سلام استادمون در کلاس معارف دانشگاه می گفت شیخیه اعتقاد به رکن رابع دارن که یک انسان کامل و واسطه بین امام زمان و مردم هست ولی از همسایه هامون که شیخی هستند وقتی سوال پرسیدم گفتن نه منظور از رکن رابع دوست داشتن اولیای الهی و علما هست. واقعیت اونی هست که استادمون گفت یا اینی که همسایمون میگه؟

پاسخ

مکاتب در طول تاریخ با توجه به گسترش علوم و حجم سوالات و شبهات و همچنین با توجه به بروز برخی  شرائط خاص دچار تطور و تکامل می شوند و در این بین هرچه این مکاتب از ادیان الهی دورتر باشند تضاد میان آموزه های اولیه و تغییرات دوره های تطور بیشتر به چشم می آید.

یکی از مکاتبی که از امامیه منشعب شده و تطورات بسیاری داشته است شیخیه است که با نام های همچون کشفیه، بالاسریه و .. شناخته می شود.

پس از سید کاظم رشتی که جانشین شیخ احمد احسائی موسسه این مکتب بود انشعاباتی میان وابستگان به شیخیه به وجود آمد که از میان آن ها شیخیه کرمانی با توجه به امتیازات گسترده از جمله وابستگی به دربار قاجار و .. توانست از رقیب خود شیخیه آذربایجانیه پیشی گیرد.

در میان معتقدات شیخیه کرمانیه اصلی به چشم می خورد که در تطور این فرقه دچار دگرگونی شده است. این اعتقاد که به معرفت رکن رابع شناخته می شود هم اکنون توسط برخی مبلغین از معنای حقیقی خودش عدول کرده و با توجه به شبهاتی که توسط مخالفین کرمانیه مطرح گردیده بود و ردیه های بسیاری که برآنان نوشته شده بود این آموزه مهم تعدیل شده است.

شیخیه کرمانیه بر اعتقاد خود به معرفت رکن رابع در گذشته های نه چندان دور آنقدر اصرار داشته است که برخی از شیخیه با عنوان رکنیه یاد کرده اند.

باید دانست اصول دین به قرائت شیخیه کرمانی چهار اصل است: معرفت خدا، معرفت پیامبر، معرفت امام و معرفت رکن رابع که در ادامه توضیحاتی را در خصوص رکن رابع از حاج محمد کریم خان کرمانی مرور می کنیم:

وی در کتاب “رجوم الشیاطین” صفحه ۷۴ می نویسند: «در هر عصری بالغ کاملی که به حقیقت معرفت عارف و به حقیقت عبادت بندگی نماید باید باشد تا خلقت لغو نباشد و از فضل او عیش سایر خلق برقرار بماند؛ زیرا که اگر وجود او نبود حکیم برای سایر خلق قبضه ای نمی گرفت… پس کاملان در هر عصری همیشه موجودند و اگر ایشان نبودند دنیا و مافیها برپا نمی ایستاد. پس با خلوص نیت و پاکی فطرت خودت تسلم برای ایشان بشو تا رستگار شوی»

همچنین در کتاب رکن رابع یا رساله مبارکه در صفحه ۱۱ و در جواب  سپه سالار اعظم اینگونه می گوید: «بعد از حجت خدا واسطگانی باید باشند که دین خدا را در اطراف زمین و اشخاص عباد پهن کنند تا محبت خدا بر همه کس تمام شود…»

همچنین حاج محمد کریم خان در کتاب “مجمع الرسائل” در جواب دوستانی از اهل همدان صفحه ۲۳۴ نیز در مورد رکن رابع اینگونه پاسخ می دهد: «چنین شخصی در ملک خدا که هست نائب خاص امام است و بر همه کس تسلیم امر او فرض است اگر او را ببینند و بشناسند و هرکس از او تخلف ورزد در صورت شناختن یا دوستی نوعی و تسلیم نوعی برای او نداشته باشد در صورت نشناختن از دوستی امام خارج است و کافر است مثل سایر کفار و این نایب خاص مسلم یک نفر است حال ما اصطلاح کردیم و اسم او را ناطق گذاردیم تو می خواهی اسم دیگر بر او بگذار…»

از مجموع سه گفتار فوق که قطره ای از دریای گفته های بزرگان شیخیه کرمانی در مورد رکن رابع می باشد به خوبی می توان به این نتیجه رسید که رکن رابع فردی خاص و واسطه میان امام زمان و مردم می باشد.

از همین عبارات برداشت می شود که وی را نمی توان عموم راویان حدیث، مراجع یا بزرگان دینی دانست چرا که به تصریح کریم خان رکن رابع در هر زمانی یک نفر می باشد که واسطه فیض الهی است.

همچنین تفاوت رکن رابع با سایر اولیاء الهی به خوبی مشخص می گردد چرا که اگر کسی رکن رابع را بشناسد اما محبت او را نداشته باشد کافر است؛همچون کسی که حب ائمه اطهار علیهم صلوات الله را ندارد و از دین خارج است.

اما این تعاریف با گذر زمان و فشارهای متعددی که بر شیخیه توسط مخالفین وارد شده است مورد تحول قرار گرفته و اینک مبلغین شیخی مذهب رکن رابع را تعمیم داده و آن را به محبت و دوست داشتن علما و اولیا الهی تقلیل داده اند که با گفته ها و سیره سران این مکتب همخوان نیست.

آخرین سئوالات و شبهات

با عرض سلام و خسته نباشید موضوعی که مدتی هست که ذهن منو درگیر کرده وجود برده‌داری در دین اسلام هستش همونطور که خودتون هم استحضار دارید در آیات متعددی از قرآن ، مجاز بودن این کار بهش اشاره شده و حتی احکامش هم توضیح داده شده برای مثال آیات 30 و 31 سوره نور - ایات 3 ، 25 ، 36 ، 92 سوره نساء - آیه 177 سوره بقره - آیه 70 سوره نحل - و ایات 50 و 52 سوره احزابو همین طور احادیث متعددی که شاید بیان کردن همه انها روز ها زمان ببرهو همینطور که می‌دونین اسلام کتاب قرآن را آخرین کتاب از طرف خدا می‌دونه و میگه که مطالب اون تا ابد قابل استفاده و درست هستند و طبق دستورات اون باید عمل کرد و همچنین دستورات خدا در اون به صورت واضح بیان شده نمیشه گفت در حالی که عین متن قرآن داره یک چیزو میگه منظور اون چیز دیگری هست ممکنه تفاسیر سطح بالاتری وجود داشته باشه ولی خود متنو نمی‌شه انکار کرد وگرنه تمام دستورات دین می‌تونن انکار بشنو همچنین طبق اصل حجیت فعل معصوم ، هر کاری که توسط معصومین انجام بشه درست و حلال است و تمام معصومین از پیامبر (ص) تا امام حسن عسکری (ع) غلام و کنیز داشته اندتمام موارد بالا که خلاصه‌شونو من گفتم شبهات بسیار زیادی رو درست می‌کنندو خب خود وجود برده داری اشکالات اخلاقی زیادی وجود داره و عقل و منطق اصلاً حکم نمی‌کنه که این کار درستی باشه یکی از این اشکالات اخلاقی که اینجا می‌خوام بهش اشاره کنم اینه که اگه رابطه جنسی با یک خانم آزاد بدون رضایت وی صورت بگیره گناه بزرگی هست و حتی ممکنه باعث اعدام فرد گناهکار هم بشه ولی اگه اون فرد برده باشه دیگه این بار گناه محسوب نمی‌شه یا به صورت مکرر دیده شده که در دین اسلام و همچنین حتی شیعه زمانی که پدر و مادر یک کودک هردو برده باشند فرزند اون‌ها که تازه و بدون هیچ گناهی به دنیا آمده اون هم برده بوده استهمچنین این کار نوعی بی‌عدالتی محسوب میشه گاهی افرادی که مستقیماً با اسلام جنگی نداشتند هم به عنوان برده گرفته میشن مثل همسران کسانی که با مسلمانان جنگیدنند آزاد بودن و اختیار داشتن که از حقوق طبیعی انسان‌هاست اینکه یک نفر این حقوق از دست بده ظلم هست و داره این دو نعمت الهی ازش سلب میشه یا به شدت محدود میکنه به جای اینکه تقوای و ایمان فرد در نظر گرفته بشه حتی اگر اسلام به خوش رفتاری با آنها اشاره کرده باشه و یا حتی گاهی اوقات توصیه هم به آزاد کردن اون‌ها کرده باشه هیچ وقت این کارو حرام اعلام نکرده و خواسته و ناخواسته طبیعتاً فسادهای خیلی شدیدی در جامعه شکل می‌گیرهو خود ائمه که به عنوان الگوی تمام مردم تا روز قیامت شناخته می‌شن این کار انجام دادندر تحقیق‌های خودم پاسخ‌های زیادی رو شنیدم و دیدم ولی هیچ کدوم مرا قانع نکرده که با دلیل تعدادی از اونا ها رو میگم اولین پاسخ حذف تدریجی این موضوع و واقع‌گرایی درباره وضعیت اون زمان جامعه هستش خوب مشکل اصلی اینجاست که دستورات قرآن جاودانه هستند و مخصوص یک زمان خاصی نیستند مگر اینکه خود قرآن بگه این زمان خاص بگه ، برده‌داری در قرآن به زمان خاصی محدود نشده پس طبق نظر قرآن تا ابد مجازه خب این خودش این پاسخ کاملا رد میکنه همینطور فعل ائمه هم همین شرایطو داره آنها به عنوان الگوی مردم خودشون باید به عنوان اولین نفرها این کار انجام نمی‌دادند و به مرور زمان اونو ز بین می‌بردن از طرف دیگه اسلام در عمل هیچ وقت همچین کاری انجام نداد و نتونست تا مدت‌ها حتی بعد امامت امام زمان (عج) برده داری حذف کنهپاسخ دیگه ‌میتونه این باشه که اسلام با برده‌ها خیلی خوب رفتار کرده و باعث پرورش اونا شده ولی خب اینجا هم مشکل منطقی و عقلانی سلب دو نعمت مهم الهی رو داریم همچنین در خیلی از موارد هیچ حق قانونی برای نه گفتن جود نداشته برای برده‌ها مثل رابطه جنسی که اشاره شد همچنین هیچ ضمانتی برای جلوگیری از سوء استفاده وجود نداشته و اینکه بخواهیم جلوی سو استفاده رو بگیریم در عمل محال هست این کار اسلام خیلی بهتر از بقیه بوده ولی باز هم راه درست به نظر نمیاد پرورش واقعی و حقیقی باید با اختیار و آزادی انتقال پیدا کنه و صرف آموزش تعالیم به دیگران دلیل موجهی برای بدیل کردن اون‌ها به برده نیست پس این جواب هم ین کارو موجه نمی‌کن پاسخ دیگه اینه که در زمان حاضر به دلیل غیبت امام زمان (عج) این احکام منتفی هستنداینکه این کار به دلیل عدم حضور ایشان فعلا منتفی باشه درست است و مشکلی ندارد ولی این خود صورت مسئله را پاک میکند و به خود سوال جواب نمیدهدپاسخ دیگر می‌تونه تفاوت های زیاد جامعه فعلی با آن زمان باشه چ این تصمیم مقتضی آن زمان بودهماهیت این پاسخ همان پاسخ اول یعنی حذف تدریجی هست و خب مشکل هم همان است و پاسخ دقیق و منطقی نمیباشدباتوجه به تمام این مسائل درخواست دارم پاسخ خودتون برای من ارسال کنید و بفرمایید که از نظر علما شیعه چه توجیهی برای این وجود دارد شاید این موضوع در برابر زیبایی های دیگر اسلام کم اهمیت جلوه کند ولی در صورت وجود این مشکل الهی بودن دین زیر سوال خواهد رفت با توجه به اهمیت بسیار زیاد این موضوع برای من پیشاپیش از ارسال جواب دقیق تشکر میکنم
با سلامبنده به علت اینکه برخی از دوستانم تفکرات انجمنی دارند در معرض یکسری شبهات قرار گرفتم از طرفی خودم در مسائل عقیدتی پیشینه و دست پری ندارم پس به این نتیجه رسیدم که نیاز به تحقیق و مطالعه بیشتری در این مباحث دارم.طبق مطالعه‌ای که از کتاب ولی فقیه علامه مصباح داشتم اصل اینکه در عصر غیبت باید از فقیه جامع الشرایطی تبعیت کرد طبق توقیع شریف و عقل به نظرم غیرقابل انکار اومدولی اینکه این تبعیت باید حتما در قالب یک حکومت اسلامی باشه؟ برام ابهامه.تنها جوابی که به ذهنم متبادر میشه اینه که همون فقیه که مردم ازش تبعیت میکنن مثل مرحوم امام تشخیص بده که باید حکومت تشکیل بشه. که در این صورت هم برام این سوال پیش میاد که چه شرایط خاصی در زمان انقلاب چنین اقتضایی کرده؟ درحالیکه بسیاری دیگه از علمای بزرگ تاریخ شیعه این شرایطو نداشتن و تشکیل حکومت ندادن؟از طرفی منطقا نمیبایست ائمه و دین قبل از آغاز عصر غیبت کبری راهکاری مشخصی برای زیستن در این عصر داده باشند؟! برای مثال من درمورد «تقیه» شنیدم و با وجود جنگ های پیاپی بین جبهه مقاومت و استکبار در لبنان، سوریه، یمن و ایران و شهادت بسیاری از شیعیان بیشتر برام محل شبهه قرار میگیره که آیا قیام به صلاح بود؟ چرا مثل مرحوم کلینی بنا رو به سکوت نذاریم و بجاش به حفظ و ترویج عقاید شیعه در میان مردم بپردازیم؟متشکر میشم اگر در راستای شبهاتی که گفتم راهنماییم کنید و سرنخ‌ها و منابعی (چه کتاب، چه رسانه، چه دوره یا کلاس) بهم بدین تا بتونم با مطالعه و تحقیق دانسته هام رو کامل و عقایدم رو متسحکم کنم.
پیامبر اعظم و طلاق زینب؛ حقیقت «تخفی فی نفسک»
می‌گفتید پرچم توسط رهبری به دست امام‌زمان می‌رسد، اما شهیدش کردند!

آخرین مطالب علمی

آخرین اخبار

پستی پیدا نشد

تولیدات چند رسانه ای