به تازگی در کانال ارزشمند «پایگاه تخصصی نقد عرفانهای کاذب» دستخطی از دکتر حسین فریدونی و مطالبی پیرامون وی منتشر شد. با توجه به اینکه هنوز هیچ تکذیبیهای از سوی وی صادر نشده و گویا ماجرای این دستخط، صحت دارد، لازم دانستم تا ضمن انتشار دستخط مذکور چند نکته را به اطلاع برسانم:
۱- دکتر فریدونی ترجیح میدهد تا متن دفاع از خود را با نگارش آیهای از قرآن شروع کند که درباره نهی از دروغ بستن به خدا، پیامبر و مردان حق، نازل شده. سپس در بند اوّل مینویسد: «چه محلی از اعراب دارید که مرا نفی یا اثبات کنید؟» ترکیبی از توهین و تکبّر، یکی از ویژگیهای شخصیتی بسیاری از شاگردان شیخ محمود حلبی است. قابل توجّه آن که بیاخلاقی به برخی از شاگردان دکتر فریدونی نیز منتقل شده و در کانال «شاگردان دکتر» بروز دارد. این ویژگی در آقای فریدونی نمود بارزی دارد. در بند پنجم نوشته است: «یقیناً موفقیتهای بنده در جهات مختلف اعم از سخنرانی، مناظره و تألیف بیش از ۱۵۰ جلد کتاب، چشم افراد بسیاری را کور نموده.» او پیش از این نیز بیانیهای علیه اینجانب (رضا اکبری آهنگر) صادر کرده بود. در آن بیانیه هم که توسط شاگردانش منتشر شد، توهین و افترا موج میزد. دکتر فریدونی ضمن تشبیه من به کسی که در آب زمزم ادرار میکرد، نوشت: «این جوجه تازه سر از تخم بیرون آورده میخواهد معروف شود و به امتیازاتی دست یابد.»
۲- دکتر فریدونی که این دستنوشته را با آیه مربوط به تهمت و دروغ شروع نموده، در بند دوم و سوم ادّعا میکند که پایگاه تخصصی نقد عرفانهای کاذب، «استفاده از پولهای سرشار» داشته و مینویسد: «با بودجههای هنگفتی که دریافت میکنید چه دسته گلی به آب دادهاید؟» ای کاش ایشان شجاعت این را داشت تا تنها یک سند برای این موضوع ارائه دهد که پایگاه مذکور و یا سرکار خانم میرزائیان که چندین سال است در زمینه مبارزه با عرفانهای کاذب جهاد میکنند، چه بودجه هنگفت و پول سرشاری دریافت کردهاند؟
۳-، اما شاید بتوان گفت که مهمترین بخش این نوشته بند چهارم آن است؛ آنجا که دکتر فریدونی نوشته: «من از انجمن بیرون نیامدم بلکه انجمن به علت داشتن روحیه انقلابی در این بنده مرا اخراج کرد.» این جمله اعترافی بزرگ است بر دو موضوع: اولاً دکتر فریدونی مثل برخی از دیگر افراد نبوده که به دلیل انحرافات انجمن، از این گروه جدا شده باشد و تا آنجا که میتوانسته همراهی با این تشکیلات منحرف را ادامه داده. ثانیاً اعترافی است بر این موضوع که انجمن حجتیه تشکیلاتی است که انقلابی نبوده و حتی مسئولان و اساتید با سابقهای همچون دکتر فریدونی را به جرم داشتن «روحیه انقلابی» از این گروه «اخراج» میکند. این اخراج، همان ماجرایی است که در مورد برخی از دیگر افراد نیز رخ داده است. امّا جالب است که دکتر فریدونی چند سال پیش در مکالمهای تلفنی به اینجانب گفتند که علّت جداییشان از انجمن حجتیّه، نه به عنوان قهر و طرد آنان، بلکه بدین جهت بوده است که به این نتیجه میرسند که وظیفهشان توجّه بیشتر به خطرهایی غیر از بهائیّت است؛ لذا به مبارزه با برخی از دیگر فرق میپردازند؛ و جالبتر آن که دکتر فریدونی که مدّعی است به جرم داشتن روحیه انقلابی از انجمن اخراج شده، امروزه در برخی از شبکههای ضدّ انقلاب جریان شیعه انگلیسی سخنرانی میکند!
۴- لازم است در اینجا به این نکته توجه شود که انجمن در چه تاریخی دکتر فریدونی را اخراج کرده؟ دکتر فریدونی خود به این سئوال پاسخ داده. وی در بیانیهای که در اردیبهشت سال ۱۴۰۰ بر علیه من منتشر نمود، مدعی شد که بیش از ۲۵ سال است که به صورت مستقل عمل میکند. چند روز پیش هم به مدیر پایگاه تخصصی نقد عرفانهای کاذب، باواسطه پیام داده که «من بیش از ۲۵ سال است که با انجمن حجتیه کاری ندارم». حتی اگر از همان سال ۱۴۰۰ حساب کنیم، ایشان تا حدود سال ۷۵ در تشکیلات انجمن حجتیّه فعّالیّت داشتهاند؛ در حالی که انجمن در سال ۶۲، رسماً بیانیّهی اعلام تعطیلی صادر کرد! کدام را باور کنیم؟ دم خروس را یا قسم حضرت عباس را؟
۵- در بند هفتم این دستنوشته آمده: «از هیچ کس و هیچ چیز واهمه ندارم.» با توجه به این شجاعت دکتر فریدونی و این که مدعی هستند سالهاست در مناظرات مهمی شرکت کردهاند و «در تمام مبارزات پیروز و سربلند بیرون آمدهام»، از فرصت استفاده کرده و از ایشان دعوت میکنم تا پیرامون «تاریخچه و عملکرد انجمن حجتیه از تاسیس تا سال ۷۵» مناظرهای آشکار داشته باشیم. این جمله از دکتر فریدونی را برایشان یادآوری میکنم که در بیانیه قبلی پیرامون من نوشته بودند: «ولی من یک بار برای همیشه اعلام میکنم اگر این متلبس به لباس شریف روحانیت دست از بازی کردن با آبروی من را برندارد منتظر باشد که رسما وارد میدان شده و حیثیت او کلا و طرا بر باد دهم.» آقای دکتر، لطفا وارد میدان بحث علمی شوید، توهین و رجزخوانی فایده ندارد.
۶- در بند پایانی این دستنوشته، پس از حواله دادن به روز قیامت، آمده است: «کدام شیر پاکخوردهای به شما گفته که من هنوز در انجمنم.» این عبارت دکتر فریدونی مرا به یاد فیلمی انداخت که ایشان در جمع انجمنیها سخنرانی کرده و پای لقمه حلال و شیر پاک آنان را وسط میکشد. همان سخنرانی که در آن حرفهای شیخ محمود حلبی را در وصف انجمن تکرار میکند. همان سخنرانی که در آن مرجعیت را نزد انجمنیها تخریب نموده و میگوید: «ما برای داستان مبارزات خودمان همه جا رفتیم. از خدمت مراجع عظام بگیر تا مسئولین دولتی… از یک نفرشان آب گرم نشده»؟! همان سخنرانی که در آن به گونهای صحبت میکند که گویا فقط انجمنیها درد دین دارند و لاغیر!: «یک سری آدم پیدا کردیم که درد دین دارند… آن هم فقط شماها هستید. تعارفی هم نیست… شما را پسندیدند و انتخابتان کردهاند… به هر حال امام شما را پسندیده.»!
آقای دکتر حسین فریدونی، اگر هنوز عضو انجمن حجتیه هستید، شجاعت ابراز داشته باشید؛ و اگر واقعاً از انجمن حجتیه اخراج شدید، متأسفم که مورد پسند امام زمان (ع) واقع نشدید!
- رضا اکبری آهنگر