای باطل به امور خارقالعاده میرسند. این امور صرفاً نشانهای از قدرت نفس است، نه نشانه ولایت و تقرب به خدا.
نکته تأملبرانگیزتر اینکه، میرزای قمی در رساله رد صوفیه (منتشر شده در کتاب جامع الشتات) مینویسد:
«گاهی کرامات صوفیه از ارتداد و استخفاف به دین و قرآن و مقدسات دینی حاصل شده؛ چنان که شنیدهام برخی از صوفیه با سوزاندن قرآن یا انداختن آن در نجاست، مراتبی کسب میکنند.»
همچنین میرزا جواد آقای تهرانی در کتاب «عارف و صوفی چه میگوید» تأکید میکند که پس از تأمل، برای هر انسان بیدار و منصفی روشن میشود: اولاً وقوع این کرامات ثابت نیست، و ثانیاً بر فرض وقوع، صِرف امر خارقالعاده دلیلی بر حقانیت شخص نیست؛ همان طور که جادوگران هندی در راه باطل نیز به چنین اموری دست مییابند.
خلاصه اینکه ادعای کرامات عجیب، بدون همراهی با شریعت و تقوا، نه تنها ارزش معنوی ندارد، بلکه در برخی موارد از گناه و بیحرمتی به مقدسات نشأت گرفته است. هشیار بودن در برابر این مدعیان، وظیفه هر طالب حقیقت است.
نویسنده: سید رضا موسوی
