گسست پیوندهای انسانی در شعاع تشعشعات منفی

گسستِ پیوندهای انسانی در شعاع تشعشعات منفی؛ واکاوی نقش آموزه‌های فرقه‌ای در فروپاشی کانون خانواده

نهاد خانواده به عنوان بنیادی‌ترین واحد تشکیل‌دهنده جامعه، همواره در برابر هجمه‌های فکری و فرهنگی جریان‌های انحرافی آسیب‌پذیر بوده است، اما در میان فرقه‌های نوظهور، جریانی که با نام عرفان حلقه شناخته می‌شود، به واسطه ابداع مفاهیم موهومی نظیر تشعشع منفی و آلودگی‌های غیرارگانیک، شمشیر را برای نابودی پیوندهای عاطفی از رو بسته است. واکاوی پرونده‌های متعدد آسیب‌دیدگان و تحلیل محتوای آموزه‌های محمدعلی طاهری نشان می‌دهد که این فرقه با ایجاد یک دوقطبی کاذب میان اعضای متصل و ناپاکان غیرعضو، بذر سوءظن و پارانویا را در میان اعضای خانواده می‌کارد. آنچه در ادبیات فرقه تحت عنوان سیر کمال و پاک‌سازی تبلیغ می‌شود، در واقعیت اجتماعی، چیزی جز انزوای فردی، گسست پیوندهای خویشاوندی و در نهایت طلاق‌های فرقه‌ای نیست. این یادداشت بر آن است تا مکانیسم‌های تخریب خانواده را در نظام فکری عرفان حلقه مورد واکاوی قرار داده و پیامدهای مخرب آن را در ساحت روابط انسانی تبیین نماید.

نخستین گام در فرآیند جداسازی فرد از کانون خانواده، القای نظریه پولاریته و تشعشع شعوری است. طبق این دیدگاه، هر انسانی حامل نوعی تشعشع است که می‌تواند مثبت یا منفی باشد و بر اطرافیان اثر بگذارد. فرقه به پیروان خود می‌آموزد که افراد غیرعضو، به دلیل عدم اتصال به شبکه شعور کیهانی، عمدتاً حامل تشعشعات منفی و ویروس‌های ذهنی هستند. این پیش‌فرض خطرناک باعث می‌شود که مریدان حلقه، به نزدیک‌ترین افراد زندگی خود، از جمله همسر و والدین، به چشم منبع آلودگی بنگرند. فردی که تا دیروز در آغوش گرم خانواده احساس امنیت می‌کرد، اکنون با القائات مربیان فرقه، گمان می‌کند که حضور در کنار عزیزانش باعث قطع اتصال یا هجوم موجودات غیرارگانیک به او می‌شود. این نگاه ابزارنگارانه و تبعیض‌آمیز، اولین شکاف عمیق را در روابط عاطفی ایجاد کرده و صمیمیت را با ترس و شک جایگزین می‌سازد.

لایه‌ی دوم تخریب، در مفهوم «لایه محافظ» نهفته است که به عنوان یک ضرورت حیاتی برای بقا در دنیای پر از تشعشع منفی معرفی می‌شود. مریدان می‌آموزند که بدون دریافت این لایه از سوی مسترها، در برابر حملات شعوری دیگران بی‌دفاع هستند. استفاده از این لایه، نوعی «حصار ذهنی» پیرامون فرد ایجاد می‌کند که او را از تعاملات طبیعی اجتماعی بازمی‌دارد. در بسیاری از گزارش‌ها آمده است که پیروان حلقه از خوردن غذایی که توسط افراد غیرعضو تهیه شده، یا حتی دست دادن با بستگان خود پرهیز می‌کنند، با این توجیه که تشعشع منفی آن‌ها لایه محافظ را سوراخ کرده و فرد را دچار برون‌ریزی می‌کند. این رفتارهای وسواس‌گونه و غیرعادی، به سرعت منجر به بروز تنش در محیط خانواده شده و اطرافیان را نسبت به سلامت روان فرد نگران می‌سازد؛ نگرانی‌ای که توسط فرقه به عنوان مقاومت شبکه منفی تعبیر شده و فرد را به انزوای بیشتر تشویق می‌کند.

یکی از فاجعه‌بارترین ابعاد آموزه‌های طاهری، معرفی اعضای خانواده به عنوان مجرای نفوذ موجودات غیرارگانیک است. فرقه با سوءاستفاده از مفاهیم دینی نظیر جن، مدعی می‌شود که بسیاری از اطرافیان فرد تحت تسخیر هستند و قصد دارند او را از مسیر کمال بازدارند. وقتی یک همسر یا والدین از سر دلسوزی با فعالیت‌های فرقه‌ای فرد مخالفت می‌کنند، مربیان فرقه به او القا می‌کنند که: این سخن همسرت نیست، بلکه موجود غیرارگانیک درون اوست که از نورانیت تو می‌ترسد!. این حربه، راه را بر هرگونه نقد و نصیحت منطقی می‌بندد و فرد را در وضعیتی قرار می‌دهد که تنها کلام رهبر فرقه را وحی منزل دانسته و خانواده‌اش را به عنوان دشمن پنهان شناسایی کند. تکرار این القائات، حس شفقت و همدلی را در فرد خشک کرده و او را به موجودی سرد و بی‌تفاوت تبدیل می‌کند که به راحتی حاضر است برای حفظ اتصالات موهوم خود، پیوندهای چندساله زناشویی را از هم بگسلد.

پیامد ملموس این فرآیند، پدیده‌ای است که در مراجع قضایی و مددکاری با عنوان «طلاق‌های فرقه‌ای» شناخته می‌شود. گزارش‌های مستند نشان می‌دهند که عرفان حلقه یکی از اصلی‌ترین عوامل فروپاشی خانواده‌ها در میان فرقه‌های نوظهور در ایران بوده است. فرد آسیب‌دیده که در چرخه‌ی بی‌پایان اتصال و برون‌ریزی گرفتار شده، تمام زمان و سرمایه خود را صرف جلسات فرقه می‌کند و از ایفای وظایف همسری و والدی بازمی‌ماند. هزینه‌های سنگین دوره‌های مختلف که تحت عناوین فریبنده دریافت می‌شود، بنیه اقتصادی خانواده را هدف قرار داده و منجر به بروز اختلافات مالی شدید می‌گردد. در نهایت، وقتی همسر غیرعضو نمی‌تواند با تغییرات رفتاری ناگهانی و خرافات القا شده کنار بیاید، فرقه با تشویق فرد به رهایی از وابستگی‌ها، او را به سمت جدایی سوق می‌دهد تا مانع اصلی نفوذ خود بر ذهن مرید را از میان بردارد.

علاوه بر فروپاشی کانون زوجین، آسیب‌های تربیتی جبران‌ناپذیری بر فرزندان این خانواده‌ها وارد می‌شود. والدینی که درگیر توهمات موجودات غیرارگانیک هستند، فرزندان خود را نیز در این فضای رعب‌آور پرورش می‌دهند. ترساندن کودکان از ویروس‌های ذهنی و القای این مطلب که جهان محیطی خطرناک و انباشته از تشعشعات منفی است، امنیت روانی نسل آینده را به مخاطره می‌اندازد. در مواردی گزارش شده است که والدین عضو فرقه، فرزندان خود را به دلیل رفتارهای طبیعی کودکی، تحت جلسات تشعشع دفاعی قرار داده‌اند که منجر به بروز کابوس‌های شبانه و اختلالات اضطرابی شدید در کودکان شده است. این چرخه خشونت پنهان که با نام پاک‌سازی صورت می‌گیرد، جنایتی خاموش در حق نسل جدید است که ریشه در توهمات یک معنویت خودساخته دارد.

در ساحت وسیع‌تر، آموزه تشعشع منفی منجر به پیدایش یک جامعه‌گریزی مقدس در میان پیروان می‌گردد. مریدان حلقه با نگاهی از بالا به دیگران، جامعه را به دو بخش متصلین برتر و ناپاکان تحت تسخیر تقسیم می‌کنند. این تکبر معنوی که با هدف تحقیر مخالفین ترویج می‌شود، باعث می‌شود که فرد تمام حلقه‌های دوستی و روابط کاری سابق خود را قطع کرده و تنها در دایره اعضای فرقه احساس امنیت نماید. این انزوای اجتماعی، فرد را از حمایت‌های عاطفی و مشاوره‌های منطقی اطرافیان محروم کرده و او را به لقمه‌ای آماده برای بلعیده شدن توسط ساختار هرمی فرقه تبدیل می‌کند. در واقع، عرفان حلقه با نابودی سرمایه‌های اجتماعی فرد، او را به یک برده ذهنی تبدیل می‌کند که تنها هویتش در اتصال به مرکزیت جریان معنا می‌یابد.

در نهایت، رهایی از این حلقه اسارت و بازسازی پیوندهای انسانی تخریب شده، مستلزم افشای ماهیت ضداجتماعی آموزه‌های طاهری است. تضاد فاحش میان ادعای صلح با کائنات و واقعیت جنگ با خانواده، نشان‌دهنده ماهیت التقاطی و فریبکارانه جریانی است که برای بقای خود، ناچار به نابودی اصیل‌ترین پیوندهای بشری است. جامعه رسانه‌ای، نهادهای فرهنگی و مشاوران خانواده موظفند با تبیین علمی مکانیسم‌های فریب در این فرقه، از نفوذ بیشتر این سرطان عاطفی جلوگیری نمایند. بازگشت به معنویت اصیل اسلامی که در آن، تکریمِ والدین و حُسن خلق با خانواده از والاترین عبادات شمرده می‌شود، یگانه راه مقابله با القائات پارانوئیدی جریانی است که سلامت روان و ثبات خانواده را قربانی جاه‌طلبی‌های فرقه‌ای نموده است.

 

نویسنده: مهدی قیاسی کارگرمقدم

لینک کوتاه این صفحه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *