دژ پولادین؛ راهبرد اتحاد مقدس در چله جنگ

در شرایطی که هم‌زمان فشار خارجی و جنگ شناختی در پی فرسایش سرمایه اجتماعی و ایجاد شکاف در جبهه داخلی است، مهم‌ترین مسئله، تبیین نسبت میان «وحدت ملی» و «نقد مخلصانه» است. تجربه‌های اخیر نشان می‌دهد که حفظ انسجام در برابر تهدید بیرونی، مستلزم مرزبندی روشن با روایت‌هایی است که به هر شکل، زمینه تضعیف اقتدار ملی و بهره‌برداری دشمن از اختلافات داخلی را فراهم می‌کنند.

 

مقدمه

اکنون که غبار جنگ بر آسمان منطقه سایه افکنده و ترور ناجوانمردانه رهبر مجاهد شهید در ماه رمضان، چهره بی‌نقاب سلطه‌طلبی آمریکا را آشکار ساخته است، بازخوانی راهبرد وحدت ملی و مرزبندی با روایت‌های تفرقه‌افکنانه، بیش از هر زمان ضرورت یافته است. تجربه ناکامی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و نقض مکرر تعهدات آمریکا، بار دیگر نشان داد که این تفاهم، با وجود بدبینی اصولی نظام، صرفاً برای اتمام حجت، راستی‌آزمایی و آزمودن پایبندی طرف مقابل به تعهدات، و با تضمین رئیس‌جمهور نسبت به صیانت کامل از حقوق ملت ایران و محور مقاومت، اجازه امضا یافته بود. هم‌زمان، در جبهه داخلی نیز جریان‌هایی با روایت‌های متفاوت، از «همه‌خائن‌پنداری» ارکان حاکمیت و طرح عزل رئیس‌جمهور تا ترویج نسخه تسلیم و صلح‌طلبیِ بی‌هنگام و دوقطبی‌سازی جامعه با کلیدواژه‌های عاطفی، بر پیچیدگی جنگ شناختی افزوده‌اند. در چنین آوردگاهی، تأکید رهبر انقلاب بر «اتحاد مقدس»، حفظ مرزهای انسجام در کنار نقد مخلصانه و عبرت‌آموزی از بی‌اعتباری تعهدات آمریکا، صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه راهبردی عقلانی برای صیانت از انسجام، اقتدار و منافع ملی است.

 

۱. مبانی عقلی و منطق سلیم: هندسهٔ رفتار در وضعیت جنگی

عقل سلیم حکم می‌کند که وقتی یک سازه تحت شدیدترین تکانه‌های بیرونی یعنی حملهٔ نظامی و تروریسم دولتی آمریکا قرار دارد، هرگونه کلنگ‌زنی درون‌ساختاری به ویرانی کل بنا می‌انجامد؛ چراکه درخواست عزل رئیس‌جمهور یا متهم کردن سران قوا به خیانت در بحبوحهٔ نبرد، بزرگ‌ترین هدیه به اتاق جنگ پنتاگون است و عقلِ دفاعی می‌گوید تضعیف اقتدار مرکزی در زمان جنگ، خلاء قدرتی ایجاد می‌کند که نتیجهٔ آن چیزی جز هرج‌ومرج و فروپاشی شیرازهٔ دفاعی نیست.

بدون اظهارنظر نفیاً یا اثباتاً درباره انگیزه‌ها، می‌توان گفت امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، با وجود بدبینی اصولی نظام، اقدامی برای سلب بهانه از دشمن و اتمام حجت با قشر سازش‌کار شد. اکنون که بار دیگر بی‌اعتباری امضای رئیس‌جمهور آمریکا نمایان شده است، این تجربه به حجتی عملی در برابر مدعیان مذاکره و سازش بدل شده و ضرورت وحدت ملی، تداوم مقاومت و تبعیت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

 

۲. مبانی قرآنی: مرزبندی با دشمن، نهی از فشل شدن و جهاد با پیشوایان کفر

قرآن کریم به عنوان سند تمدنی اسلام، دقیق‌ترین کدهای رفتاری را در مواجهه با دشمنِ پیمان‌شکن صادر کرده است:

حرمت نزاع داخلی: خداوند در سوره انفال می‌فرماید: «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» (انفال،46)؛ «از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست شوید و قدرت و هیبت شما از میان برود». بر اساس این اصل، پروژهٔ «همه خائن‌پنداری» دقیقا مصداق همان تنازعی است که به «فشل شدن»، «اختلاف درونی»، «بی اعتمادی به مسئولان کشور» و از دست رفتن قدرت بازدارندگی کشور منجر می‌شود و حال آنکه رهبر معظم انقلاب در تاریخ 26 تیر 1405 به شدت از آن پرهیز داده‌اند.

پاسخ به صلح‌طلبانِ سازش‌کار: کسانی که در میانهٔ جنگ شدید، شعار صلح سر می‌دهند، مشمول نهی قرآن هستند: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ» (سوره محمد، آیه ۳۵)؛ «پس سست نشوید و دشمنان را به صلح ذلت‌باردعوت نکنید، در حالی که شما برترید و خدا با شماست». صلح‌طلبی در برابر رژیم تروریست و جنایتکار آمریکا که همچون دزدِ سرِ گردنه تفنگ روی شقیقهٔ ملت ایران گذاشته، صلح نیست؛ تسلیم مطلق است.

قاطعیت در برابر پیمان‌شکنان: قرآن کریم در سوره توبه صراحتاً دستور مبارزه با سران کفرپیشه را صادر کرده و می‌فرماید: «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ» (سوره توبه، آیه ۱۲) ؛ «با پیشوایان کفر کارزار کنید؛ چراکه آنان را هیچ پیمانی نیست، باشد که از پیمان‌شکنی بازایستند». این آیه مبنای قرآنی بطلان هرگونه سازش با آمریکای پیمان‌شکن است.

 

۳. سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمؤمنین (علیه السلام): مدیریت نفوذ، نفاق و جریان مرجفون

تاریخ صدر اسلام آینهٔ تمام‌نمای حوادث امروز ماست:

برخورد با جریان مرجفون و مصادیق آن: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جریان جنگ‌ها همواره با جریان «مرجفون» یعنی شایعه‌افکنان و تضعیف‌کنندگان روحیه جامعه برخورد سخت می‌کردند؛ چنان‌که خداوند می‌فرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ» (سوره احزاب، آیه ۶۰).

از مصادیق این رویکرد، اظهاراتی است که انتقام خون امام مجاهد شهید را ــ که مطالبه گسترده مردم و میلیون‌ها دلداده اوست ــ به مسئله‌ای شخصی تقلیل می‌دهد یا عقب‌نشینی از حقوق حاکمیتی ایران در تنگه هرمز را راه‌حل بحران معرفی می‌کند. این روایت‌ها، هرچند با ادبیات صلح‌طلبی عرضه می‌شوند، در عمل می‌توانند به تضعیف عزت و انسجام ملی و کمرنگ شدن مسئولیت متجاوز و تطهیر و تبرئه رژیم تروریستی آمریکا و اسرائل در افکار عمومی بینجامند.

فاجعهٔ حکمیت در صفین؛ درس بزرگ مولا: ماجرای حکمیت صفین عبرتی ماندگار است؛ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با اصرار و فشارِ تحمیلیِ جریانی از داخل سپاه خود (که فریاد صلح و مصالحه سر می‌دادند)، حکمیت را پذیرفت، اما پس از آشکار شدن مکر دشمن، همان جریان به جای پذیرش خطای خود، امام را متهم کرد.

البته شرایط امروز ایران یک تفاوت مهم با ماجرای حکمیت دارد؛ این احتمال مطرح است که این جریان صلح‌طلبِ سازش‌کار، تسلیم یا عقب‌نشینی ایران را مقدمه تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی کشور بداند و از این رهگذر، به کسب موقعیت و نفوذ سیاسی بیشتری امیدوار باشد؛ رویکردی که در صورت تحقق، می‌تواند با اهداف و منافع آمریکا هم‌پوشانی پیدا کند.

 

۴. حقوق بین‌الملل: بی‌خاصیتی نهادها و مشروعیت دفاع در برابر «تروریسم دولتی»

برخلاف پروپاگاندای لیبرال‌ها، ساختار حقوق بین‌الملل مدرن در برابر زیاده‌خواهی آمریکا و اسرائیل کاملاً بی‌اثر و بی‌خاصیت است:

بی‌خاصیتی نهادهای بین‌المللی در ترور و جنگ تحمیلی دوم: تجربه تاریخی جنگ تحمیلی و تحولات اخیر نشان می‌دهد که نهادهای بین‌المللی هیچ‌گاه مانع زیاده‌خواهی آمریکا و اسرائیل نشده‌اند؛ کما اینکه ترور رهبر شهید در دوره آتش‌بس و نقض تفاهمنامه اسلام آباد وحمله به ایران در جریان جنگ تحمیلی اخیر، در سکوت و بی‌عملی محض این سازمان‌ها رخ داد.

ماده ۵۱ منشور ملل متحد: این ماده صراحتاً «حق ذاتی دفاع مشروع» را در صورت وقوع حملهٔ مسلحانه علیه یک عضو سازمان ملل متحد به رسمیت می‌شناسد. ترور رهبر کشور در حین مذاکره و آتش‌بس، نقض فاحش مصونیت دیپلماتیک و یک تجاوز جنگیِ آشکار است که هرگونه مصالحه را از نظر حقوقی باطل و دفاع را مشروع می‌سازد.

دکترین بطلان معاهدات به دلیل نقض بنیادین: طبق کنوانسیون وین در حقوق معاهدات، وقتی یک طرف تعهدات خود را به طور بنیادین نقض می‌کند، طرف دیگر حق دارد معاهده را به طور کامل به حالت تعلیق درآورد یا ابطال کند. لذا بازگشت به میز مذاکره با آمریکایی که امضایش فاقد ارزش است، از نظر حقوق بین‌الملل حماقت است، نه دیپلماسی.

 

۵. تفکیک «نقد مخلصانه» از «پروژهٔ انشقاق و اتهام‌زنی غوغاسالارانه»

رهبر انقلاب مرز میان این دو را به دقت ترسیم کردند؛ نقد مخلصانه ساختار را تقویت می‌کند، اما اتهام‌زنی ریشه را می‌زند:

نقد مخلصانه در برابر اتهام‌زنی تهاجمی: امروز جریانی با اتهام‌زنی به بهانه اینکه رئیس جمهور به تعهدات خود عمل نکرده، فرار به جلو می‌کند؛ در حالی که قوای سه‌گانه بدون هیچ‌گونه کوتاهی، اکنون یکصدا در مقام پاسخ کوبنده به زیاده‌خواهی آمریکا هستند. برخی افراد با وجود دلسوزی، اسیر روش‌های نقد تهاجمی، طلبکارانه و غوغاسالارانه شده‌اند که در آن اولویت‌های کشور لحاظ نمی‌شود که باید به مدار نقد سازنده و پاسخگوکردن مسئولان برگردد.

رد غوغاسالاری در سیره امیرالمؤمنین (علیه السلام): اقداماتی نظیر تحصن، خائن دانستن همه سران، امضای طومار عزل رئیس‌جمهور، ادعای حذف فیزیکی برخی سران نظام و کودتاچی نامیدن برخی سران نظام، به هیچ وجه با سیره امیرالمؤمنین (علیه السلام) و منطق اسلام قابل تبیین نیست (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳). مولا علی (علیه السلام) حتی در برابر تندترین انتقادات، نظم جامعه اسلامی و فرماندهی واحد در برابر دشمن شام را خط قرمز می‌دانستند و هرگونه غوغاسالاری که جبهه داخلی را در برابر ابوسفیان‌ها و معاویه‌ها تضعیف کند، مردود می‌شمردند.

 

6. تکنیک‌های اقناع قشر خاکستری در تجمعات خیابانی

برای هدایت قشر خاکستری و بی‌تفاوت جامعه به سمت هستهٔ سخت مقاومت و خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن در بستر تجمعات خیابانی، اتخاذ تکنیک‌های تبیینی زیر الزامی است:

تغییر دوگانه‌ها از «داخلی» به «ملی»: ضمن پرهیز نیروهای انقلابی از هرگونه اختلاف، تجمعات نباید رنگ و بوی جناحی داشته باشند. باید با تکیه بر نمادهای هویت ملی و صیانت از مرزهای کشور، قشر غیر انقلابی را اقناع کرد که موضوع نبرد کنونی، فراتر از احزاب، حفظ کیان و استقلال کل ایران است.

گره‌زدن امنیت به مقاومت و معیشت: باید به روشنی تبیین کرد که عقب‌نشینی در برابر تروریسم حاکمیتی آمریکا، نه تنها سایه جنگ را کم نمی‌کند، بلکه با فروپاشی بازدارندگی، امنیتِ اقتصادی، بازار ارز و دلار را بی‌ثبات‌تر می‌سازد. امنیت، پیش‌نیاز هر نوع رفاه است.

رسواسازی دشمن: استفاده از پلاکاردها و ابزارهای بصری حاوی خطوط زمانی معاهدات بین‌المللی و نقضِ چندباره آتش‌بس توسط ایالات متحده آمریکا. قشر خاکستری با واقعیت‌های عینی اقناع می‌شود، نه شعارها. وقتی بی‌ارزشی امضای رئیس‌جمهور آمریکا به صورت مستند نمایش داده شود، منطق صلح‌طلبیِ ذلت‌بار خودبه‌خود رنگ می‌بازد.

افشای پشت‌صحنه عملیات روانی سلبریتی‌ها: تبیین تضاد منافع و رفتارهای متناقض جریان‌های شبه‌روشنفکر؛ چطور کسانی که خود را مدافع مظلومان می‌دانند، در برابر ترور رسمی و تجاوز به خاک کشور سکوت کرده یا به تطهیر ترامپ مشغولند؟ این تکنیک، بیداری حسی و عقلانی قشر بی‌تفاوت را رقم می‌زند.

 

جمع‌بندی: افق روشن پیروزی و ناامیدی دشمن

امروز، حضور در تجمعات خیابانی و متبلور کردن «اتحاد مقدس»، یک نمایش فانتزی نیست؛ بلکه امتدادِ موشک‌های بازدارنده در پهنهٔ جنگ روانی و ابزار اصلی اقناع و جذب قشر غیر انقلابی جامعه است. افق‌های پیش‌رو کاملاً روشن، امیدبخش و تداعی‌کننده فتح است؛ چراکه اهداف راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این نبرد محقق نشده است. اعترافات نظریه‌پردازان غربی و اظهارات صریح تئوریسین‌های برجسته‌ای چون «رابرت پیپ» مبنی بر شکست استراتژیک آمریکا، از دست رفتن کنترل غرب بر تنگه هرمز و ظهور ایران به عنوان ابرقدرت بلامنازع آینده منطقه، گواهی بر این مدعاست. ملت بزرگ ایران به رغم تمام فشارهای سنگین اقتصادی، نوسانات قیمت ارز و دلار و عملیات روانی بی‌وقفه دشمن، ایستادگی کرده است. تلاش ضدانقلاب برای فراخوان‌های آشوب همزمان با حماسه عظیم اربعین حسینی، نشان از هراس آن‌ها از قدرت نرم و همبستگی ایران دارد. قشر خاکستری با نگاه به واقعیت‌های ده روز اخیر به خوبی درک می‌کند که دشمن، هدفش شکستن کمر اقتدار ایران است؛ از این رو تجمعات پرشور خیابانی با به‌کارگیری تکنیک‌های هوشمندانه اقناعی، باطل‌السحرِ طومارهای نفاق، دوقطبی‌سازی‌های کاذب و ضامن صیانت از دژ پولادین میهن خواهد بود.

 

نویسنده: احمد منصوری ماتک

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *