در فضای رسانهای معاصر، جریانات فمینیستی و دینستیز با تمرکز بر ظاهرِ اعداد در آیه ۱۱ سوره نساء «لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ»، تلاش میکنند تا اسلام را دینی ناعادلانه و زنستیز معرفی کنند. این رویکرد، با تقلیل دادن نظام جامع حقوقی به یک محاسبه ساده ریاضی، به دنبال القای یک حس حقارت و «شهروند درجه دو بودن» به زنان مسلمان است. اما تحلیل دقیق منابع اسلامی نشان میدهد که این تفاوتهای عددی، نه تنها تبعیض نیست، بلکه یک «مهندسی معکوس اقتصادی» برای حمایت همهجانبه از زن است.
۱. ابزاری برای تقابل
طراحان شبهه با نادیده گرفتن ساختار کلی وظایف و حقوق، بر روی واژه «نصف» تمرکز میکنند تا نوعی بدبینی و شکاف عاطفی میان زن و باورهای دینیاش ایجاد کنند. هدف این است که زن مسلمان تصور کند دین برای او کرامت کمتری قائل شده است؛ در حالی که «تساوی ظاهری» در حقوق، همیشه به معنای «عدالت» نیست و گاهی خودِ ظلم است.
۲. «مدیر پروژه» در برابر «سهامدار خاص»
فمینیسم غربی با اصرار بر تساوی صوری، زن را در موقعیتی قرار داده که دوشادوش مرد بدود، اما هزینههای زندگی را نیز خود بپردازد. برای درک تفاوت ارث در اسلام، باید از تمثیل اقتصادی دقیقی استفاده کرد:
فرض کنید در یک بنگاه اقتصادی، به یک «مدیر پروژه» ۱۰۰ واحد پول داده میشود، اما او قانوناً موظف است تمام هزینههای جاری، حقوق کارکنان و قبوض را از همین مبلغ بپردازد. در مقابل، به یک «سهامدار خاص» ۵۰ واحد پول داده میشود، با این شرط که او هیچ وظیفهای برای خرج کردن حتی یک ریال از آن را در پروژه ندارد و تمام آن «سود خالص» اوست.
در اسلام، مرد همان مدیر پروژه است که ارث مضاعفش، در واقع «بودجه عملیاتی» او برای تأمین نفقه (مسکن، خوراک و پوشاک) زن و فرزندان است. زن اما همان سهامدار است که سهم ارثش، ملک شخصی اوست و حتی اگر شوهرش توان مالی نداشته باشد، زن هیچ تکلیف شرعی برای خرج کردن دارایی خود در خانه ندارد.
۳. مصادیقی که سهم زن برابر یا بیشتر از مرد است
برخلاف القائات شبههافکنان، تقسیم ارث در اسلام همیشه بر مدار «نصف» نمیچرخد. در موارد متعددی، زن و مرد کاملاً مساوی ارث میبرند؛ مثلاً اگر میت فرزند داشته باشد، پدر و مادر او هر کدام دقیقاً «یکششم» ارث میبرند. در مواردی نیز سهم زن بر مرد پیشی میگیرد؛ مانند وقتی که وارثان میت تنها پدر و یک دختر باشند، که در اینجا سهم دختر به مراتب بیشتر از پدر است. این شواهد نشان میدهد که معیار تقسیم، جنسیت نیست، بلکه نوع مسئولیت است.(۱)
۴. عدالت در توزیع مسئولیتها: نفقه و دیه عاقله
عدالت ایجاب میکند که حقوق با تکالیف همخوانی داشته باشد. در اسلام، مرد علاوه بر پرداخت «نفقه»، ملزم به پرداخت «مهریه» است. همچنین، یکی از احکام سنگین مالی، «دیه عاقله» است؛ یعنی اگر یکی از بستگان مرتکب قتل غیرعمد شود، مردان فامیل موظف به مشارکت در پرداخت دیه هستند، اما زنان از این تکلیف سنگین کاملاً معافاند. همچنین مرد موظف به جهاد و سربازی است، در حالی که زن از سختیهای جنگ معاف شده است.
۵. شواهد روایی و تفسیری
امام رضا (علیهالسلام) در پاسخ به این شبهه صراحتاً فرمودند که علت سهم بیشتر مرد، تقبل هزینههای زندگی و مهریه توسط اوست.(۲)
علامه طباطبایی نیز در تحلیل ارزشمندی میفرماید: در مرحله «تملک»، مرد دو برابر مالک میشود، اما در مرحله «مصرف»، این زن است که همواره دو برابر مرد بهره میبرد؛ زیرا مرد نیمی از سهم خود را صرف زن میکند، در حالی که زن سهم خود را ذخیره مینماید.(۳)
نکته شگفتانگیز اینجاست که قرآن کریم سهم زن را «واحد پایه» قرار داده و میفرماید سهم مرد «دو برابر سهم زن» است (لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ) . این نشاندهنده آن است که در نگاه اسلام، سهم زن اصل و مبناست.
جمعبندی:
تفاوت ارث در اسلام، نه یک امتیاز برای مرد، بلکه یک «تأمین بودجه» برای مسئولیتهای اوست. اسلام با خارج کردن زن از دایره نانآوری اجباری و بخشیدن دارایی خالص به او، بالاترین سطح حمایت اقتصادی را از جایگاه زن به عمل آورده است.
منبع: با اقتباس از پرسشها و پاسخها دفتر سی و ششم؛ تفسیر آیات برگزیده (جلد اول)، علیرضا مستشاری. قم: دفتر نشر معارف، چاپ پنجم، بهار ۱۳۹۲، ص۱۲۱.
۱. عبدالله جوادی آملی، زن در آئینه جمال و جلال، قم، اسراء، چاپ سوم، ۱۳۷۷، ص ۳۴۶.
۲. وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۴۳۷.
۳. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۲۱۵.
نویسنده: احمد منصوری ماتک
