جمهوری اسلامی؛ سپری که اگر بشکند، محراب هم می‌سوزد

در میانه‌ی هیاهوی فتنه‌ها، هنوز بخشی از جامعه‌ی مذهبی ما تصور می‌کنند دعوای دشمن صرفاً با «ساختار سیاسی» است و اگر خود را از سیاست کنار بکشند، دین و دنیایشان در امان می‌ماند. اما وقتی براندازان در فضای مجازی، بی‌پرده از رؤیای «ایران بدون اسلام» می‌نویسند و وقیحانه تهدید می‌کنند که فردای براندازی، «حرم‌های مشهد و قم را به آتش می‌کشند»، زنگ خطری به صدا درمی‌آید که نشنیدنش ساده‌لوحی است. این کینه‌ی عریان نشان می‌دهد که هدف نهایی، نه فقط سقوط یک نظام، بلکه انتقام از اصلِ تشیع و هویت «بچه شیعه» است.

برخی گمان می‌کنند این حجم از دین‌ستیزی واکنشی به حکومت دینی است، اما تاریخ پهلوی سند رسوایی این تحلیل است. مگر در آن دوران که خبری از جمهوری اسلامی نبود، دین در امان بود؟ تاریخ گواهی می‌دهد که پروژه دین‌زدایی در ذات مدرنیته‌ی وارداتی بود؛ از کشف حجاب اجباری و قدغن کردن روضه‌ی سیدالشهدا(ع) بگیرید تا تغییر تقویم هجری به شاهنشاهی و اجرای نمایش‌های مستهجن جشن هنر شیراز در ماه مبارک رمضان. آن‌روزها حکومتی دینی نبود، اما تیغ حذف دین از هر زمانی تیزتر بود.

حقیقت این است که جمهوری اسلامی امروز به مثابه‌ی یک «پوسته‌ی سخت» و «سپر بلا» عمل می‌کند. این نظام، تمام ضربات زهرآگینِ سیاسی و رسانه‌ای دشمن را به جان خریده تا هسته‌ی مرکزی دین و مناسک مذهبی محفوظ بماند. برادر و خواهر ایمانی! اگر خدای ناکرده این سد بشکند، سیلاب ویرانگرِ دین‌ستیزی دیگر پشت هیچ مانعی متوقف نخواهد شد و اولین قربانی‌اش همان سجاده، حسینیه و حریم امنی است که امروز دل به آن خوش کرده‌اید. آنانی که امروز سودای آتش زدن حرم‌ها را دارند، فردا به چادر ناموس شیعه و پرچم هیئت شما رحم نخواهند کرد. دفاع از این نظام، دفاع از حزب و جناح نیست؛ دفاع از این «سپر دفاعی» است تا امکانِ «مسلمان زیستن» در دنیای بی‌رحمِ امروز سلب نشود.

 

نویسنده: علیرضا ذکائی

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *